بخاطر سطح کیفی بسیار پایین اکثر فیلمهای سینمایی که در ایران ساخته میشه معمولا" علاقه ای برای رفتن به سینما ندارم اما صبح امروز بخاطر اصرار بچه ها برای دیدن فیلم ملک سلیمان و بلیط رایگانی که برای دیدن این فیلم گرفته بودم!! صبح زود رفتیم سینما!!! ( ما اصلا" سینما نمیریم اما اگر مفت باشه ، کله ی سحر هم باشه خواهیم رفت!!)


سانس ساعت 08:30 تا 10:30 رو برامون در نظر گرفته بودند. بچه ها تعریف این فیلم رو از دوستاشون شنیده بودند. مدتها هم بود که میخواستیم یه سینمای دسته جمعی بریم. فرصت رو غنیمت شمردیم و رفتیم. اکثر بچه ها بخاطر صحنه های مربوط به شیاطین و اجنه ، به دیدن این فیلم اومده بودند. من هم تصوراتی داشتم و فکر میکردم شاید یه فیلم مهیج و در عین حال دینی باشه. داستان فیلم فقط مربوط به بخش بسیار کوچکی از زندگی و حکومت حضرت سلیمان نبی علیه السلام است. حدود نیمی از فیلم به نمایش تاخت زیبای اسبها در آب و خاک و دشت اختصاص داره!! که بیشتر یادآور سریال جومونگ بود!!!

 

بقیه ی فیلم هم تعریفی نداشت اما در کل فیلم ، یکی دو صحنه بود که توجه من رو جلب کرد ؛ بخصوص صحنه ای که سلیمان نبی از یکی از کاهنان ( که شیطان و اجنه در وجودش نفوذ کرده اند ) میخواهد برای رها شدن از بند شیاطین به خدا پناه برد و او در پاسخ میگوید که من ناپاکم و نمیتوانم. و شاید همین اعتراف به ناپاکی به او کمک میکند تا نیروی خود را جمع کرده و فریاد بزند : خدا.... و با گفتن همین کلمه ، شیاطین از وجودش بیرون میروند.....

با اینکه این فیلم بسیار بسیار ضعیف ساخته شده اما وقتی بنا باشه به هر دلیلی برای دیدن اون وقت بذاریم ، میشه در لابه لای دیالوگها ، نکاتی رو پیدا کرد و در موردش تفکر نمود.

 

بعد از چند روز ، موقع میگو دادن به ریفهای آکواریم فرا رسید. فعلا" همه چیز در بهترین وضعیت قرار داره و امیدوارم بتونیم این شرایط رو حفظ و کنترل کنیم.

 

 

 

 

 

هر روز یه جانور جدید توی آکواریم پیدا میکنیم. عکس پایین رو دیشب گرفتم. این جانور با ابعاد میلیمتری به شیشه چسبیده بود.