خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

امروز برای اولین بار غارنوردی کردم. قرار گرفتن در محیطی که ذره ای نور طبیعی در اون وجود نداره هول انگیزه اما وجود زیباییهای متعدد در چنین محیطهایی ، باعث میشه که ریسک بروز خطرات مختلف رو بپذیری و وارد دنیایی متفاوت با اونچه که تا بحال دیدی بشی.


غار خاصه تراش ( آب بید ) در فاصله ی 33 کیلومتری شمال شرقی اصفهان و در ارتفاع 2300 متر از سطح آبهای آزاد واقع شده. طبق هماهنگی قبلی که با دوستان دولت آباد و دوست ارجمندم جناب آقای مهدی رحیمی انجام داده بودم صبح خیلی زود به حبیب آباد رفتم. دقایقی بعد دوستان ملحق شدند و پس از عبور از کمشچه و روستای باقر آباد ، وارد جاده ای فرعی شدیم. در کنار چند درخت بید و چشمه ای که برای آبشخور گوسفندان و آبیاری همین چند درخت بود توقف کردیم. ساعت 7:45 راهپیمایی آغاز شد. 1000 متر دورتر از محل پارک خودروها به دهانه ی ورودی غار رسیدیم. ساعت 8:10 بود که وارد غار شدیم.

 

دالان ورودی غار خاصه تراش ، مرتفع و کم عمق است. در انتهای این دالان ، تونلی باریک ، راه رسیدن به قسمتهای داخلی غاز است. هیجان از همین جا شروع میشه ؛ حرکت سینه خیز روی خاک نرم و در حالیکه سقف بلندی در بالای سر نیست. در دو سه قسمت ، این تونل بشدت تنگ میشه اما خوشبختانه طول این قسمتهای تنگ بسیار کم بود و بلافاصله پس از عبور از این قسمتها ، سقف بالای سر چند ده سانتی متر بالاتر میرفت. چند ده متر سینه خیز ، ما رو به دالانهای بزرگ درون غار رسوند.

 

قندیلهای این غار به بزرگی قندیلهای غارهای مشهور ایران نیست اما جذابیت خاص خودشون رو داشتند. چندین دالان مختلف رو طی کردیم و از راهروها و تونهایی عبور کردیم که سینه خیز و نیم خیز رفتن رو تحمیل میکرد. در بخشهایی از غار ، ریزش سقف مشهود بود ( این یکی از خطرات مهم این غار محسوب میشه ). نوع سنگها و قرار گرفتن خاک در بین لایه های سنگ باعث شده بود با نفوذ آب باران ، این سنگها قابلیت ریزش پیدا کنند.

در بخش دیگری از تونلهای غار ، بوی کبریت سوخته به مشام رسید. دیده شدن لکه های زرد در سقف سفید این تونلها حاکی از وجود گوگرد بود. این تونل خاص بتدریج تنگتر میشد ؛ اونقدر که حتی عبور افراد باریک اندام گروه رو هم با چالش روبرو میکرد. توصیه کردم به عقب برگردیم چرا که افزایش میزان گوگرد در هوای تنفسی ، میتونست خطرآفرین باشه.

 

در این اولین غارنوردی ، بخش زیادی از وقتم صرف عکاسی شد. از روشی برای نوردهی و نورپردازی استفاده کردم که نتایج خوبی داشت. بعد از سه ساعت ، از همون راهی که رفته بودیم برگشتیم. اعضای گروه در طول برنامه هیچ آسیبی به قندیلهای غار نزدند و یادگاریهای خودشون رو فقط از بخشی از غار که سقف ریزش کرده بود جمع آوری کردند. در برگشت ، شیب تونلهای کم ارتفاع رو به بالا بود. همراه داشتن تعدادی سنگ یادگاری ، عرق کردن در محیط غبار آلود این تونلهای تنگ و حرکت مداوم سینه خیز باعث شد که وقتی از غار بیرون اومدم ، شبیه کارگران معدن بشم ؛ خاک آلود با لباسی که قسمتی از اون پاره شده بود!

 

بعد از رسیدن به محل پارک خودروها ، لباسها رو عوض کردم. یه چای آتشی خوریم و مراجعت کردیم. لازمه که از دوستان عزیز دولت آباد و کمشچه که زحمت برنامه ریزی و تدارکات این برنامه رو بر عهده داشتند صمیمانه تشکر کنم ، روزی بیاد موندنی و خاطره انگیز بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩ توسط علیرضا بوژمهرانی

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