خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

دیروز منظره ای عجیب در کوه صفه دیدیم.


دهها پرنده ی شکاری که به نظر عقاب طلایی میرسیدند ، پروازی گروهی بر فراز کوه صفه انجام دادند. تا بحال این همه پرنده ی شکاری رو یکجا در آسمون ندیده بودم. نمیدونم چه عمل طبیعی و یا غیر طبیعی باعث این رخداد شده بود.

 

وقتی داشتیم از کوه پایین می اومدیم ، در بخشی از مسیر ناگهان صدای شدید شکافته شدن هوا بخاطر رد شدن بسیار سریع جسمی رو شنیدیم. سر بلند کردیم و دیدیم یه پرنده ی شکاری آنچنان با سرعت از  بالای کوه به سمت پایین شیرجه زده که چنین صدایی تولید کرده!! در چشم به هم زدنی این پرنده از ما دور شد و بتدریج با کم کردن سرعت ، دوری زد و به بالای کوه برگشت. آدم حیرون میمونه که بدن اینگونه پرندگان چه جوری فشار حاصل از این شتاب و سرعت حیرت آور رو تحمل میکنه.

 

با پایان یافتن ماه رمضان ، برخی عادتهای رمضانی ما از بین رفته و یا فراموش شده اما یه نکته ی جالب برام هنوز باقی مونده. توی این چند روزی که از رمضان گذشته ، علیرغم تمام خستگی که دارم و میزان خوابم به 6 ساعت در روز رسیده ، سر ساعت 03:45 بامداد خودبخود از خواب بیدار میشم...... در طول ماه رمضان ما معمولا" در این ساعت از خواب بیدار میشدیم و وقتی سحری خوردنمون تموم میشد حداقل 30 تا 45 دقیقه تا اذان صبح باقی مونده بود...... هنوز هم در همون ساعت ولی ابته بدون زنگ ساعت از خواب بیدار میشم ، شاید برای اینکه ماه رمضان از یادم نره...... کاش میشد در طول سال رمضانی باشم......


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٩ توسط علیرضا بوژمهرانی

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