دیروز برای تمرین سنگنوردی و همینطور رصد هلال ربیع الثانی عازم کوه صفه شدم.


در تمرین دیواره ی شهداء ، بسیار مسلط تر از هفته ی قبل روی دیواره حرکت کردم. تمامی تمریناتی که مربیانم ( آقایا بخشی و ستایش ) داده بودند رو مرور کردم و پنج یا شش بار مسیر دیواره رو بطور کامل رفتم. هفته ی قبل فقط یکبار این مسیر رو کامل رفته بودم. با تمرین روز گذشته ، پرونده کوهنوردی و سنگنوردیهای سال 88 برام بسته شد و اگه عمری باقی باشه بعد از تعطیلات سال نو ، دوباره این ورزش مفرح و پرکشش رو دنبال خواهم کرد.

 

تجهیزات رویت هلال که به همراه داشتم ، وزن کوله پشتیم رو زیاد کرده بود ؛ دو دوربین دوچشمی ، سه پایه ، دوربین عکاسی و وسایل مخصوص سنگنوردی ، یه بار حدود 12 کیلویی رو برام فراهم کردند. بعد از تمرین سنگنوردی ، از گروه همدلان جدا شدم و از مسیر زیر کابل ، مرعشی و ماری 3 رفتم روی قله. باد شدیدی روی قله میوزید. در محل استراحتی که روی قله داریم ، مستقر شدم. اینجا یه فرو رفتگی در داخل سنگه و محل مناسبی برای نشستن و تجدید قوا. دقایقی تا غروب خورشید مونده بود. افق غربی کمی غبار آلود بود اما مزاحمت باد شدید به مراتب بیشتر از غبار شد.

 

غروب خورشید در ساعت مقرر حاکی از اون بود که موانع افق غربی ارتفاع چندانی ندارند. دوربین اصلی رو روی سه پایه بستم و با دوربین قطب نمادار ، محل هلال رو تعیین کردم. کار جستجو آغاز شد اما وزش باد اونقدر بود که احتمال پرت شدن سه پایه و دوربین وجود داشت. موقع رصد اونقدر باد و خاک به چشمم خورد که صبح امروز ، چشمام شدیدا" ملتهب و قرمز شده بود. در چنین شرایطی شانسی برای رویت هلال وجود نداشت اما باز هم تا ساعت 18:45 به کارم ادامه دادم. یه درجه دار نیروی انتظامی هم به من ملحق شده بود. بنده ی خدا توی اون باد خاک مامور شده بود که روی قله بیاد و تا ساعت 12 شب هم اونجا بمونه ( البته در ایستگاه سایت صفه ). کفش مناسب کوه به پا نداشت و با تاریک شدن هوا ، باید به دشواری مسیر سایت رو پیدا و طی میکرد.

موقعی که به خونه رسیدم از ستاد استهلال خبر دادند سه گروه در استان اصفهان گزارش رویت هلال دادند. نظرم رو در این رابطه جویا شدند. در بین رصدگران هر سه گروه افرادی بودند که شناخت کاملی از اونها ( توانائیهای فنی و خصوصیات فردی ) داشتم. هر سه گزارش رو تایید کردم. خوشحال بودم که مثل همیشه ، رصدگرای این استان موفق به شکار یه هلال زیبای دیگه شده اند.

 

توی منزل ، جعبه های چوبی گلهای بنفشه که از آبان ماه در انبار بود رو آوردیم و آتشی روشن کردیم و از روی آتش پریدیم. شعر میخوندیم که :

غم برو ،‌ شادی بیا

محنت برو ، روزی بیا

وقتی شعله های این آتش فروکش کرد ، یه استنبلی ذغال افروخته ی خوش رنگ باقی موند که دورش نشستیم و آش رشته خوردیم. گفتگویی کردیم و همراه بچه ها از ستاره های آسمون و شعله های آتش عکس گرفتیم.

