چند ماه قبل ، بازدیدی از یه چادر عشایری داشتم.


بار اول بود که درون این چادرها رو میدیدم. همه چیز مثل رویا بود ؛ ساده ، زیبا و دوست داشتنی..... همسرم با دختر این خانواده ی عشایری صحبت میکرد. میگفت خوش بحال شما که در چنین محیط دیدنی و با سادگی مثال زدنی زندگی میکنید و از جار و جنجال توهم برانگیز زندگی شهری بدور هستید.....

برای ما به عنوان بازدید کننده ، شاید بهترین آرزو این بود که زندگیمون تا این اندازه به طبیعت نزدیک و ساده باشه. اما دختر این خانواده یه حرف مهم و تاثیرگذار رو به همسرم گفت..... او گفت : برای شما که فقط ساعاتی و یا چند روزی زندگی ما رو میبینید همه چیز جالب و قشنگ به نظر میرسه اما برای خود ما ، این زندگی توام با مشقت و زحمت و مشکلات فراوونی است که زندگی رو به ما سخت میکنه....

 

حرفهایی که امروز در باره ی آلودگی نوری در شهرهای بزرگ خوندم ، یاد اون چادر عشایری و حرف اون دختر خانم رو برام تداعی کرد. حرفهای قشنگ و درستی در مورد آلودگی نوری زده میشه ؛ آلودگی نوری باعث اخلال در مسیر مهاجرت پرندگان مهاجر شده ، بچه لاک پشتها بجای رفتن به اقیانوس به سمت هتلهای لب ساحل میرند ، آسمان شب جلوه و زیبایی خودش رو از دست داده و ..... با اینکه این حرفها ممکنه خیلی رمانتیک به نظر برسه ، اما کاملا" درسته.

خوب ، این درست ؛ حالا چه راه حلی پیشنهاد شده و یا میشه؟ فقط یه پیشنهاد ؛ تعویض چراغهای لاک پشتی شهر و تغییر در شیوه ی نورپردازی ساختمانهای بزرگ. البته این پیشنهادها هم  خوبند ( هم از نقطه نظر کاهش آلودگی نوری و هم کاهش مصرف انرژی ).

 

برای ما که ممکنه توی شهرهای بزرگ زندگی کنیم ، زندگی مجللی داشته باشیم و سفرهای مکرر داخل و خارج کشور بریم ، خیلی دلپذیر خواهد بود که ساعات و یا روزهایی رو در دامان طبیعت و در زیر چرخ آسمون کبود بگذرونیم و از زیبائیهای آسمان شب لذت ببریم و نگران این باشیم که آلودگی نوری شهرها و روستاها داره این موهبت الهی رو از بین میبره ، اما ساکنین دائمی این مناطق طبیعی و بعضا" دور افتاده هم عین ما فکر میکنند؟ آیا آرزوهای اونها هم مثل آروزهای ما است؟

 

در برخی روستاها بخاطر تاریک بودن محیط روستا ، سارقان به راحتی آب خوردن ، دام ها و اموال روستائیان رو به سرقت میبرند و زندگی اونها رو نابود میکنند.

تاریک بودن جاده های شهری و روستایی ، باعث بروز حوادث متعدد برای ساکنین این مناطق و مسافران شده و خواهد شد.

تاریک بودن فضای خانه های روستایی باعث همنشین شدن ساکنین این مناطق با حیوانات و جانورانی شده که بعضی از ما حتی از شنیدن اسم اونها یا وحشت میکنیم و یا چندشمون میشه.

خشکسالی ، کمبود امکانات بهداشتی ، آموزشی و رفاهی در روستاها باعث مهاجرت گسترده ی روستائیان به شهرها میشه که این ، شهرها رو بزرگتر و آلودگی نوری اونها رو بیشتر میکنه.

در این وانفسای دور شدن برخی مردم از فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی ، کم نور بودن برخی فضاهای شهری برابر با رشد تخلف و بذهکاری است.

 

موارد بیشتر دیگری رو هم میشه مطرح کرد. برای ما علاقمندان آسمون و شهرنشینان ، تاریکی شب یه معنا داره و برای اونهایی که بنا است در محیطهای دور افتاده و یا تاریک زندگی کنند ، یه معنای دیگه. خوبه که از یه جا شروع کنیم و تلاش بشه تا نوع چراغها و نحوه ی نورپردازی رو عوض کنند اما تا اون مشکلات اساسی حل نشه ، تعویض چراغها حتی به اندازه ی یک مسکن هم تاثیرگزار نخواهد بود.