دیشب یکی از بزرگان محترمی که در این ایام ، سخنرانیهای ایشون هر شب از تلویزیون پخش میشه ، اظهار نظر عجیبی در مورد لسان الغیب حافظ شیرازی کردند.


تا بحال ایشون در سخنرانیهای ارزشمندی که داشتند ، به موضوع تحریفاتی که در حقایق دینی روی داده اشاره کرده بودند. بحث رسیده بود به قضا و قدر. برای اینکه شاهد مثالی آورده باشند چند بیت از اشعار شعرای مختلف رو بیان کردند و اون اشعار رو اینگونه تعبیر و معنا کردند که سرایندگان این اشعار معتقد بودند که در عالم وجود ، همه چیز بر اساس قضا و قدر است و انسان در تعیین سرنوشت خویش هیچ نقشی نداره. از جمله ابیاتی که بیان کردند ، این شعر مشهور حضرت لسان الغیب بود که میفرماید :

 

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود

کاین شاهد بازاری وآن پرده نشین باشد

 

سخنران محترم اولا" در بیان معنای بیت دچار اشتباه شده و پرده نشینی را به گلاب و شاهد بازاری بودن رو به گل نسبت دادند و بعد گفتند شاعر در اینجا اشاره به قضا و قدر دارد و البته نمیخواهم دلیل واقعی اینکار را بگویم.

 

لحظاتی بعد ، ایشان دلیل واقعی را بیان کردند و گفتند : شاعر بر اثر جهل ، اینگونه سروده است!

 

علیرغم تمام احترامی که برای این سخنران بزرگوار قائلم ، به نظرم میرسه که در مورد این شعر حضرت حافظ ، برداشت و تعبیر ایشون صحیح نباشه. لطافت شعر کهن ایران زمین به استفاده مکرر از تعبیرات ، تمثیلها ، گوشه کنایه ها و اشارات غیر مستقیم است. نمیخوام قیاسی بین شعر ایرانی و آیات قرآن داشته باشم ( که این دو اصلا" در یک سطح نیستند ) اما میشه گفت که یک شباهت بین این دو هست. همونطور که از معنای ظاهری آیات قرآن ، نمیشه پی به معنای واقعی اون برد و درک مفاهیم قرآنی مستلزم تسلط بر علوم مختلف است ، در مورد شعر کهن ایرانی ( بخصوص اشعار بزرگانی همچون حافظ و مولانا ) نیز نمیشه به صرف معنای ظاهری یک شعر یا یک بیت ، به یک برداشت صحیح رسید. باید پذیرفت که اینکار هم نیاز به تخصص ویژه ای داره.