این روزهای خیلیها به دنبال مدیتیشن ( راهی برای رسیدن به آرامش درونی و قدرت بخشیدن به تمرکز ) هستند. درگیر شدن روزافزون ما با زندگی ماشینی ، دور شدن غیر قابل تصور از طبیعت ، فشارهای متعدد روحی و اقتصادی ( که بعضا" خودساخته هستند ) ، دور شدن تدریجی از تعالیم دینی و نیز برخی استفاده های ابزاری از دین و دیانت ، از جمله دلایلی هستند که آرامش طبیعی رو از خیلیها گرفته و حالا این افراد سعی میکنند با شرکت در کلاسهای مدیتیشن ، اون آرامش از دست رفته رو برگردونند.

 

در مورد این کلاسها حرفهای زیادی شنیده شده ( پولهای باد آورده ای که نصیب مدرسین میشه ، مشکلات اخلاقی که در بعضی برنامه ها و محافل بروز کرده و باعث شده همون یه نموره آرامش باقی مونده هم از بین بره ، مصنوعی و موقتی بودن این به اصطلاح آرامش ، و ..... ). مثل هر بیماری که برای برطرف کردنش باید عامل بیماری رو ریشه کن کرد ، برای برخورداری از آرامش باید بینی و بین الله با خودمون خلوت کنیم و ببینیم چه چیزهایی باعث شده که ما آرامش نداشته باشیم و بعد در صدد حل اون معضلات باشیم.

 

شاید بعضیها بیکاری و گرونی و فشارهای اقتصادی رو عامل اصلی این مشکلات روحی بدونند. من هم تا حدی با این نظر موافقم اما آیا رفتن به کلاس مدیتیشن ، مشکل گرونی و بیکاری و اقتصاد رو حل میکنه؟ (‌البته برای مدرس کلاس که همینطوره ولی برای بقیه نه!!). من فکر میکنم بعضی وقتها بد نیست ما کمی برگشت به عقب داشته باشیم. منظور از این برگشت به عقب این نیست که تکنولوژی نوین رو رها کنیم و مثلا" بجای استفاده از تلفن ، از چاپار و دود برای اطلاع رسانی استفاده کنیم!

 

برگشت به گذشته یعنی برگشت دوباره بسوی خدا ( از نوع حقیقی و درونی ) ، برگشت به طبیعت ، برگشت به زندگی ساده و بی آلایش ، برگشت به خانواده و فامیل و همسایه و همشهری ، برگشت به خوردنیها و آشامیدنیهای ساده و بهداشتی و طبیعی ، برگشت به سنتهای دینی و ملی ، برگشت به پوششهای ساده و خوش رنگ و کارآمد ، برگشت به زمانی که باطن آدما ارزش داشت نه ظاهرشون ، یعنی .... یعنی .... یعنی و یعنی برگشت به اصالت قوم آریایی....