امروز برای صعود به قله صفه ، چهار مسیر جدید رو طی کردم.


به همراه جناب آقای امانی و همسر محترم ایشان ، بعد از پیاده روی تا چشمه خاجیک ، از دیواره ی کابل و زیر کابل تا آبشار رفتیم. اولین مسیر جدید " سیب بلند " نام داره. دیواره ای عمودی که بخاطر وجود دو شکاف در سنگها و چند جای پای مناسب ، میشه با دقت ، قدرت و قدری تکنیک از اون بالا رفت. برای اولین صعود ، ترجیح دادم از حمایت استفاده کنم.

 

 

 

 

 

 

 

 

انتهای مسیر سیب بلند به آغاز مسیر " شمشیر " میرسه. مسیر شمشیر ، کوتاه اما دلهره آوره ( البته برای کسی که از ارتفاع ترس داره و موقع صعود یه دفعه برگرده و پایین رو ببینه و متوجه بشه از کجا داره بالا میره و زیر پاش چه خبره آخ استرس ). این مسیر رو هم با حمایت طی کردم. ابتدا کمی تراورس و سپس یه صعود سه چهار متری. تنها نکته اینه که موقع حرکت ، روی لبه ی یه پرتگاه داریم راه میریم ؛ همین

 

 

 

 

 

 

 

پس از عبور از مسیر شمشیر و دور زدن یه تخته سنگ ، قدری پیاده روی معمولی داریم تا به ابتدای مسیر دیگری به نام " ماکیان " برسیم

 

 

 

مسیر ماکیان از سه قسمت تشکیل شده ؛ یه دیواره ی کوتاه که بالا رفتن از اون کار سختی نیست ، یه دیواره کوتاه دیگه که کمی از قبلی سختتر میشه و در نهایت یه شکاف و دیواره ی بلندتر که شیب ملایمتری داره. انتهای مسیر ماکیان به وسط مسیر قاراپت پیوند میخوره. همیشه وقتی از قاراپت صعود میکردیم ، وقتی به ماکیان میرسیدیم تصورم میکردم بالا اومدن از این شکاف باید کار خیلی سختی باشه. موقع صعود از دو قسمت اول و دوم مسیر ماکیان از حمایت استفاده کردم اما نیازی هم نداشتم. روی دیواره ی اول خیلی راحت سوار شدم ولی پای چپم رو زیاد باز کردم و بخاطر یه ناراحتی کوچیک که یادگاری دوران جنگه ، فشاری به ناحیه ی لگن پام وارد شد. زود پام رو جابجا کردم تا مشکلی برام پیش نیاد. برای صعود از دیواره ی دوم ، تصمیم گرفتم از کفشهای مخصوص سنگنوردی استفاده کنم. امروز به دلم برات شده بود که از این مسیر صعود میکنیم و برای همین ، کفش مخصوص سنگنوردی رو همراهم آوردم. حسن بزرگ این کفشها اینه که اولا" روی سنگ لیز نمیخوره و ثانیا" با پیدا کردن هر جا پایی ( ولو بسیار کوچیک ) میشه یه قسمت از پا ( نوک ، داخل ، بیرون و یا پاشنه ) رو روی اون گیره قرار داد. با این کفشها ، دیواره ی دوم رو هم خیلی راحت صعود کردم. برای بالا رفتن از دیواره و شکاف آخر ، جناب امانی از من خواستند حرکت کنم تا ازم فیلم بگیرند. با همون کفشهای سنگ حرکت کردم. اصلا" نفهمیدم کی رسیدم به آخر مسیر. میخواستم بازم برم بالاتر که جناب امانی گفتند : خسته نباشی ، مسیر تموم شد. بپیچید به سمت چپ.

دور و برم رو نگاه کردم و تازه متوجه شدم رسیدم به قاراپت!! یاد یه بنده خدا افتادم که رفته بود دکتر. دکتر بهش گفته بود پیاده روی برات خوبه. یکی دو ماه بعد اون بنده خدا زنگ میزنه به آقای دکتر و میگه : جناب دکتر ؛ پیاده اومدم تا بلژیک ، بسه یا بازم برم؟؟!!! معلوم نبود اگر جناب امانی ، خاتمه یافتن مسیر رو بهم نگفته بود تا کجا بالا میرفتم!!

 

 

دیواره ی اول ماکیان

 

 

دیواره ی دوم ماکیان

 

 

دیواره و شکاف نهایی

 

 

 

در بخشی از مسیر جناب امانی خواستند از من عکس بگیرند. ما هم یه ژست گرفتیم. وقتی توی خونه عکس رو دیدم اصلا" باور نمیکردم پاهام تا این اندازه به پرتگاه نزدیک شده سبزتعجب

 

با ادامه دادن مسیر قاراپت ، به بالای مسیر مرعشی رسیدیم و از اونجا از مسیر جدید " ماری 3 " به قله رفتیم. این مسیر هم دست به سنگهای جالبی داره ؛ بخصوص در آخر مسیر. برای برگشت هم از مسیر مرعشی و یا علی استفاده کردیم.

روز خیلی خوبی بود. خدا رو شکر بخاطر همه ی نعمتهایی که داده و سپاس بخاطر همه ی زیبائیها که در معرض دید ما قرار میده