دیروز سالگرد ازدواجم بود. حدود 16-15 سال قبل جشنی برای سالگرد ازدواجمون گرفته بودیم. برادر همسرم رفته بود کادو بخره. به فروشنده گفته بود یه کادو برای جشن سالگرد ازدواج خواهرم میخوام بگیرم. فروشنده هم به شوخی گفته بود مثل اینکه دامادتون خیلی عقل درست و حسابی نداره!! آخه کسی سالگرد ازدواجش رو جشن میگیره؟؟؟؟!!!!


هر چند این کلام گهربار فروشنده ی گمنام در خور توجه و تدبر فراوان است و میشه در موردش کتابها نوشت نیشخند ( بدلایل امنیتی و برای حفظ جان این فروشنده از ذکر نام و نشونیش معذورم چشمک ) اما برای بسیاری از خانمها و آقایون ( از جمله بنده و همسرم ) ، سالروز ازدواج ، یکی از مهمترین روزهای زندگی سالانه است و ما امسال برای نوزدهمین بار این روز رو جشن گرفتیم. شاید خیلی ایده آل نگرانه و خیال پردازانه باشه اگه فکر کنیم در زندگی متاهلی هیچ مشکلی ( اون هم در بلند مدت ) بین زن و مرد بوجود نمیاید. زندگی فراز و نشیبهای زیادی داره. اما اگر اصول و مبنای اصلی رو که بر اساس اونها شریک زندگی خودمون رو انتخاب کردیم ، در طول زندگی حفظ کنیم ، شادی و نشاط روزهای اول ابتدای آشنایی و ازدواج تا آخر عمر همراهمون خواهد موند و استحکام زندگی مشترک هر روز بیشتر و بیشتر خواهد شد. داشتن اخلاق ، صداقت و وفاداری سه رکن اساسی زندگی مشترک است. دیروز مطلب جالبی رو میخوندم که میگفت :

اگر زن و شوهر دارای اخلاق و وفاداری باشند میشه عدد یک رو براشون در نظر گرفت

اگر از نظر ظاهری زیبا هم باشند ، میشه جلوی اون عدد یک ، صفر هم گذاشت تا تبدیل به 10 بشه

اگه پولدار هم باشند ، میشه جلوی اون 10 ، یه صفر دیگه گذاشت تا تبدیل به 100 بشه

اگر موقعیت اجتماعی ویژه ای هم داشته باشند ، میشه یه صفر دیگه گذاشت جلوی 100 تا به 1000 تبدیل بشه

حالا اگر از جلوی عددهای 10 و 100 و 1000 ، اون عدد یک رو برداریم ( یعنی بی اخلاق و بی وفا بشیم ) دیگه چی باقی میمونه؟ ؛ فقط تعدای صفر که بخودی خود ارزشی ندارند....

داشتن اخلاق نیکو و صداقت و نیز وفاداری نسبت به کانون خانواده ، رمز پایداری زندگی است. اگر چنین زندگی رو برا خودمون درست کردیم ، جا داره که هر روز براش جشن بگیریم و نه فقط سالی یه بار....

 

هر سال به همین مناسبت ، من و همسرم هدایایی برا هم تهیه میکنیم. در طول این سالها ، خیلی از اون هدایا که جنبه ی مادی داشته ، به مصرف رسیده و دیگه نشونی از اونها باقی نیست اما هدایایی که بار معنوی بیشتری داشته ، یادش و یا خودش هنوز هم باقی مونده. اولین هدیه ای که پس از مراسم بله برون به همسرم دادم ، یه شونه سر سفید رنگ با نخهای طلایی بود. سال 1370 بود و اگر اشتباه نکنم اون شونه رو به قیمت 200 ریال خریده بودم. از اون سال تا بحال هدایای گرون قیمت زیادی به ایشون تقدیم کردم اما خاطره ی اون شونه ی سفید رنگ برامون جاودانه تر از همه ی هدایا است. یه گلدون شیشه ای کوچیک و یه آئینه ی کوچیک دکوری هم از جمله هدایایی است که به همین مناسبت تهیه کردیم که زینت بخش منزل ما است و یادآور لزوم به یاد هم بودن. در بعضی سالها هم ، هدیه ی ما به هم ، فقط یه شاخه گل رز بوده و بس. هر دوی ما بشدت مقید به این هستیم که سالگرد ازدواج و سالروز تولد اعضای خونواده رو جشن بگیریم.

در سالهای قبل ، معمولا" جشن سالگرد ازدواجمون رو با حضور اعضای فامیل برگزار میکردیم. آخرین بار ، چند سال قبل این روز رو با حضور مرحوم پدر همسرم ، مادر همسرم و خواهر ایشون گرامی داشتیم و بعد از اون ، چند سالی است که فقط خودمون و بچه ها این جشن رو برگزار میکنیم.

 

این جزئیات رو هم برا خودم گفتم تا خاطراتم رو مرور کنم و هم برا شما گفتم تا بدونید برگزاری این جشنها نیاز به تدارک و تشریفات وسیع و هدایای گرون قیمت نداره. مهم ، به یاد هم بودنه. مهم ،  تداوم احساس دوست داشتنه. مهم ، زندگی کردن برای همدیگه است. مهم ، عاشقانه زیستن در کنار همسر و فرزندانه......

 

زندگیهاتون سرشار از شادی و نشاط و عشق باشه ؛ انشاءالله