امشب ، آخرین شب چهارشنبه ی سال 1388 خورشیدی است و از زمانهای دور در چنین شبی ، آیین چهارشنبه سوری توسط ایرانیان برگزار میشه. تا چند دهه پیش ، این آیین همانند دوران کهن برگزار میشد ؛ کارهایی از قبیل بوته افروزی ، کوزه شکستن ، فال گوش ایستادن ، قاشق زنی ، پختن آش و خوردن آجیل

در دوره ی نوجوانی من ، آروم آروم ترقه ها و مواد آتش زای خطرناک جای بوته افروزی رو گرفت و سایر سنتهای چهارشنبه سوری هم بتدریج در بوته ی فراموشی قرار گرفت و از یاد رفت. اون سالها گوگرد و زرنیخ به بازار اومده بود که برای ترکوندنش روی زمین میریختیم و یه سنگ مرمر صاف روش قرار میدادیم و با ضربه ی پا ، مواد رو منفجر میکردیم. صدای حاصل از انفجار خیلی زیاد نبود اما بعضی وقتها که زرنیخ زیاد میریختیم ، سنگ زیر پامون چند تکه میشد.

 

در این سالهای اخیر مواد جدیدی جایگزین گوگرد و زرنیخ شده که دیگه نمیشه به اون ترقه گفت ؛ اینها به واقع بمبهای بسیار قوی و بی اندازه خطرناکی هستند که هیچ ارتباط و سنخیتی با آیین کهن چهارشنبه سوری ندارند. دلم نمیخواد در این مورد بیشتر از این بگم.

 

آرزو میکنم که همه ی ایرانیان به فرهنگ اصیل چهارشنبه سوری برگردند و این آیین رو همونطور اجرا کنند که روح و منظور اون بوده..... ما هم مطابق سنت این چند ساله از خونه بیرون نمیایم و همراه با اعضای فامیل ، آتشی فراهم میکنیم ، آشی میپزیم ، اشعاری از حافظ میخونیم و ساعاتی رو دور هم و در کنار آتش سپری میکنیم