صعود از مسیر یا علی ، دیگه جزو برنامه های هفتگی گروه کوهنوردی همدلان شده.


خوشبختانه تمامی اعضای گروه با چم و خم این مسیر آشنا شدند و مشکل خاصی برای این صعود ندارند. البته این موضوع باعث نمیشه که از هیجان صعود از یا علی کاسته بشه. دیروز یه بار دیگه از این مسیر صعود کردم. کوله ام رو تا نزدیک آخرین شکاف به همراه داشتم. برای رسیدن به شکاف آخر ، وقتی دست به سنگ بودم ، یه گیره در زیر دست چپم شکست و از بدنه ی کوه جدا شد. سنگ کوچکی بود و خوشبختانه در زمانی کنده شد که بدنم در نقاط مختلف با سنگ و کوه درگیر بود و برای همین شکستن اون گیره ، مشکلی برام بوجود نیاورد. توی این مسیر هیچ وقت نمیتونی به گیره ها اطمینان ١٠٠% داشته باشی و برای همین هیجان این مسیر تمام نشدنی است.

 

سنگنوردی روی صخره مصنوعی تفاوتهای زیادی با سنگنوردی در محیط طبیعی داره. روی صخره مصنوعی ، گیره ها با یپچهای بزرگ محکم شده اند و سنگنورد میتونه بعضی گیره های رو با هر دو دست بگیره و یا اینکه در مواقعی هر دو پا رو یک گیره بذاره. اما در محیط طبیعی ( بخصوص اگه سنگها ریزشی باشه ) به هیچ عنوان نباید با دو دست به یک گیره چسبید و یا اینکه هر دو پا رو روی یک گیره گذاشت ، چرا که در صورت شکسته شدن گیره و رها شدن سنگ ، تعادل سنگنورد به هم میخوره و خطر سقوط جدی میشه. نکته ی دیگه اینکه در محیط طبیعی برای حرکت دادن یک دست ، باید دست دیگه و هر دو پا روی گیره محکم باشه و برای حرکت هر پا ، باید پای دیگه و هر دو دست چنین وضعیتی داشته باشند. در این حالت ، شکسته شدن گیره نمیتونه باعث بهم خوردن تعادل سنگنورد بشه.

در صخره مصنوعی شما محدودیتی برای اندازه ی حرکتهای دست و پا نداری و آزادی که با انجام حرکات قطری ، گیره های دورتر رو برای دست یا پا انتخاب کنی. اما در محیط طبیعی و هنگامی که از حمایت طناب برخوردار نیستیم بهتره دستگیره ها و جاپاها رو نزدیک به هم انتخاب کنیم ( دستها خیلی کشیده و پاها خیلی جمع نشه ). اینکار باعث میشه فشار وزن بین 3 یا 4 گیره تقسیم بشه و احتمال شکستن گیره ها کاهش پیدا کنه ، ضمن اینکه در چنین وضعیتی ، سنگنورد بهتر میتونه تعادلش رو در زمانهای بحرانی حفظ کنه. البته باید اینکار رو با دقت انجام داد تا فشار زیادی به دستها و پاها وارد نشه ، چون جمع بودن بی حساب و بی اندازه ی دستها باعث تخلیه سریع انرژی میشه.

موقع صعود تا جایی که شیب منفی نباشه ، باید بیشتر فشار وزن بدن به پاها منتقل بشه و از دستهای فقط برای حفظ تعادل استفاده کرد. اما وقتی شیب منفی شد ، دستها و عضلات شکم فشار وزن بدن رو تحمل میکنند و از پاها بیشتر برای حفظ تعادل استفاده میشه ( البته حتی در چنین شرایطی ، میشه از پا برای تحمل وزن استفاده کرد که صد البته تکنیکهای ویژه و خاصی داره )

 

اگر سنگنورد بتونه فنون و تکنیکهای سنگنوردی رو با خونسردی در محیط طبیعی اجراء کنه ، صعودش مثل حرکات باله خواهد شد ؛ نرم و لطیف و زیبا. در چنین حالتی ، سنگنوردی مثل سرودن و یا خوندن یک شعر میشه ؛ موزون ، دل انگیز ، شادی بخش و .... اما اگه غیر از اینه باشه ، حکایت کسی رو پیدا میکنیم که رفته بود تیر چراغ برق نصب کنه و وارد نبود....

از سه نفر خواستند تیر چراغ برق نصب کنند. نفر اول از صبح تا غروب 7 تا تیر نصب کرد. نفر دوم که بدنی ورزیده تر داشت در همین مدت 10 تیر نصب کرد اما نفر سوم که از اون دو نفر ورزیده تر بود از صبح تا غروب فقط 1 تیر نصب کرد. بهش گفتند از اون دو نفر خجالت نمیکشی که فقط 1 تیر نصب کردی؟ گفت درسته که من یه تیر نصب کردم اما اون یه تیر رو تا ته کردم توی زمین!!!!!!!!!!

امیدوارم روزی نیاد که کوهنوردی و سنگنوردیم مثل نصب تیر چراغ برق این بنده ی خدا بشه.....