دیروز برام یه روز موفق در سنگنوردی بود. کارگاه جدیدی که در اون تمرین میکنیم ، ابتدا کمی شیب منفی داره و بعد مسیر تقریبا" عمودی میشه. کار در این کارگاه رو به تازگی شروع کردیم. در دو سه باری که تا بحال از این دیواره صعود کردم فقط تا 4 اسلینگ ( تقریبا" نیمی از مسیر ) بالا رفتم و بعد هم بدلیل خستگی زیاد و دم کردن دستها ، برگشتم پایین. کمی بالاتر از اسلینگ چهارم ، یه تخته سنگ کوچیک وجود داره که اگه بشه بهش رسید ، میتونیم روی این سنگ راحت بشینیم و استراحت کنیم ( البته نه از اون استراحتها با چای قند پهلو!! ). نشستن بر سنگی کوچیک در حالی که پاها تقریبا" آویزونه و با یه دست صخره رو چسبیدی و 12-10 متر هم از کف کارگاه بالا رفتی ، آی میچسبه!! توی این حالت ، طناب حمایت در حکم بند ناف جنینه!!!استرس

 

دیروز هدفم این بود که بلاخره به این تکه سنگ برسم و استراحت روی اون رو تجربه کنم. هوا سرد و بود و باد سوزناکی میومد. قبل از من دوستان دیگه 8 اسلینگ رو در مسیر نصب کرده بودند و تا رسیدن به کارگاه بالای صخره فقط یک اسلینگ دیگه مونده بود. حرکتم رو شروع کردم.

 

گیره های اولیه رو خیلی خوب گرفتم و بالا رفتم. رسیدن به اسلینگ سوم و چهارم خیلی برام مشکل نبود ؛ البته از حمایت مناسب و دقیق علی آقا هم برخوردار بودم. کمی استراحت کردم و آماده ی بالا رفتن شدم. خیلی سریع رفتم بالای همون تخته سنگ کوچیک و نشستم. واااااااااای..... بلاخره رسیدم. عینک

دستام خسته نبود و برای همین تصمیم گرفتم برم بالاتر. آروم آروم رفتم بالا تا به 20 سانتی متری اسلینگ هشتم رسیدم. مربی از من خواست در صورت امکان بالاتر برم و به کارگاه برسم اما بخاطر سرد شدن سنگها ، دو بند انگشتانم تقریبا" سر شده بود و نمیتونستم گیره های رو بخوبی بگیرم. تا همین جا هم برای خودم شاهکار کرده بودم!!

به آرومی فرود اومدم تا خاطره بسیار خوبی از سنگنوردی امروز برام بجا بمونه. یادمه که چند ماه پیش که کار سنگنوردان حرفه ای رو در این مسیر میدیدم با خودم میگفتم محاله که بتونم مثل اینها از این مسیر صعود کنم. همیشه با لذت و حسرت کار اونها رو تماشا میکردم. اما امروز خودم رو به اون بالا رسوندم..... خدایا شکرت.

 

یکی از دوستان چند تا عکس برام فرستاده. در بین این عکسها این یکی خیلی قشنگ و با مزه بود. کسی اسلینگ داره که به این بنده خدا بده؟؟!!نیشخندچشمک