بعضی وقتها از شرایط کارم ناراضی میشم. انرژی زیادی دارم ولی حس میکنم شرایط اجازه نمیده که این انرژی رو در اجرای اهداف اداری آزاد کنم. مجبور میشم با وضعیت موجود بسازم. توی محیط کاری من ، فواصل تشکیلاتی بسیار بلندی وجود داره. این فواصل بسیار زیاد و بسیار بلند ، بعضی وقتها مانع انجام جهش برای اجرای برنامه ها ی جدید میشه. امیدوارم شرایط تغییر کنه.

 

روز جمعه رو به انجام کارهای منزل و گلکاری اختصاص دادم. توی خونه بخاطر اینکه فضای انباری بزرگی داریم ، هر چی خرت و پرت داشتیم بجای کنار گذاشتن ، انبار کردیم. دیروز بخش زیادی از اینها رو آماده ی تحویل به ماموران بازیافت کردیم و بخش دیگری رو هم بسته بندی کردیم تا در اختیار کسانی بگذاریم که میتونند از این وسایل استفاده کنند. چند تا از اسباب بازیهای قدیمی بچه ها رو هم نگه داشتم تا اگر سفر دوباره ای به آتشگاه پیش اومد ، برای بچه های اون دیار ببرم.

 

چند هفته ی قبل تعدادی پیاز گلهای نرگس شیراز ، نرگس شهلا ، سنبل و لاله خریده بودم. دیروز کار کاشت اونها رو به انجام رسوندم تا انشاءالله برای شب عید نوروز و سفره ی هفت سین ، به گل بشینند. باغچه ها و گلدونهایی که بنفشه کاری شده بودند هر روز داره جلوه ی بهتری پیدا میکنه.

 

دیشب برنامه ی غذایی خونه رو ویرایش کردیم. با کمک گرفتن از هنر همسرم در پخت و پز ، یه برنامه برای 8 هفته آماده کردیم که حاوی 56 مدل غذای متنوع در وعده ی نهار خواهد بود ، ضمن اینکه 11 غذای رزرو دیگه رو هم فهرست کردیم تا در صورت نیاز از اونها هم استفاده بشه. چند غذای دیگه هم که مواد اولیه ی اون بصوت فصلی وجود داره فهرست شدند.

بسیاری از غذاهای این فهرست محلی و سنتی هستند و در کنار اونها ، برخی غذاهای غیر ایرانی هم وجود داره. کوفته ریزه (کرمانشاه) ، آش دوغ (اردبیل) ، کباب دنده (کردستان) ، دمی شیرازی ، چکدرمه (ترکمن) ، کهی پلا (مازندران) ، شامی گیلانی ، میرزا قاسمی (گیلان) ، حلیم بادمجان (اصفهان) ، املت خوزستانی ، کالاجوش/ماست جوش (اصفهان و خراسان) ، اشکنه کشک (خراسان) ، آش ماست و خرفه (نیشابور) و والک پلو (تهران-فقط در فصل بهار) از جمله غذاهای محلی هستند که در برنامه ی غذایی ما جای گرفتند. غذاهای ساده ( اما پر انرژی ) مثل عدسی ، خوراک لوبیا چیتی ، خوراک لوبیا سبز ، کوکوی سبزی ، سوپ سبزیجات ، نرگسی ، خاگینه ، آبگوشت و ... هم در این فهرست هستند. حسن بزرگ این فهرست ، تنوع کم نظیر غذاها است و اینکه هر غذا در هر 8 هفته ( حدود دو ماه ) فقط یکبار پخته میشه.

بعضی غذاها هم هستند که خیلی شبیه به غذاهای ایرانی خودمونه اما اسمهای خارجکی براشون گذاشتن تا مجله های مختلف آشپزی ، پز بدند که غذای جدید اختراع وکردند!! غذاهایی مثل کوفته آدانا و ژامبالیا.

 

آخر شب به همه ی کارهای امروز و این روزهام فکر میکردم. برنامه ی 8 هفته ای آماده کردیم اما نمیدونم چرا این فکر به سراغم اومده بود که شاید الان که سرت رو روی بالین میذاری ، صبح دیگری  برات وجود نداشته باشه.... باز بخودم گفتم : آره. شاید اینطور باشه. شاید دیگه طلوع فردا رو نبینم اما تا هستم ، دوست دارم با برنامه کار و تلاش کنم و موجبات رضایت خاطر اطرافیانم رو در حد مقدوراتم فراهم کنم. اگر هم فرصتم به اتمام رسید ، من هستم و امیدی بی اندازه به وجودی سراسر رحمت و لطف و مغفرت