دیواره ی شمالی کوه صفه هم چندین مسیر برای صعود داره.


در شمال شرقی دیواره ی کوه صفه ، چشمه ای است به نام " چشمه پاچنار ". جالبه که حتی در این فصل از سال و در اصفهانی که میزان بارندگی سالیانه خیلی کمه ، هنوز این چشمه اندک آب روانی داره. از کنار چشمه پاچنار میشه به موازات دیواره ی شمالی کوه صفه پیش رفت. چندین مسیر مختلف در این قسمت از کوه برای صعود وجود داره. شنبه به همراه جناب امانی از مسیر کسری صعود کردیم.

 

مسیر کسری نسبت به مسیرهای واقع در دیواره های شرقی و جنوبی صفه ، دست به سنگ خیلی کمی داره و بیشتر استقامتی است تا فنی. نکته ی جالب در مورد این مسیر ، چند متر پایانی اونه ؛ جایی که مسیر اونقدر باریک میشه که فقط یه نفر میتونه عبور کنه. این مسیر به بالای یه قله ی کم ارتفاع ختم میشه. در این شکاف آخر کار ، دو سنگ بزرگ وجود داره که بطرز خطرناکی لای شکاف گیر کردند و کوهنوردان باید از زیر این دو سنگ رد بشند. وقتی به این سنگها نگاه میکنی ، مو به تن آدم سیخ میشه و نگران میشی و به خودت میگی این سنگ به این عظمت که به یه مو بند شده ، اگر بیفته پایین ، کوهنورد گرامی تبدیل به گوشت کوبیده میشه!!!

 

در دیواره ی شمالی کوه صفه ، غارها و حفره های بسیار زیبایی وجود داره که ارزش دیدن داره. موقع صعود ما ، دیدن مناظر همزمان با وزش نسیمی خنک و اندک بارش بارون شد که لطافت کم نظیری رو ایجاد کرده بود.

 

وقتی به بالای مسیر کسری رسیدیم راه قله ی صفه رو در پیش گرفتیم اما در میونه راه ، با پیشنهاد جناب امانی تصمیم گرفتیم از مسیر قاراپت فرود بیایم. تا بحال اینکار رو انجام نداده بودم. دست به سنگ ، بخشهای مختلف رو ( که شیب بسیار تندی هم داشت ) پایین اومدیم تا رسیدیم به بخشهای حساس آخر کار. وقتی از اون بالا به پایین نگاه میکنی و میبینی همینطوری عمودی باید ارتفاع کم کنی ،‌ استرس...... اونایی که از قاراپت صعود میکنند عاشقند و اونها که از این مسیر فرود میاند ، عاشقتر ( البته حتما میدونید که عشق هم شعبه ای از جنون است!!! ).

 

علیرغم هول انگیز بودن مسیر ، خیلی راحت و با آرامش اومدیم پایین و یکی دو قلق مهم برای پایین اومدن رو یاد گرفتم که مهمترینش ، نحوه ی گرفتن کابل فولادی است که اگر اشتباه انجام بشه ممکنه انگشتان دست بین کابل و سنگ پرس بشه و دستمون رو آسیب بزنه.

 

فرود از قاراپت شاید همیشه انجام نشه اما باید اینکار رو یاد گرفت تا اگر خدا ناکرده کسی در مسیر گیر کنه و برای کمک به اون فرد ناچار به فرود از این مسیر باشیم ، راهکار پایین اومدن رو بدونیم.

 

دیشب ، اولین شب از لیالی قدر بود. ترجیح میدم در این شبها ، بخشی از یک دعا و یا آیاتی از قرآن رو بخونم و در موردش تفکر کنم ؛ یا اینکه برم به کوه صفه و شب قدر رو تک و تنها در بالای کوه بگذرونم. نمیدونم این طرز فکر و این رفتار درسته یا نه؟ بعضی وقتها که در برخی مراسم مذهبی شرکت و یا اونها رو از تلویزیون تماشا میکنم ، میبینم بعضا" به حواشی بیشتر از متن توجه میشه. تعداد مجالسی که حرفها و بحثهای قابل توجه در اونها مطرح میشه هم متاسفانه خیلی کم شده اما خوشبختانه صدا و سیما برخی از این محافل رو پوشش داده و پخش میکنه ( مثل مجالس سخنرانی حضرت آیت الله جوادی آملی ، جزء خوانی قرآن در حرم حضرت ثامن الحجج علیه السلام و حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیه ، قرائت دعای جوشن کبیر و ......). امیدوارم همه ی ما بتونیم از برکات این شبهای معنوی به قدر ظرفیت وجودیمون بهره مند بشیم ؛ انشاءالله