شامگاه جمعه برای عزیمت به تهران به فرودگاه اصفهان رفتم. بنا بود با پرواز 222 ایران ایر در ساعت 22:05 سفر کنم. هنوز کارت پرواز رو نگرفته بودم که اطلاعات پرواز اعلام کرد : هواپیمایی جمهورس اسلامی ایران هما ضمن عرض پوزش اعلام میدارد پرواز شماره 222 با 1 ساعت تاخیر در ساعت 23:05 انجام خواهد شد.

تاخیر 1 ساعته که اصلا" تاخیر به حساب نمیاد! کارت پرواز رو که گرفتم دیدم روی اون بجای پرواز 222 نوشته شده پرواز 252!! روی نیمکتهای فلزی نشسته بودم و تلویزیون نگاه میکردم که دوباره اعلام شد : هواپیمایی جمهورس اسلامی ایران هما ضمن عرض پوزش اعلام میدارد پرواز شماره 222 در ساعت 23:35 انجام خواهد شد.

علت تغییر شماره پرواز رو هم متوجه شدم. پرواز 222 کنسل شده بود و بنا بود مسافرین این پرواز و پرواز 252 در هم ادغام شوند! حالا با خیال راحت میشد نشست پای تلویزیون. دقایقی بعد زا ما دعوت شد که به سالن بازرسی برویم و حدود ساعت 23:20 هم سوار هواپیما شدیم ؛ یک فروند ایرباس 300 که در مسیر تهران – اصفهان – دبی – اصفهان پروزا کرده بود و حالا باید مسافرین اصفهان رو به تهران میبرد. ساعت از 23:45 هم گذشت اما دیدیم دربهای هواپیما بسته نشده و عده ای مرتب در حال رفت و آمد هستند. ساعت تقریبا به 24 رسید که خلبان اعلام کرد لاستیک یکی از چرخهای هواپیما دچار فرسودگی شده و باید تعویض بشه و اینکار بین 40 تا 60 دقیقه طول میکشه. هوا سرد و بود و تعدادی بچه کوچولو که در هواپیما بودند ناآرومی میکردند. پذیرایی از مسافرین آغاز شد. با اینکه برای این ساعت پرواز باید شام در نظر گرفته بشه اما از مسافرین با آب پرتقال ، کیک تی تاپ و یه پرتقال ( عصرانه ) پذیرایی شد.

بعد از این پذیرایی شاهانه! مهمانداران همانند تمامی پروازهای ایران ایر که از خارج برمیگرده ، دور هم جمع شدند و مشغول گفتگو و خنده و استراحت. ساعت از 00:45 بامداد هم گذشت و باز هم خبری نبود. از بیرون هواپیما صدای چکش کاری میومد ( مثل اینکه هواپیما نیاز به صافکاری هم داشت! ) خلبان مجددا" اعلام کرد تا 10 دقیقه دیگه آماده ی پرواز هستیم اما این 10 دقیقه تا نزدیک ساعت 2 بامداد ادامه پیدا کرد تا بلاخره هواپیما به راه افتاد. مهمانداران که خیالشون از بایت پذیرایی راحت شده بود با کمال خونسردی و آرامش ، روی صندلی های مخصوصشون به خواب رفتند و این خواب برای یکی از اونها اونقدر عمیق بود که حتی با فرود هواپیما در فرودگاه مهرآباد ، ایشون هنوز خواب بود و مسافرین بیدارش کردند.

این پرواز ، یکی از بدترین خاطرات پروازی من با ایران ایر در طول 23 سالی است که با این ایرلاین پواز میکنم. در طول پرواز بطور مدام به این گفته ی اخیر آقای دکتر احمدی نژاد فکر میکردم که در اهواز گفتند : ما آماده ی ساختن ایران و جهان هستیم....

 

روز شنبه و یکشنبه در همایشی تخصصی در زمینه مدیریت مالی شرکت کردم. سال گذشته همین همایش با سطح کیفی بسیار بالا برگزار شده بود و با حضور در اون ، ایده های بسیار مناسبی برای اجراء در محیط کاری بدست آورده بودم اما امسال پراکنده بودن موضوعات مورد بحث باعث شد که همایش هیچ هدف خاصی رو دنبال نکنه. متاسفانه به نظر میرسه که حتی برخی همایشهای تخصصی اسم و رسم دار هم داره به بیماری سایر همایشها ( سود مادی برای برگزار کنندگان ) مبتلا میشن. الان هر روز چندین و چند آگهی برگزاری دوره های آموزشی تخصصی بدستم میرسه ( در شهرهای بزرگ یا جزیره ی کیش و با دادن گواهی هایی که بدرد دریافت پاداش آموزشی میخوره ). در اداره ی ما اکثر قریب به اتفاق این آگهی ها بایگانی میشه و مورد توجه قرار نمیگیره اما میدونم که همه جا اینطور نیست. باز هم به یاد همون جمله می افتم : ما آماده ی ساختن ایران و جهان هستیم....

 

در مدت حضورم در تهران بجز شرکت در همایش و حضور در دفتر ، برنامه ی دیگه ای نتونستم داشته باشم. بیماریم هنوز باقی بود و ناچار به مصرف دوباره ی آنتی بیوتیک قویتر شدم.

 

پرواز برگشتم به اصفهان شرایطی متفاوت داشت. هواپیمای فوکر 100 که برای این پرواز آماده شده بود بسیار تمیز و مرتب بود. شیشه ی پنجره ها از هر دو سمت درون و بیرون شفاف و درخشان بود و به نظر میرسید به تازگی تمیز شده. سر مهماندار هواپیما با ادب و احترام ویژه ای به یکایک مسافران خوش آمد گفت. پرواز فقط با 5 دقیقه تاخیر آغاز شد. در طول پرواز تمام مهمانداران یک ریز مشغول انجام وظیفه بودند. غذایی که سرو شد ، مختصر ، اما بسیار با کیفیت و مرتب بود. در میان پرواز هم دیدم سر مهماندار بار دیگه سراغ تمام مسافرین اومد و ضمن خوش آمد گویی مجدد ، از اونها میخواست اگر پیشنهاد و یا انتقادی در مورد سرویس ارائه شده دارند حتما" اعلام کنند. در طول این 23 سال ، این اولین بار بود که میدیدم یه سر مهماندار چنین رفتار در خور ستایشی داره. هر چقدر که از پرواز جمعه شب خاطره ی بد داشتم ، در این پرواز خاطره های خوب برام به یادگار باقی موند.