تا عصر دیروز دستگاههای نصب شده در آکواریم خونه ی ما مثل بعضی سانتریفیوژها ، خالی خالی کار میکردند!! فقط آب بود و قدری ژله برای تولید باکتری. دیروز چند قطعه از وسایل دیگه و سه قطعه سنگ زنده خریدم.


روی یکی از این سنگها یه شقایق زیبا قرار داشت که نمیخواستم بخرم اما وقتی فروشنده خواست اون شقایق رو از سنگ جدا کنه ، این جانور خودش رو توی یه سوراخ قایم کرد. سنگ مورد نظر اونقدر زیبا بود که ناچار شدم پول شقایق رو هم بدم!!!

لامپ مهتابی دوقلو با قدرت 20 هزار کلوین ( 12 هزار و 500 تومن )

لامپ نئون آبی رنگ ( 6 هزار تومن )

سه قطعه سنگ زنده با وزن کلی 9.7 کیلوگرم ( 75 هزار تومن !! )

یه شقایق لوس که عین کنه به سنگ چسبید و خودش رو زورکی به ما فروخت!! ( 40-30 هزار تومن )

 

برا اینکه شقایق نمیره ، از فروشنده یه سطل و مقداری آب شور قرض کردیم و سنگ حاوی شقایق رو توی آب آوردیم خونه. وقتی سنگها رو چیدیم ، دیدم شقایق بیحال شده ؛ طوری که فکر کردیم مرده. اون جونور زیبای توی فروشگاه ، حال عین آینه ی دق شده بود و نمیشد بهش نگاه کرد. حسین آقا ( که در تمام مراحل کار این آکواریم نقش اصلی رو داشته ) خواست اون رو خارج کنه و با خودش ببره تا بلکه بشه از مرگ نجاتش داد اما شقایق طوری توی حفره رفته بود که نمیشد درش آورد. بنا شد همینطور بمونه و اگه مرد ، جنازه اش رو برای جلوگیری از آلودگی ، صبح سه شنبه از آب خارج کنیم.

 

حسین آقا رو تا منزلشون مشایعت کردم و رفتم تمرین بولدرینگ. آخرای تمرین بود که حسین زنگ زد و جویای حال شقایق. گفتم میرم خونه خبر میدم. خونه که رسیدم دیدم تمام بی حالی این جانور بی شباهت به عشوه و ناز کردن نبوده! زیبا شده بود ؛ اساسی. خبر سلامتی شقایق رو به حسین دادم!!. از ساعت 22:30 تا 24 نشسته بودیم پای آکواریم. از خرید سنگی که شقایق بهش چسبیده بود کاملا" راضی بودم. روی این سنگ دهها جانور مختلف زندگی میکنند :

چندین کرم لوله ای کوچیک که برای غذا خوردن میان بیرون و چترشون رو برای فیلتر کردن آب باز میکنند. این کرمها با ترشح کلسیم ، یه لانه ی لوله مانند برای خوشون میسازند و مرتب طول لوله رو اضافه میکنند. برا همین هم بهشون کرم لوله ای میگن

چند جانور مختلف که شبیه کرم لوله ای با فیلتر کردن آب غذا تهیه میکنند و در سوراخهای کوچک روی سنگ لانه کردند

چندین جانور دیگه که اسمشون رو نمیدونم

چند صدف دریایی کوچیک که البته نمیدونیم زنده هستند یا نه

یه حلزون کوچیک دریایی

چند میگوی سفید کوچولو  ( به اندازه نیم سانتی متر )

یه جانور بسیار خجول که شبیه هزارپا است و تا ما رو میبینه در کسری از ثانیه خودش رو در حفره های سنگ مخفی میکنه

 

آخر شب لامپهای آکواریم رو خاموش کردیم. صبح امروز که رفتیم سراغش دیدیم شقایق نیست!! گفتیم شاید خودش رو جمع کرده و رفته توی حفره اش ، اما اونجا هم نبود. مهتابیها رو که روشن کردیم دیدیم خانوم خانوما شبونه اسباب کشی کرده و لانه ی کوچیک قبلی رو با یه حفره بزرگتر عوض کرده!!! چه نازی داره این شقایق...... جای قبلیش از نظر نمای آکواریم بهتر بود اما خوب ؛ انتخاب با ما نیست!!

راستی ؛ شقایق زن است یا مرد؟؟!!! ما همینجوری گفتیم خانوم خانوما!!!

 

این هم سه عکس از شقایق مورد بحث

 

 

نمای عمومی سنگ زنده و شقایق

 

 

نمای نزدیک

 

 

وقتی مهتابیهای سفید رو خاموش میکنیم و فقط نور آبی داریم ، شقایق به رنگ سبز فسفری درمیاد ؛ بسیار زیباست