امروز بعضی از سایتهای خبری فتوای برخی از مراجع عظام تقلید رو در مورد چهارشنبه سوری منتشر کرده بودند که در این فتاوی عمدتا" به نهی این مراسم پرداخته شده بود. کسانی که با ظرایف سوالات شرعی و فتاوی مراجع عظام آشنایی دارند بخوبی میدونند که پاسخ یک فقیه رو نمیشه به تنهایی و بدون توجه به نحوه ی مطرح کردن سوال بررسی کرد. اونهایی که سن و سال بیشتری دارند یادشون هست که یکی از مراجع تقلید در زمان حیات امام راحل رضوان الله تعالی علیه ، در پاسخ به یک سوال شرعی ، حکم به حرام بودن دیدن برنامه ی های تلویزیون جمهوری اسلامی ایران دادند. و یا در موردی دیگر و در شهر تهران ، وقتی مسجدی در مسیر ساخت یک اتوبان قرار گرفت ، هیات امنای مسجد خیلی سریع با پرسیدن یک سوال شرعی ، پاسخی از یکی از مراجع دریافت کردند که به حرمت تخریب مسجد حکم میداد. با گذاشتن این فتوای بر روی میز شهرداری ، عملا" پروژه متوقف شد اما مدتی بعد وقتی شهرداری حاضر شد با صرف هزینه ی زیاد ، مسجد دیگری در نزدیک همان مسجد قبلی بسازد ، همان هیات امنای با تغییر نحوه ی سوال کردن ، اجازه ی شرعی تخریب مسجد و باز شدن گره ای از معضلات شهری را دریافت کردند.

در مورد چهارشنبه سوری هم همین وضعیت حاکم است. اگر بعنوان یک سوال شرعی پرسیده شود آیا کسی مجاز است در شب چهارشنبه ی آخر سال به لهو و لعب بپردازد و با منفجر کردن ترقه باعث زحمت مردم شود و اموال عمومی را تخریب کند و غیره و غیره ، طبعا" هر فقیهی حکم به حرمت این اعمال میدهد.

اما به نظر شما اگر سوال اینگونه باشد که آیا روشن کردن آتش در شب چهارشنبه ی آخر سال و صله ی رحم در مراسم این شب و ایجاد محیطی با نشاط در عین رعایت ضوابط شرعی مجاز یا خیر؟ آیا باز هم همان پاسخ قبلی را دریافت میکنم؟ به نظر میرسه که اینگونه نباشه زیرا صله ی رحم ( دیدار با اقوام و بستگان ) از جمله کارهایی است که در دین اسلام مکررا" بدان تاکید شده ، رعایت ضوابط شرعی هم که دیگر گفتن ندارد و برافروختن آتش ، خوردن آش و آجیل هم عملی حرام و یا غیر شرعی نیست. الان سالها است که شاهد مراسم نورافشانی ( همون آتش بازی سابق ) در سطح کشور و به مناسبتهای مختلف هستیم و هیچ مشکل شرعی هم در این زمینه اعلام نشده.

 

من هم مثل خیلیهای دیگه اعتقاد دارم رفتارهای حذفی نسبت به آیین های کهن ایرانی نتیجه ای نخواهد داشت. بجای اینکار بهتره تلاش کنیم این آیین ها به اصول و مبانی اولیه ی خودش برگرده. اگر به جشنها و آیین های ایرانی دقت کنیم در اکثر قریب به اتفاق اونها ، سنتهایی رو خواهیم دید که در دین اسلام هم تایید شده. ایرانیان در طول تاریخ یکتا پرست و موحد بودند و آیین های ایرانی هم از هرگونه خرافه پرستی به دور است. منتها همونطور که در برخی امور دینی ، خرافه وارد شده ( اونقدر که در این سالها صدای اعتراض مراجع عظام تقلید در این رابطه بگوش میرسه ) ، در این آیین ها نیز به مرور زمان ، افرادی خرافه هایی رو وارد کردند که همه ی ما ایرانیان ، باید دست بدست هم بدیم و این خرافه ها رو از آیین های ملی و تاریخیمون حذف کنیم.