روز یکشنبه برای ماموریتی چند ساعته عازم تهران شدم....


بعد از مدتها ، هر دو پرواز رفت و برگشتم ( که با هما انجام شد ) حتی 1 دقیقه هم تاخیر نداشت!!! تازه داشتیم به تاخیرها عادت میکردم و حالا با این اتفاق ممکنه توقع خودمون رو الکی بالا ببریم و بد عادت بشیم و موجب دردسر مسئولین محترم هواپیمایی ملی!!! به نظر من اگر سر وقت بودن این پروازها اتفاقی بوده و بنا است دوباره تاخیرهای طولانی گریبان مسافرین رو بگیره ، بهتره مسئولین قبل از هر پرواز اعلام کنند پرواز کنسل شده!! اینجوری مسافرین عین مرغ سر کنده ، هی اینور و اونور میزنند. بعد که خوب روحیه ی مسافرین رو به هم ریختند ، بهشون بگن حالا برای حل مشکل شما سعی میکنیم پرواز رو یه جوری راست و ریس کنیم اما ممکنه تاخیر داشته باشه.... باور کنید مسافرین با شنیدن این خبر نه تنها از تاخیرها گله مند نمیشن ، بلکه کلی دعاگوی وجود شریف مسئولین ذیربط هم خواهند بود. بلاخره وقتی مرگ در پیش باشه باید به تب رضایت داد!!

 

از فرودگاه مستقیما" به جلسه ای که در ساختمان مرکزی شهرداری تهران برگزار میشد ، رفتم. ترافیک تهران اعصاب خوردکن شده ، اساسی. خدا رحم کرد که از این شهر رها شدم. اگر کسی در شرایط نامساعد زندگی در تهران بتونه 60 سال عمر کنه و فقط روزی 2 ساعت از وقتش رو در ترافیک هدر داده باشه ، در مجموع 5 سال از عمرش رو پشت ترافیک گذرونده!!!!

 

در جلسه ی کارشناسی که شرکت کردم ، بجز من و دو سه نفر دیگه از همکارام ، بقیه حضار فقط گوش میکردند و در بحث ها مشارکتی نداشتند. قوانین هم اونقدر جای تعبیر و تفسیر داره که بعضی وقتها آدم رو دچار مشکلات متعدد و سردرگمی میکنه. مثلا" در یکی از قوانین مربوط به شهرداری و تنها در یکی دو جمله ، کلمات " رسیدگی – ممیزی – حسابرسی " بگونه ای آورده شده که هم معنا فرض شده اند ( اما در واقع هر کدوم از این کلمات معنای خاص و الزامات خودش رو داره ).

 

توی گیت بازرسی سپاه کم مونده بود که کارم به جر و بحث بکشه. من طبق دستورالعمل مکتوبی که اونجا بود تمام وسایل ( فلزی و غیر فلزی ) رو توی کیفم و روی ریل دستگاه کنترل گذاشته بودم و با عبور خودم از دالان اشعه ایکس ، صدای دستگاه هم درنیومد ولی مامور اونجا اصرار داشت که باید کتم رو هم دربیارم و بذارم توی سبد و دستگاه!! من هم شاکی بودم که اولا" دستگاههای شما و نیروی انتظامی چیزی رو نشون نداده ثانیا" اگر بشه توی کت چیزی رو مخفی کرد که دستگاه شما متوجه نشه قطعا" همون وسیله ی غیر قابل کشف رو در شلوار هم میشه مخفی کرد ( که لازمه اش اینکه که مردم رو لخت و عور کنید ) و ثالثا" چرا اینکار فقط در تهران انجام میشه و در بقیه ی فرودگاهها ، رفتار متفاوت ( و البته محترمانه تری ) رو از این بخش امنیتی شاهدیم؟!

متاسفانه در کشور ما در بسیاری موارد هر کسی قانون و روش اجرای قانون رو مطابق نظر شخصی خودش تفسیر میکنه. اختلاف عملکرد در دستگاهها و موضوعات یکسان هم که دیگه الاماشاءالله هست. چند سال قبل در یکی از کشورهای اسکاندیناوی ، همسر یکی از مقامات ارشد دولتی به جرم سوار شدن بدون بلیط به اتوبوس عمومی جریمه ی سنگینی شد.

اگر قانون رو برای همه و بصورت یکسان اجرا کنیم ، هیچ مشکلی بوجود نخواهد اومد و مردم خودشون رو با قانون تطبیق میدن. مشکل از اونجا آغاز میشه که مجریان ، قانون رو سلیقه ای اعمال میکنند و با اینکار به مردم یاد میدن که بله ، میشه قانون رو یه جور دیگه هم اجرا کرد ؛ البته شرایطی داره ( یا باید آشنا باشی و یا اینکه..... )

 

در پرواز برگشت مسافری که پشت سر من نشسته بود از مهماندار روزنامه خواست. مهماندار گفت : آقا ؛ در پروازهایی که به اصفهان داریم ، مسافرا موقع سوار شدن روزنامه های صندلیها دیگه رو جمع میکنن و میبرن!!!! اون مسافر که اصفهانی بود یه مقدار بهش برخورد. مهماندار گفت : قصد جسارت نداشتم ولی اصفهانیها یه جور خاص هستند! مثلا" بعضیهاشون به ما میگن برامون روزنامه بیارین ، وقتی جواب میدیم روزنامه نداریم میگن پس یه لیوان آب بدین!!!!!!!!!!!!!!

کلی خندیدیم از دست بعضی از این همشهریهای گرامی.