در راه فرودگاه به گزارشهای دریافت شده فکر میکردم.


با اینکه اولین چراغ گزارشها رو آقای صفائی ( رصدخانه نیاسر – کاشان ) روشن کرده بودند اما مهمترین گزارش به آقای مهندس رستمی تعلق داشت که بر فراز قله شیرکوه ( 4070 متر ارتفاع از سطح دریا ) موفق شده بودند هلال رو ضمن مشاهده از طریق تلسکوپ 10 اینچ ، با دوربین منظریاب 9 در 50 این تلسکوپ هم ببینند. ایشون گفته بودند با توجه به شرایط بسیار مناسب جوی که دارند خواهند تونست هلال رو با چشم هم ببینند و برای همین سرمای قله رو تحمل میکنند و تا غروب خورشید صبر میکنند.

 

در راه به آقای رحیمی گفتم : برخی دوستان حرفهایی در مورد رصد هلال در هواپیما گفتند. این دوستان از تمام جوانب کار اطلاع ندارند. اما در هر صورت الان که ما چند گزارش رویت در روز دریافت کردیم ، آبروی خودمون رو کف دست گرفتیم و داریم میریم رصد هوایی. اگر هلال رو نبینیم ، شاید همون دوستان حرفهای تندتری هم بزنند. به هر حال ما مامور به انجام وظیفه هستیم و بس.....

 

با رسیدن به فرودگاه ، دقایقی بعد کادر پرواز هم هم آماده شدند. قبل از سوار شدن به هواپیما ، برای آخرین بار دوربینها رو فوکوس و وسایل رو کنترل کردیم. موتورهای هوایپما روشن شد و در ساعت 18:30 در آسمون شناور شدیم. مسیر اولیه ی ما تهران – دشت ناز ( ساری ) بود. ارتفاع پرواز رو طی چند مرحله به 35000 پل رسونده بودیم. تا غروب خورشید در اون ارتفاع دقایقی باقی بود. دو دور بزرگ روی دشت ناز زدیم. افق ظاهری در سمتهای جنوب غربی ، غرب و شمال غربی بی نظیر و کاملا" شارپ بود. بدترین شرایط در سمت شرق بود که خط افق وجود نداشت و هر چه بود غبار بود و غبار..... در زمان تعیین شده از ساری به طرف قائم شهر تغییر مسیر دادیم. ساعت 19:27 در مسیر اصلی قرار گرفتیم و 2 دقیقه بعد ، خورشید در افق ظاهری غروب کرد. مسیر ما در جهت 260 درجه جغرافیایی بود....

 

خورشید غروب کرده بود اما لحظاتی ، قرص خورشید رو در زیر ابرها میدیدیم. افق دید ما از روی رشته کوه البرز و کوههای بلندی همچون علم کوه عبور میکرد. ابرها ، تشکیل دهنده ی خط افق بودند و بالای ابر ، آسمون پاک و تمیز.... رصد شروع شد.

دقایق بسرعت سپری میشد. 11 دقیقه از غروب گذشته بود و از هلال خبری نبود. نحوه استقرار من بگونه ای بود که فشار بسیار زیادی به پا ، کمر و گردنم وارد میشد اما به هر سختی بود ، تحمل میکردم. من از دو دوربین استفاده میکردم ؛ یک دوربین 15 در 70 و یک دوربین 15 در 80. دوربین 15 در 70 ، تصویری شفافتر در اختیارم میگذاشت اما به دلیلی نامعلوم ، احساس میکردم دو لوله ی دوربین ، دو تصویر ناهمگون به چشمانم میرسونند و برای همین تصویر واضحی نداشتم. دوربین 15 در 80 دارای تصویری کمی کدرتر بود ( تصویر کمی زرد رنگ به نظر میرسید ) ولی تصویر کلی و نهایی به مراتب بهتر از دوربین قبلی بود. این دوربین ساخت آلمان غربی رو بصورت دست دوم سالها قبل از خیابون فردوسی تهران خریده و چند هلال مهم ( از جمله هلال شوال 1425 در پرواز هوایی ) رو با همین دوربین دیده بودم.

با عبور از فراز رشته کوه البرز ، افق شارپ ما هم آروم آروم آغشته به غبار شد و شفافیت خودش رو تا حد زیادی از دست داد. ساعت 19:45 دقیقه بود. کم کم داشتم امید رویت رو از دست میدادم. مرتب دوربینها رو عوض میکردم. به نماز ظهر فکر میکردم و باوری که برای رویت شدن هلال در دلم بوجود اومده بود. داشتم به خودم ، به چشمام ، به باورم و به الهامی که در ذهنم افتاده بود شک میکردم. آقای فخار پرسید : هلال کجا باید باشه؟ گفتم : روی افق رو جاروب کن.....

 

با دوربین 15 در 80 مشغول جاروب کردن افق بودم. دوربین رو حرکت میدادم ، ثابت نگه میداشتم و با دقت میدان دید رو جستجو میکردم...... دیدمش ، دیدمش ، دیدمش ، الله اکبر ، الحمدلله..... آقای رحیمی ساعت 19:50 رو ثبت کرده بود و خلبان گفتند از قزوین 20 مایل به سمت غرب رفته بودیم که شما اعلام رویت کردید.....

