طبق هماهنگی که انجام داده بودیم بنده به اتفاق آقایان میر سعید و رستمی با پرواز بامداد جمعه ی هواپیمایی الاتحاد به ابوظبی میرفتیم.


برای عزیمت به فرودگاه باید ساعت 2 بامداد از محل اقامتم خارج میشدم. شب نتوانستم بخوابم. قدری مطالعه کردم و آخرین کارهای مربوط به سفر را انجام دادم. ساعت 2 به همراه جناب میر سعید عازم فرودگاه شدیم. آقای رستمی هم قبلا" به این محل رسیده بود. نمیدونستم برای حمل این سه جعبه ی 60 کیلویی چقدر باید کرایه ی اضافه بار پرداخت کنیم.

 

 

بامداد جمعه 7 خرداد – فرودگاه بین المللی امام خمینی ( ره )

 

خوشبختانه چون وسایل شخصی که به همراه داشتیم بسیار سبک بودند ، هزینه ی اضافه بار پرداخت نکردیم. کار تحویل بار و زدن مهر خروج در گذرنامه ها بسرعت انجام شد. در اینجا متوجه شدیم آقایان نیری و خالقی هم با همین پرواز به ابوظبی میاند. نماز صبح رو توی فرودگاه خوندیم و سر ساعت مقرر سوار هواپیما شدیم. 4 سال پیش با یه هواپیمای بوئینگ 777 به ابوظبی رفتیم. در اون هواپیمای غول پیکر که نزدیک به 300-200 صندلی داشت ، کمتر از 30 نفر مسافر حضور داشتند. شاید به همین خاطر بود که هواپیمایی الاتحاد در حال حاضر از هواپیماهای کوچکتر ایرباس در این خط پروازی استفاده میکنه که البته هنوز هم بطور کامل پر نمیشه. بیشتر ایرانیها ترجیح میدن برای سفر به امارات با هواپیما به دبی بروند.

 

تاخیر آغاز پرواز کمتر از 5 دقیقه بود و هواپیما غرش کنان مسیر باند رو طی کرد و در آسمون شناور شد. 2 ساعت پرواز در پیش رو داشتیم. امکانات ویژه که در اختیار مسافران قرار داشت به مراتب کمتر از رقیب هواپیمایی الاتحاد ( امارات ایر لاین ) بود. موقع عبور از فراز مناطق مختلف به زیبائیهای کوهها نگاه میکردم و عکس میگرفتم. با عبور از فراز زرین شهر و کارخونه ذوب آهن اصفهان ، دوباره یاد خونه کردم.

 

 

کوههای زیبا در مسیر پرواز

 

با رسیدن به کرانه های خلیج فارس و عبور از فراز جزیره لاوان به ابوظبی نزدیک شدیم و تقریبا" 2 ساعت بعد از آغاز پرواز ، به آرامی در فرودگاه ابوظبی نشستیم.

 

 

بخش غربی جزیره لاوان

 

فرودگاه ابوظبی کوچک و زیباست. در کنار این فرودگاه و در راستای توسعه ی بسیار سریع ابوظبی ، فرودگاه بسیار بزرگی در حال ساخت است. بعد از ورود ، فقط 3-2 دقیقه طول کشید تا کنترل ویزا انجام بشه و وسایلمون رو بگیریم. در محوطه انتظار فرودگاه ، چندین راننده توسط میزبان اومده بودن به استقبال گروه ما. همراه اونها به سمت هتل المنزل به راه افتادیم.

 

 

هتل المنزل

 

با ورود به ابوظبی ، شما در ابتدا انتظار دارید که مظاهر یک کشور عربی رو ببینید اما ساختار معماری ، فرهنگی و اجتماعی این شهر بگونه ای است که شما احساس میکنید در یکی از کشورهای اروپایی و یا کشورهای آسیای جنوب شرقی هستید. به نظر من ابوظبی به مراتب از دبی زیباتر است. خیابونهای عریض ، زیبا و تمیز ، معماری مدرن و با برنامه ی ساختمانها ، فضاهای شهر بسیار شکیل و موزون ، خودروهای مد روز  برجهای زیبا و مرتفع ، و عرصه ی وسیع ساخت و ساز در ابوظبی ، چهره ای زیبا از این شهر به نمایش میذاره. اهالی این شهر هم مثل بقیه ی شهرهای امارات ، عمدتا" خارجی هستند و برای همین ، شما کمتر از هر کشور عربی دیگه ، در اینجا اعراب رو خواهید دید. این ترکیب نامنتناسب جمعیتی باعث غلبه ی فرهنگ غربی در ابوظبی شده که در مواردی عواقب مثبت و درمواردی عواقب منفی به دنبال داشته.سنتهای ملی اولین چیزیه که در این هجوم فرهنگی پامال میشه. در کشور خودمون هم چنین وضعیتی دیده میشه. مناطقی در شهرهای بزرگ ایران وجود داره که وقتی مردم ساکن در اون مناطق و رفتارشون رو میبینی نمی تونی بفهمی که انها ایرانی هستند و اونجا ایرانه یا نه؟

