روزهای دوشنبه و چهارشنبه کوه نمیرم و تا سر شب که برای تمرین سنگنوردی عازم آتش نشانی میشم ، یا استراحت میکنم و یا به امور خونه میپردازم.


دیروز رو میخواستم قدری استراحت کنم اما فرصت نشد. دو سه تا کار پشت سر هم برام پیش اومد. دیگه دارم یه نموره احساس خستگی میکنم. چهار پنج روزی میشه که مقدار خواب و استراحتم کمتر از حد معمول شده. سر تمرین سنگنوردی داشت خوابم میبرد اما تصمیم گرفتم یه مسیر جدید رو روی دیواره صعود کنم.

 

ابتدا با علی آقا و فرزندم ، مسیر جدید رو خوب برانداز کردیم و گیره ها و نحوه تعویض و حرکت دستها و پاها رو آنالیز کردیم. در سنگنوردی اینکار اهمیت فوق العاده ای داره. روی دیواره فرصتی زیادی برای اینکار نیست. اون بالا ، دست و پا درگیر هستند و مرتب انرژی از دست میره. فرصتی برای تحلیل مسیر نیست. اما روی زمین میشه با آرامش کامل اینکار رو انجام داد.

 

به نظر میرسید که در این مسیر فقط یه جا هست که عبور از اون کمی دشوارتر از بقیه ی قسمتها است. بسم الله گفتم و سر طناب حرکت کردم. هشت اسلینگ باید در مسیر نصب میشد. وقتی صعود رو آغاز کردم و بالا رفتم ، عبور از اون قسمت به ظاهر دشوار رو هم به سادگی انجام دادم. روزهای اولی که صعود از دیواره رو آغاز کرده بودم فقط به گیره های هزاری ( گیره های بزرگی که تمام بندهای 4 انگشت یک دست و یا 8 انگشت دو دست در اون قرار میگیره ) اتکا میکردم اما حالا از گیره های کوچیک ( که فقط با یک یا دو بند دو یا سه انگشت میشه اونها رو گرفت ) هم استفاده میکنم و برای همین ، صعودم راحتتر شده.

 

مسیر رو تا بالا رفتم و برگشتم پایین. علی آقا و فرزندم هم این مسیر رو رفتند. جمع کردن اسلینگها رو هم فرزندم انجام داد. تا بالا صعود کرد و موقع پایین اومدن ، دست به گیره شد و اسلینگها رو یکی بعد از دیگری جمع کرد. ابتدا کمی هراس داشت ( حق هم داره ؛ حدود 10 متر ارتفاع و شیب منفی و خستگی و نگرانی از پاندول شدن و.....). اما اصرار کردم اینکار رو انجام بده حتی اگر فقط یه اسلینگ رو باز کنه. میخواستم ترسش از اینکار بریزه. اولین اسلینگ رو که باز کرد ، اعتماد به نفسش زیاد شد و اینکار رو تا پایان به خوبی انجام داد.

 

دیشب یه اشتباه خیلی خطرناک کردم که خوشبختانه به خیر گذشت. مسیر اول رو که صعود کردیم ، علی آقا سراغ مسیر فنی قبلی اومد. من حمایتش میکردم. وقتی از مسیر بالا رفت و در آخر کار برای پایین اومدن گفت فیکسم کن ، با تعجب دیدم که طناب فیکس نمیشه. نگاهی به ابزار حمایت انداختم و دیدم ای دل غافل ؛ طناب رو بطور غلط از گیریگیری ( ابزار حمایت ) رد کردم. گیریگیری یکی از مطمئن ترین ابزار برای حمایت است. در این ابزار مسیری برای رد کردن طناب سنگنوردی از دور یه حلقه تعبیه شده. یه ضامن هم روی گیریگیری هست. طناب باید بصورتی وارد گیریگری بشه که سر طناب خروجی ، کنار ضامن قرار بگیره. سنگنوردی که میخواد صعود کنه باید سر طناب خروجی از گیریگیری رو با گره 8 تعقیبی به هارنس ( صندلی فرود ) متصل کنه. اگر موقع صعود ، سنگنورد رها بشه ، کشش طنابی که از گیریگیری رد شده باعث میشه ضامن این ابزار بالا بیاد و با تنگ کردن مسیر عبور طناب در گیریگیری ، طناب رو قفل کنه.

دیشب من طناب رو برعکس در ابزار قرار دادم ؛ یعنی طناب رو از حفره ی نزدیک ضامن وارد کردم و خروجی رو دادم به علی آقا. سه عامل باعث شد که دیشب اتفاقی روی نده. اولا" علی آقا پاندول نشد!! ثانیا" من موقع حمایت عادت کردم تا موقعی که صعود کننده به وضع با ثباتی در صعودش نرسیده ، هر دو طناب ورودی و خروجی گیریگری رو با دستانم بگیرم. با این روش هم تمرکز بیشتری روی حمایت و طناب پیدا میکنم و هم اگر احیانا" اتفاقی برای گیریگیری ، کارابین و یا هارنس خودم روی بده ، فرصتی برای چاره اندیشی و حمایت بدنی از صعود کننده خواهم داشت و ثالثا" ، عبور طناب از 8 اسلینگ که بطور اریب روی دیواره نصب شده بود باعث ایجاد شکست در طناب میشد و به همین دلیل وقتی خواستم علی آقا رو پایین بیارم ، طناب رو براحتی و با صرف انرژی خیلی کم با دستام کنترل کردم.

دیشب اگر روی اسلینگهای ابتدای مسیر ، پاندول شدنی بوجود میومد ، ممکن بود مشکلی جدی بوجود بیاد. ما همیشه موقع صعود ، محکم بودن هارنس صعود کننده ، صحیح بودن گره ها و همینطور نحوه نصب اسلینگ و رد کردن طناب از اسلینگ رو کنترل میکنیم تا همه چیز بدرستی انجام بشه. هیچ کدوم از ما هم از این کنترلها ناراحت نمیشیم و بهمون بر نمیخوره چون این کارها ، هم جزو اصول فنی سنگنوردیه و هم ضامن جان و سلامتی خود ما. از این پس ، کنترل ابزار فرد حمایت کننده رو هم به چک لیست اول کار اضافه خواهیم کرد.

موقع سنگنوردی اگه همه چیز مرتب باشه ، صعود دهها متری هم هیچ مشکلی رو ایجاد نمیکنه اما اگر ضوابط فنی رو رعایت نکنیم و کار رو با عجله و سر سری انجام بدیم ، حتی 1 متر صعود هم میتونه خطرآفرین باشه.

 

دیشب بعد از علی آقا ، من هم همین مسیر رو صعود کردم و تا انتها رفتم.