خرّم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

بعد از ظهر 31 شهریور سال 59 مثل همیشه داشتیم با دوستامون توی کوچه بازی میکردیم.


از صبح روز بعد دانش آموز دبیرستانی میشدم ولی هنوز حال و هوای بازیهای محلی در ذهنم بود. وسطای یازی بودیم که صدای غرش تعدادی هواپیمای نظامی رو شنیدیم و متعاقب اون ، صدای انفجار..... جنگ ایران و عراق با بمباران فرودگاههای مهم کشور توسط هواپیماهای عراقی رسما" آغاز شد.....

 

دیشب تحلیلیهای سیاسی بیگانگان در مورد جنگ رو میشنیدم. تمام تمرکزشون روی این بود که :

- عده ای آدم سیاسی ، مردم رو در ورطه ی جنگ کشوندند یا نگه داشتند

- عده ای درست در زمانی که جوانان مردم در حال پرپر شدن بودند ، مشغول جمع کردن ثروت و قدرت اندوزی بودند

- جنگ دستاوردی برای ایران نداشته

- رفتن جوانان به جبهه ها بخاطر تصویر خیالی از بهشتی بوده که براشون ترسیم کردند

- و........

 

بعضی از این تحلیلها ممکنه درست باشه. عده ای سوء استفاده کردند و ثروتمند شدند ، عده ای سیاست ورزی کردند و قدرتمند شدند ، به چند هدف مهمی که برای تداوم جنگ داشتیم نرسیدیم و ..... اما هر چی که بود ، صداقت و پاکی اکثر قریب به اتفاق برو بچه های جنگ ، حقیقی و واقعی بود. جنگ یک بلای غیر طبیعی است ؛ این رو قبول دارم. خیلیها مصیبت زده شدند و زندگیشون دستخوش حوادث تلخی شد. کسی از جنگ استقبال نمیکنه ، اما در این جنگ خاص ، شرایط خاص روحی که در اوایل انقلاب بر جامعه ی ما حکمفرما بود باعث شد تا صحنه هایی رو از ایثار و رشادت و دل باختگی معنوی مشاهده کنیم که شاید زمانهای زیادی طول بکشه تا دوباره بشه نظیرش رو ( اون هم در این وسعت بیکران ) مشاهده کرد.

 

تا پیش از جنگ ، وصف افراد شجاع ، مومن و وطن پرست رو فقط در کتابهای تاریخ خونده بودیم ؛ پادشاهان مردمی و سرداران بزرگ سلسله های پادشاهی ایران باستان ، مسلمانان صدر اسلام ، یاوران ائمه ی اطهار و ..... همیشه با خومون میگفتیم اینها چه جوری بودند؟ چه عاملی این همه رشادت و بزرگمردی در اونها بوجود آورده بود؟

خیلی وقتها آرزو میکردم در دوران اون رادمردان و شیرزنان بودم و از نزدیک چهره ی اونها رو میدیدم و از تنفس کردن در هوایی که اونها ازش تنفس میکنند لذت میبردم و به این حضور افتخار میکردم. جنگ 8 ساله ی ایران و عراق علیرغم همه ی مشکلاتی که داشت ، چنین فرصتی رو برامون فراهم کرد. شاید بعضی از ما نتونستیم درک کنیم ، شاید نفهمیدیم ، شاید بیش از اونچه که باید در حساب و کتاب سیاست و مادیات غرق شدیم و متوجه نشدیم که در یکی از زیباترین بخشهای تاریخ ایران داریم زندگی میکنیم و از نزدیک و با دو چشم خومون صحنه هایی رو داریم میبینیم که سالها و قرنها آتی ، فرزندان ایران زمین ، آرزوی دیدن اونها رو دارند......

 

یاد همه ی برو بچه های جنگ بخیر ؛ چه اونها که لایق رفتن بودند و چه اونهایی که تقدیر موندن براشون نوشته شده......


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩ توسط علیرضا بوژمهرانی

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