این مشکل ، فقط مشکل کشورهای جهان سومی نیست. در کشورهای پیشرفته ای مثل ژاپن و کره جنوبی و کشورهای اروپایی هم چنین اتفاقی داره روی میده. به نظر میرسه اینها تبعات حضور در دهکده ی جهانی است و فرهنگ عمومی مردم جهان داره به سمت یکنواخت شدن پیش میره. صد البته در این نوشتار نمیخوام به درست یا غلط بودن فرهنگها اشاره کنم اما این رویداد واقعا" داره اتفاق می افته که همه دارن یک شکل میشن.

 

برای روز جمعه برنامه ی خاصی نداشتیم. بیشتر وقت رو برای جبران کم خوابی روز قبل ، استراحت کردیم. گرمای هوا هم باعث شد که تقریبا" موقع غروب از هتل بیرون بریم. در فاصله ی نزدیکی از هتل محل اقامت ما ، مجتمع تجاری ابوظبی مال قرار داشت. پیاده به این مرکز رفتیم. همین چند صد متر پیاده روی آروم و سبک در هوای گرم و شرجی باعث شد خیس عرق بشم. در بیشتر مجتمع های تجاری بزرگ و معروف ابوظبی ، اجناس به اصطلاح مارک دار عرضه میشه. قیمتها بسیار بالا است اما کیفیت هم عالی است. بسیاری از لباسها تناسبی با فرهنگ مشرق زمین و کشورهای اسلامی نداره اما در راستای همون یکی شدن فرهنگها ، سلایق مردم سنتی هم عوض شده. لباس خیلی از مردان عرب تی شرت و شلوارک شده و تعداد زیادی از بانوان هم چادرهای مشهور عربی و روبندها رو به کنار گذاشتند از لباسهای اروپایی استفاده میکنند.

معمولا" در تمام این مجتمع های بزرگ تجاری ، محل مخصوصی هم برای اجناس ارزان قیمت وجود داره. تفاوتها هم واقعا" چشمگیر است. بعنوان مثال یه تی شرت مارک دار در یکی از این مجتمع ها به قیمت بیش از 300 هزار تومن عرضه میشد در حالی که در بخش دیگری ، تی شرتهای معمولی با قیمت کمتر از 2 هزار تومن فروخته میشه. دلیل این تفاوت و وجود این دوبخش ( جنسهای بسیار گران و اجناس بسیار ارزان ) در کنار هم ، به موقعیت مادی نیروی کار شاغل در ابوظبی مربوط میشه. در اینجا افرادی هستند که درآمد ماهیانه ی بین 30 تا 50 هزار درهم دارند ( 8.5 تا 14 میلیون تومن در ماه ) و کارگرانی هم هستند که بین 300 تا 1000 درهم در ماه دستمزد میگیرند ( 80 تا 280 هزار تومن در ماه ). مغازه ها و فروشگاههایی که اجناس ارزون میفروشند در جای جای این شهر یافت میشه اما حتی در مجلل ترین مجتمع تجاری ابوظبی ( مارینا مال ) هم ، بخشی از مجتمع به ارائه اجناس ارزون میپردازه. در کشور ما متاسفانه چنین رویکردی نیست و برای مثال مجتمع های تجاری شمال شهر تهرون کسر شآن میدونند که جنس ارزون عرضه کنند.

 

جمعه شب آقای حسن الحریری رو موقع شام دیدم. ایشون یکی از مسئولین انجمن نجوم دبی بود و برای نصب عکسها در سالن همایش باید با هم هماهنگ میشدیم. بنا شد ساعت 8 صبح روز شنبه کار نصب عکسها و آماده سازی نمایشگاه رو انجام بدیم.....