فرزند کوچکم دیروز در کوهنوردی صفه همراهم بود.


محمدرضا 14 سال داره و چند ماه است که تمرین سنگنوردی رو در دیواره مصنوعی و بولدرینگ شروع کرده. قدرت بدنی بالا ، وزن کم و نترس بودنش باعث شده که خیلی زود در این رشته پیشرفت کنه. برا اینکه تفاوتهای بین سنگنوردی در محیط مصنوعی رو با کوهنوردی و سنگنوردی در محیط طبیعی درک کنه ، دیروز بردمش صفه. از مسیر انجیر کوتاه به طرف آبشار رفتیم. جناب امانی مثل همیشه که زحمت آموزش و حمایت افراد جدید رو بر عهده میگیرند ، روش صعود از این بخش رو به محمدرضا یاد دادند.

 

بعد از رسیدن به آبشار به طرف مسیر یا علی حرکت کردیم. نابلد بودن محمدرضا و عدم آشنائیش با گیره ها و فنون حرکت در محیط طبیعی باعث شد که قدری در این مسیر معطل بشیم. برای بار اول بد نبود. مسیر رو کامل اومد و ترسی هم نداشت ؛ فقط نمیدونست باید چیکار کنه. توی شکاف آخر مسیر ( که یکی از مشکلترین بخشها است ) بخاطر لاغر بودنش خیلی راحت داخل شکاف بدنش رو میچرخوند ( کاری که ما عمرا" نمیتونیم انجام بدیم ).

 

بالای مسیر یا علی ، جناب امانی از محمدرضا پرسیدند حالا از کوهنوردی خوشت اومد یا نه؟ محمدرضا گفت : هنوز نمیدونم.

جناب امانی هم برا اینکه محمدرضا تصمیم نهائیش رو بگیره یه مسیر جذاب دیگه رو برای رسیدن به قله انتخاب کردند ؛ رفتیم ماری 5 !! با راهنمایی جناب امانی ، این مسیر هم طی شد و بعد از استراحتی بر روی قله ، به پایین برگشتیم. خسته شدن محمد رضا و سخت بودن مسیر یا علی باعث شد که تصورم کنم دیگه تا مدتی تمایلی به کوهنوردی در محیط طبیعی نداشته باشه. توی ماشین ازم پرسید : بابا میشه من مرتب با شما بیام کوه؟

معلوم بود که حمایت جناب امانی کار خودش رو کرده و برخلاف تصور من ، محمدرضا به کوهنوردی علاقمند شده. بنا شد هفته ای یکبار و اون هم روزهای پنج شنبه بیارمش کوه تا هم تمرین بکنه و هم آسیبی به درس و مدرسه اش وارد نشه.

 

یه مشکلی در سایت persiangig بوجود اومده که باعث میشه در حال حاضر نتونم عکسهام رو در وبلاگ قرار بدم. امیدوارم این مشکل زودتر رفع بشه.