کمان هلال از ساعت 2.5 تا حدود 5 دیده میشد. بدلیل وجود غبار در افق ، وضوح هلال کم و زیاد میشد اما تا موقعی که با دوربین به آن نگاه میکردم از نظر محو نشد. هلالی که در شوال 1425 دیده بودم بسیار شارپتر از این هلال بود ( با اینکه ضخامت هلال شوال 1431 خیلی بیشتر از هلال شوال 1425 بود ) دوربین رو از چشم برداشتم ، موقعیتش رو به دوستان گفتم و دوباره نگاه کردم. باز هم بسادگی هلال رو دیدم. هلال حدود 0.7 درجه از افق ظاهری ارتفاع داشت. سعی کردم با دوربین 15 در 70 هلال رو ببینم اما موفق نشدم. مجددا" از دوربین 15 در 80 استفاده کردم و به راحتی هلال رو دیدم. ساعت 19:53 و یا 19:54 آقای فخار گفتند نیمی از هلال بالای افق است و من اون رو میبینم اما در این لحظه من نمیتونستم هلال رو ببینم..... لحظاتی بعد با غروب هلال در پس ابرها ، رصد خاتمه یافت و هواپیما به تهران بازگشت..... در مسیر بازگشت خبر موفقیت در رصد رو به ستاد استهلال اطلاع دادیم.

 

در فرودگاه با دوستان رصدگرم خداحافظی کردم و با تاکسی خودم رو به ستاد استهلال رسوندم. چندین و چند گزارش رویت در روز به ستاد رسیده بود که همه ارزشمند بودند. یک گزارش بسیار مهم هم داشتیم دال بر رویت هلال بعد از غروب خورشید با چشم عادی بر فراز قله ی شیر کوه. چهار گزارش رویت با چشم مسلح بعد از غروب هم داشتیم که شامل رصد هوایی و رصد در شهرهای سی سخت ( آقای محسن شریفی ) ، کرمان ( آقای دوست محمدی ) و زاهدان ( آقای زاهد آرام ) بود. گزارشها توسط همکاران ارجمندم آقایان میر سعید و موحد نژاد بررسی و طبقه بندی شده بود. گزارش نهایی به محضر مقام معظم رهبری تقدیم شد و دقایقی بعد ، اطلاعیه ی اعلام عید فطر از شبکه های مختلف صدا و سیما پخش گردید.....

 

ساعت 24 خسته و کوفته به خونه برگشتم. شاید کسانی که از نزدیک در جریان فعالیتهای ستاد نیستند خبر نداشته باشند که چه فشار سنگین جسمی و روحی در جریان اینکار به آدم وارد میشه. جناب میر سعید در شب عید ، کارشون به دکتر و دارو و بیمارستان کشید ، بنده بعد از گذشت چند روز از عید ، هنوز از درد کمر و گردن نالانم ، رصدگران محترم در شهرهای گوناگون سختیهای مختلف رو تحمل میکنند تا خودشون رو در بهترین موقعیتهای رصدی ( که معمولا" در سخت ترین شرایط اقلیمی و جغرافیایی واقع شدند ) برسونند و ساعتها زحمت میکشند تا هلال رو رویت کنند. همه داریم این سختیها رو تحمل میکنیم اما خوشحالیم که مردم ، از نتیجه ی کار راضی هستند ؛ خدا رو شکر......

 

با موفقیت در رصد هوایی شوال 1431 ، حالا دو داده ی مهم رصدی و دو تجربه ی گرانبها از رصد هوایی در اختیار داریم که میتونه برای سالهای آینده خیلی مفید باشه.

 

توفیق روزافزون همه ی رصدگران محترم هلال رو از درگاه حضرت احدیت مسئلت میکنم و از همکاران عزیزی که در این رصد همراهشون بودم هم ، صمیمانه تشکر میکنم و برای تمام تقصیرات و کوتاهیها از اونها پوزش میخوام ؛ اجرکم عندالله

توضیح : امروز (یکشنبه 21 شهریور) گزارشهای رویت هلال شوال رو در سایت هلال ماه دیدم. ظاهرا" تعداد گزارشهای رویت هلال بعد از غروب خورشید با چشم مسلح بیش از چهار گزارش است ( از جمله گزارش دوستان گرامیم آقایان مهندس کریمی ، ذوالفقاری راد و سلطان الکتابی ). در شب عید و در ستاد ، تلفنی با یکی از عزیزانم صحبت میکردم و گزارشهای رصد رو خدمت ایشون عرض میکردم. وقتی بحث به رویت پس از غروب رسید از جناب موحد نژاد پرسیدم چند گزارش رویت پس از غروب دریافت کرده اید؟ فرمودند تا الان 4 گزارش ( شامل شیرکوه ، سی سخت ، کرمان و زاهدان ). رصد هوایی بنده هم بود.

 

هر چند نوشتار بنده چیزی از ارزش کار دوستان کم نمیکند اما لازم بود این توضیح عرض شود  تا تقدیری از زحمت این عزیزان و سایر رصدگرانی که موفق به این مهم شده اند بعمل آورم. من گزارش نهایی را شخصا" رویت نکرده ام. شاید گزارش این رصدها هم در

گزارش نهایی آمده باشد. آنچه در بالا نوشته ام ، گفتگویی بود که با جناب موحد نژاد داشتم.