دهم آبان 88 بود که کار فنی با طناب و سنگنوردی رو آغاز کردم.


در دیواره ی شاه نشین که محل تمرین فنی ما در کوه صفه است چندین مسیر سنگنوردی وجود داره. اون روزهای اول کار ، من فقط از مسیر شاه نشین بالا و پایین میرفتم و سنگنوردی مسیر کلاهک رو انجام میدادم. یه مسیر سنگنوردی دیگه در کنار کلاهک وجود داره که اسمش " مسیر به یاد " است. یادمه اون اوایل یکی از سنگنوردان حرفه ای در این مسیر صعود کرده بود و در کارگاه انتهای مسیر با یه استیل خاص خودش رو به کارگاه متصل کرده بود و مشغول تنظیم طناب برای فرود بود. اون روز با حسرت به کار اون سنگنورد نگاه میکردم و با خودم میگفتم : هی جوونی کجایی؟؟!! عمرا" اگه بتونم از این دیواره با شیب منفی بالا برم و به کارگاه برسم....

 

دوم خرداد امسال  همین مسیر بیاد رو اسلینگ زدم و بالا رفتم . البته نتونستم به کارگاه آخر مسیر برسم ولی موفق شدم 8 اسلینگ رو نصب کنم و تا رسیدن به کارگاه فقط 2 اسلینگ فاصله داشتم. دیروز غروب در همین مسیر تمرین داشتیم. ابتدا علی آقا از مسیر بالا رفت و اسلینگها رو تا کارگاه نصب کرد و فرود اومد. از ایشون خواستم بجز دو اسلینگ آخر ، طناب رو از بقیه ی اسلینگها خارج کنه اما اسلینگها روی رولها باقی بمونه.

نوبت صعودم شد. بخاطر فاصله داشتن طناب حمایت ( که به صندلی فرود من وصل بود ) با طنابی که از حلقه ی کارگاه رد شده و به گریگری حمایت کننده وصل بود ، بهتر بود ایندو رشته طناب رو با یه اسلینگ به هم نزدیک کنم اما ترجیح دادم به نیروهای دستهام اتکا کنم و برای استراحت در مسیر ، خود حمایت بزنم. اینکار صعودم رو راحتتر میکرد اما اگر پاندول میشدم ، احتمال برخوردم با دیواره ی کوه خیلی بیشتر میشد ( چون نوسان خیلی بیشتری پیدا میکردم )

 

صعودم رو شروع کردم و سعی کردم تا حد امکان کمتر از حمایت طناب استفاده کنم و تکنیکهای مربوط به صعود ( نحوه استقرار دستها و حرکت پاها ) رو به درستی به اجراء بذارم. بخاطر تمرینات مداومی که برای تقویت عضلات دستها دارم ، بدون اینکه عضلاتم دم کنه مسیر رو بالا رفتم و بلاخره برای اولین بار به کارگاه رسیدم.

 

از کارم راضی و خوشحال بودم اما افتخار کردن به این موفقیت رو در همون دقایق اولیه به فراموشی سپردم. حالا باید به افقهای بعدی نگاه بندازم و بهتر از امروز کار کنم.....