روز جمعه ، چهارمین گردش بهاری سال 89 رو با سفر به شهر محلات ( استان مرکزی ) انجام دادم. محلات شهر گل و سرسبزی است. آب و هوای مطبوع و معتدل در کنار خاک قرمز رنگ و حاصلخیز محلات شرایطی را بوجود آورده که این منطقه بعنوان یکی از قطبهای تولید و صادرات گل و گیاه کشور شناخته بشه. وجود چشمه ی آبگرمی در نزدیک محلات که ترکیبات گوگردی داره و برای التیام بیماریهای پوست و مو و دردهای عضلانی مناسبه ، مزید بر علت شده تا این شهر بیش از پیش مورد توجه قرار بگیره.

 

برای عزیمت به محلات باید از جاده ی دلیجان و یا جاده ی خمین استفاده کرد. از اصفهان ، جاده ی دلیجان مناسبتر و نزدیکتر خواهد بود. شب قبل از سفر با گوگل مسیر رو کنترل کردم. یک راه آسفالته ی روستایی در مسیر دلیجان به نیمور وجود داشت که باعث کاهش 15 کیلومتری راه رسیدن به آبگرم محلات میشد ( این هم یه جور صرفه جوئی حساب میشه دیگه ). حدود ساعت 11 روز جمعه به آبرگ رسیدیم. یه مجتمع جهانگردی و توریستی در اونجا وجود داشت. از از درب این مجتمع بریم داخل ، در همون ورودی یه مسیر گردش به راست وجود داره که به پارکینگ ختم میشه. در کنار این پارکینگ ، مجموعه ای برای استفاده از آبگرم ساخته شده که تقریبا" تمیز و بهداشتیه ؛ هم وان داره و هم دوش ( به سبک حمومهای نمره ی سابق ). دو سالن برای استفاده ی آقایون و خانمها وجود داره و ورودی هم 35000 ریال است. برای تنظیم حرارت آب ، آب گرم اصلی رو با آب سرد مخلوط میکنند اما باز هم حرارت بالاست و نمیشه بیشتر از 20 یا 30 دقیقه در محیط موند. در این مدت کوتاه گرما و مواد محلول در آب آدم رو میگیره و بی حال میکنه. ادامه ی این وضعیت ممکنه دردسرساز هم بشه.

 

با خروج از محیط سونا مانند این حمامها و صرف مقداری میوه ، همه به وضع عادی برگشتیم و سرحال شدیم. از آبگرم تا محلات حدود 15 کیلومتر فاصله است. در اتوبان ورودی محلات گلهای زیبای اطلسی جلوه گری میکردند. رویش این گل در این موقع از سال حکایت از آب و هوای استثنائی محلات داره. در اولین میدان ورودی شهر ، شهرداری محلات یه فضاسازی زیبا رو انجام داده و با ساخت چند آلاچیق در محوطه ای سنگفرش شده ، ساخت نماز خانه و سرویس بهداشتی و در کنار اونها زمین بازی برای بچه ها ، این امکان رو فراهم آورده تا مسافران دقایقی رو با آرامش به استراحت بپردازند. نهار رو در همین محل صرف کردیم.

 

گشت و گذار کوتاهی در شهر داشتیم. درخت چنار کهنسالی ، هم اکنون در وسط میدانی کوچک از شهر قرار گرفته و به همین دلیل ، این میدان رو " میدان چنار " نامگذاری کردند. از این میدان خیابونی به طرف بالا میره که در دو طرفش ، درختهای چنار کهنسال سر به آسمون بلند کردند و در اون بالا دست به دست هم دادند. آفتاب به کف این خیابون نمیتابه. منظره ی قشنگیه و میشه حدس زد که این دو طرف این خیابون باید اعیون نشین باشه. مقصد بعدی ما دهکده ی گل بود. تعداد بسیار زیادی گلخونه و گلفروشی در این بخش از محلات وجود داره. آدم در حیرت این همه زیبایی میمونه....... چند پیاز گل مریم ، یک کوزه گل یاس رازقی ، 20 گلدون گل گازانیا و یک کاکتوس خوش رنگ کوچولو ، خرید و دستاورد این سفر کوتاه نیمروزی به محلات بود.

 

وقتی به خونه برگشتیم متوجه شدیم در اصفهان بارون خوبی باریده. پیش بینی هواشناسی هم این بود که این بارش تا دو سه روز آینده ادامه داره. برای اینکه ماشینم یه کارواش مجانی بره تصمیم گرفتم اون رو وسط حیاط پارک کنم و زیر سقف پارکینگ نبرم. امروز صبح که میخواستم بیام بیرون تصور میکردم حالا یه ماشین تر و تمیز منتظرم است که با آب بارون شسته شده. توی حیاط که اومدم دیدم آسمون صاف و آبی است و بارون هم نباریده اما در عوض ، یه پرنده ی بی انصاف آنچنان گندی به ماشین زده بود که نگو و نپرس...... بی وجدان معلوم نبود چی خورده بود که...... اول صبحی ناچار شدم ماشین رو درست و حسابی بشورم