در یکی از اولین روزهایی اولی با گروه همدلان کوهنوردی و سنگنوردی میکردم وقتی برای نرمش در ایستگاه امداد آتش نشانی صفه خواستم بارفیکس برم ، حتی یه بار هم نتونستم اینکار رو انجام بدم. تصور اولیه ام این بود که احتمالا" یه 40-30 تایی باید بتونم بارفیکس بزم ، اما دریغ از یه دونه. توی کار سنگنوردی هم وضعیت مشابه ای داشتم....

 

اولین باری که به سالن بلدرینگ ( سالن مخصوص تمرین صخره مصنوعی ) رفتم و مربی گفت در هر بار تمرین باید 300 گیره رو بگیرید ، با گرفتن همون 30-20 گیره ی اول ، دستهام دم کرد و زود خسته شد. اون روز حدود 70 گیره رو گرفتم. مربی 30 گیره رو علامت گذاری کرده بود که باید به ترتیب اونها رو میگرفتیم و روی بعضی از این گیره ها ، باید دستها جابجا میشد. تا چند جلسه ی قبل فقط یه بار تونسته بودم مسیر علامت گذاری شده رو بطور کامل طی کنم.....

 

پریروز از مسیر گل یخ به قله رفتیم. یکی از مراحل دقیق این مسیر رو برای اولین بار بدون طناب حمایت رفتم. کار راحتی بود البته به شرط اینکه طریقه ی صحیح تعویض جای دستها رو رعایت میکردیم. برای نرمش در ایستگاه امداد توقف داشتیم. وقتی میله های بارفیکس رو گرفتم ، خیلی راحت دو سه مرتبه و هر مرتبه 10 بار بارفیکس رفتم. کمی به دستها استراحت دادم و چند بارفیکس قدرتی هم رفتم ( توی این روش بدن رو یکباره بالا نمیبریم بلکه بسیار آروم و سانت سانت خودمون رو بالا میکشیم و سپس به همون آرومی برمیگردیم پایین ).

 

دیروز هم به سالن بلدرینگ رفتم. 8 بار پی در پی ، مسیر علامتگذاری شده رو تا آخر ( حتی کمی هم اضافه تر ) رفتم بدون اینکه دستهام دم کنه. چندین بار هم بخشی از مسیر رو بصورت معکوس ( از آخر به اول ) اومدم. دیروز بیش از 350 گیره رو گرفتم تا بلاخره دستام کمی خسته شد....

 

خوشبختانه تمرینات مداومم نتیجه داده و قدرت جسمی بیشتری پیدا کردم. این یه اصل در زندگی است که " کار نیکو کردن از پر کردن است " یا " خواستن توانستن است ".

 

آدمی قدرت عجیبی داره. تقریبا" به هر چی که اراده کنه میرسه. وقتی داستانهای ژول ورن نوشته میشد ، همه اونها رو افسانه میدونستند اما حالا خیلی از اون افسانه ها ، صورت واقعی پیدا کرده و وجود عینی داره. برای هدف گذاری در زندگی باید ایده آل نگر باشیم و افقهای دور دست رو در نظر بیاریم. باید باور داشته باشیم که ما میتونیم و قادریم هر کاری رو انجام بدیم.

 

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

بنگر که تا چه حد است ، مکان آدمیت