ویژگی ارزشمند کوه صفه در اینه که مسیرهای صعود به آبشار و قله ی این کوه بسیار متعدد و متنوع است و هر بار میشه با اندکی تغییر در مسیر ، وارد گذرگاههای فنی و جذاب شد. این ویژگی هم از جهت فنی مهم است و هم باعث عدم یکنواختی در برنامه ی کوهنوردی میشه ؛ اونقدر که حس میکنی همیشه اولین باری است که به صفه اومدی.

 

در کوهنوردی دیروز و برای صعود از مسیر زیر کابل ، فقط چند متر مسیر جابجا شد اما همین جابجایی کوچک باعث گردید که با دست به سنگ جذابتری بریم بالا. بعد از رسیدن به آبشار از زیر مسیر یا علی عبور کردیم و با گذر از تنوره ی خاکی و بالا رفتن از یه شکاف به تخت سیاوش رسیدیم. مربی گروه تصمیم گرفتند از مسیر تنوره بلند به قله صعود کنیم.

 

تابستون امسال وقتی در حین کوهنوردی ، گروهی رو دیدم که وارد شکاف وحشتناک تنوره ی بلند شده بودند با خودم گفتم که اینها احتمالا" عقل درست و حسابی ندارند والا کدوم آدم عاقلی از چنین مسیری میره بالا. در زمستان جاری هم وقتی با یکی از دوستان صحبت میکردم از سختی این مسیر زیاد برام گفت. یادآوری اون تفکرات تابستانه و این شنیده های زمستانی باعث شده بود که در مورد همراهی گروه در صعود از تنوره ی بلند تردید پیدا کنم. این تردید وقتی جدی تر شد که در ورودی شکاف قرار گرفتم. یه لحظه به دلم خطور کرد که بگم من از این مسیر بالا نمیام ، اما زبون به کام گرفتم و صبر کردم.

 

با دیدن چگونگی حرکت مربی و دو نفر از همنوردان که در جلوی من بودند ، برای صعود از تنوره عزم جزم کردم و وارد شکاف شدم. عرض شکاف در قسمتهای پایینی به اندازه ی عرض بدن بود و با بالا رفتن ، این شکاف عریض تر میشد. دستگیره هم به تعداد کافی و لازم وجود داشت. میشد خیلی راحت با چسبوندن بالاتنه به دیواره ی کوه ، دستگیره های طرف مقابل رو گرفت و کم کم بالا رفت. یه سنگ نسبتا" بزرگ از بالای دیواره ول شده بود و وسط شکاف گیر کرده بود. نحوه ی قرار گرفتن این سنگ بصورتی بود که هیج اطمینانی به پایداری اون نبود.

 

ابتدا گفتم با طناب حمایت بالا میام اما دوستان گفتند نیازی نیست و میتونی راحت صعود کنی. واقعا" هم همینطور بود. حدود 6-5 متر رو بالا رفتم تا به سنگ بزرگی رسیدم که اون هم لای شکاف گیر کرده بود اما بخاطر بزرگیش ، جای ثابتی داشت و میشد روی اون ایستاد. وقتی در نگاه تابستونه به تنوره ی بلند نگاه میکردم ، فکر میکردم که کوهنوردان مسیر این شکاف رو مستقیما" تا بالا طی میکنند اما امروز فهمیدم بعد از طی کردن این 6-5 متر ، مسیر دیگه مستقیم نیست بلکه ابتدا با تراورس وارد عمق تنوره میشیم ( جایی که شبیه یه غار است و سنگهای بزرگی که بداخل شکاف افتادند روی هم قرار گرفتند ) و بعد اونقدر بالا میریم تا از روزنه ای که دو تا سه برابر عرض بدن وسعت داره ، از تنوره ی بلند خارج بشیم. در واقع تمام سختی مسیر تنوره ی بلند در همون 6-5 متر اولیه است و بس. حالا اطمینان دارم این مسیر رو به تنهایی هم میتونم صعود کنم. البته ذکر این نکته هم ضروریه که بدلیل ساختار کوه صفه و وضعیت سنگهای تنوره ی بلند ، این مسیر جدا" خطرناکه و هر آن احتمال ول شدن سنگهای بسیار بزرگ وجود داره ( وقتی میگم بسیار بزرگ منظورم اینکه که یک طرف دیواره ی بلند به هیچ جا بند نیست و ممکنه کل این صخره ی عظیم فرو بریزه که اگر خدای ناکرده چنین اتفاقی بیافته ، فاجعه ی بزرگی خواهد بود زیرا سقوط این صخره در مسیر تله کابین روی میده و ..... خدا اون روز رو نیاره )

 

با خروج از تنوره ی بلند به مسیری رسیدم که کوهنوردان نام " سلام آفتاب " رو روش گذاشتند. اسم با معنایی است چرا که بعد از خروج از تاریکی غار تنوره ی بلند به خورشید میرسیم. ادامه ی مسیر سلام آفتاب به ماری 1 میخوره و بعد هم قله.

 

خوب ؛ با صعود از تنوره ی بلند ، یکی دیگه از مسیرهای صعود به قله ی صفه رو پشت سر گذاشتم. مرعشی ، ماری 1 ، ماری 2 ، ماری 3 ، قاراپت ( از چند جهت مختلف در میانه ی مسیر ) ، یا علی ، گل یخ ، دی ، تنوره بلند ، پشت تنوره بلند و چندین مسیر فرعی بی نام دیگه ( بصورت کوهپیمایی ) ، مسیرهایی هستند که تابحال از اونها به قله ی صفه صعود کردم. البته هنوز چندین و چند مسیر دیگه باقی مونده که صد البته جزو مسیرهای بسیار فنی صعود به قله محسوب میشن.