در دوران باستان ، جمعیت ، یکی از تعیین کننده ترین عوامل در موفقیت و پیروزی یک قوم بود.


اما امروز دیگه اینطور نیست. مثالهای زیادی میشه مطرح کرد از کشورهایی که با جمعیت کم (‌و یا بسیار کم ) تونستند در یکی از شاخه های اقتصادی ، فرهنگی ، نظامی و .... سرآمد دنیا باشند و یا کشورهایی که علیرغم جمعیت و نرخ باروری بالا ، دچار انواع و اقسام مشکلات اقتصادی و اجتماعی هستند. دوران باستان ، قرنها است که سپری شده. البته توجه به کیفیت ( بجای توجه به کمیت ) حرف جدیدی هم نیست.

 

خداوند در قرآن کریم میفرماید : کَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ بسا گروهى اندک که بر گروهى بسیار به اذن خدا پیروز شدند و خداوند با شکیبایان است ( سوره بقره آیه 249 )

 

شهدای کربلا و یاوران حضرت سید الشهداء ( ع ) فقط 72 نفر بودند اما آنگونه عمل کردند که اولین و آخرین در حیرت از خود گذشتگی و فانی شدن آنان در ذات احدیت مانده اند.

 

شیعه ی تنوری را هم که شنیده اید؟ مامون رقى مى‏گوید: خدمت امام صادق(ع) بودم که سهل بن‏ حسن خراسانى وارد شد و به آن حضرت گفت : شما مهر و رحمت دارید. شما اهل‏ بیت(ع) امامت هستید. چگونه از حق خویش باز ایستاده‏اید، با این که صد هزار شمشیرزن آماده به رکاب در خدمت ‏شما هستند. آن حضرت فرمود: « خراسانى! برخیز و در تنور بنشین!» خراسانى گفت: آقاى من! مرا با آتش مسوزان و از من بگذر! آن حضرت فرمود: « گذشتم » در این‏حال « هارون مکى ‏» که کفش‏هاى خویش را به دست گرفته بود وارد شد و سلام کرد. امام فرمود: « کفش‏هاى خود را زمین بگذار و داخل‏تنور بنشین!» هارون بدون معطلى وارد تنور شد. امام صادق(ع) با سهل بن حسن خراسانى مشغول صحبت‏ شد. مدتى بعد، امام به او فرمود: « برخیز و به داخل تنور نگاه کن!» خراسانى مى‏گوید: برخاستم ‏و به داخل تنور نظر افکندم. هارون در داخل تنور چهار زانو نشسته ‏بود. مدتى بعد او از تنور بیرون آمد و به ما سلام کرد. امام ‏فرمود: « در خراسان چند نفر مثل این مرد دارید؟» خراسانى گفت: به ‏خدا قسم! یک نفر هم نیست. امام فرمود: « اما انا لا نخرج فى ‏زمان‏لا نجد فیه خمسه معاضدین لنا نحن اعلم بالوقت ‏; بدان! ما هنگامى که پنج نفر یاور و پشتیبان نداشته باشیم قیام نمى‏کنیم. ما نسبت‏ به زمان قیام داناتریم ».

 

تعداد اصحاب خاص حضرت صاحب الزمان ( عج ) را به تعداد صحابه ی پیامبر اکرم ( ص ) که در جنگ بدر شرکت داشتند ( 313 نفر ) گفته اند.

 

همه ی اینها نشان میدهد که کیفیت مهم است و نه کمیت. حال در این اوضاع اقتصادی و اجتماعی فعلی ، اینکه چرا کسانی تصور میکنند مشکل اصلی کشور ، کمبود جمعیت است ، و بر لزوم افزایش نرخ جمعیت اصرار میورزند ، پرسشی است که هر چه فکر میکنم جوابی برای آن نمی یابم. اگر چشمان خود را از چند محله ی خاص در شهرهای بزرگ کشور برگردانیم و به روستاها و شهرهای کوچک نگاهی بیاندازیم متوجه میشویم که تا چه اندازه از نظر فراهم بودن بسترهای اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی ، آمادگی رشد جمعیت را داریم.