همونطور که گفته بودم امروز از مسیر گل یخ به قله صفه رفتیم و در این گزارش مصور به معرفی این مسیر میپردازم. تعداد عکسها و حجم اونها یه مقدار زیاد شده و از این بابت پوزش میخوام.

 

 

15 دقیقه پیاده روی از ورودی صفه ما رو به پناهگاه میرسونه . در این محل ( که آغاز مسیرهای مختلف سنگنوردی برای رسیدن به آبشار مصنوعی صفه است ) افراد توسط مربی بگونه ای در صف قرار میگیرند تا در مواقع لزوم ، افراد با تجربه تر به سایر اعضای گروه کمک کنند.

 

 

 

 

 

این مسیر به نام " زیر کابل " معروف شده و مسیر نسبتا" راحتی است. البته هر گونه بی احتیاطی در کوه باعث میشه که حتی مسیرهای ساده و راحت هم خطرآفرین بشه.

 

 

 

 

" چشمه " سرآغاز مسیر حرکت به طرف قله است. پس از چند دقیقه حرکت در مسیری با شیب ملایم به محلی خواهیم رسید که مسیرهای متعددی از اون برای رسیدن به قله منشعب میشه.

 

 

 

 

 

 

برای رسیدن به ابتدای مسیر گل یخ ، به موازات دیواره بلند کوه صفه و در جهتی که کاملا" آفتابگیر بوده و در فصل سرما ، گرمای دلچسبی در وجود کوهنوردان ایجاد میکنه ، حرکت کردیم

 

 

 

 

این خان اول مسیر " گل یخ " است. دیواره و شکافی با شیب بسیار تند و البته نه چندان بلند. برای احتیاط ، افرادی که تجربه ی کمتری دارند با حمایت طناب باید صعود کنند. حرکت روی این شیب تند ، هم هیجان انگیزه و هم راحت. سنگهای این قسمت بسیار ناصاف هستند و دستگیره ها و جا پاهای متعددی میشه پیدا کرد.

 

 

 

 

 

خان دوم مسیر ، عبور از تخت سنگ بزرگی است که از جای خودش افتاده اما آنچنان در بین تخت سنگهای دیگه گیر کرده که میشه بهش چنگ انداخت و ازش بالا رفت. با اینکه ارتفاعی که در اینجا باید صعود کنیم سه چهار متر بیشتر نیست ، اما منفی بودن شیب از یه طرف و تنگ بودن فضای حرکت از سوی دیگه باعث میشه که اکثر اعضای گروه با حمایت طناب به بالا برند.

 

 

 

 

در خان سوم هم دستگیره ها و جا پاهای خوبی هست اما سنگهای یه طرف این دیواره و شکاف ، بشدت ریزشی هستند و نمیشه خیلی بهشون اطمینان کرد. امروز وقتی منتظر بودم تا نوبت صعودم برسه ، یه سنگ پرت شد روی سرم که خوشبختانه بخاطر استفاده از کلاه ایمنی ، فقط صدای برخورد رو شنیدم.

 

 

 

 

بعد از خان سوم ، دیگه مسیر خیلی راحت میشه و افراد گروه با سرعت به قله میرسند و استراحت میکنند. چیزی که باعث میشه اینگونه برنامه ها بسیار لذتبخش و نشاط انگیز بشه ، قرار گرفتن در جمع و تعاون و همکاری گروهی است.

 

 

 

امروز یه آقایی تک و تنها در همون قسمتهای اولیه مسیر قله ، لای تخت سنگها نشسته بود و سه تار میزد. صدای خیلی ناز و دلنشینی هم داشت. شاید اگر تنها بودم از ایشون اجازه میگرفتم تا دقایقی در کنارشون بشینم و از نوای گرمشون بهره مند بشم.

 

 

 

این هم گروه همنوردانی که هنوز اسمی برای خودشون انتخاب نکردند.

 

 

 

این عکس ، نقاشیهای انسانهای نخستین بر روی سنگ نیست ! ارواح سرگردان کوهستان هم به تصویر کشیده نشده ! این اعضای گروه ما است. میتونید من رو در این جمع شناسایی کنید؟

 

در پایان لازمه از همکاری تمامی اعضای گروه بویژه جناب آقای بخشی که باعث شدند روز بسیار خوبی رو سپری کنیم سپاسگزاری میکنم. جای بقیه ی دوستان همنورد هم خالی....