این روزها دو سریال بسیار پر کشش با حال و هوای تاریخی در حال پخش است ؛ یکی در رسانه ی ملی و دیگری در سوپرمارکتها ؛ مختار نامه و قهوه تلخ......


مختارنامه سریالی تاریخی و با مضمون دینی و مذهبی است. این کار با سرمایه ی رسانه ی ملی و در مدت زمانی نسبتا" طولانی ( بیش از 10 سال ) تهیه شده است. شاید یکی از تفاوتهای اصلی این سریال با فیلمهای قبلی که در مورد وقایع کوفه و کربلا ساخته شده در این باشه که اینبار ، تصویر دقیقتری از افرادی همچون عبیدالله ابن زیاد در معرض دید قرار میگیره. تظاهرهای ابن زیاد به دینداری و سخن گفتنش با مردم از زیان دین ، از جمله مهمترین خصوصیات این فرد است. این حربه اونقدر کارساز بوده که حتی تونست کاری کنه که افرادی در کربلا حاضر بشن و با زبون روزه و به قصد قربت الهی ، امام حسین علیه السلام رو به شهادت برسونند. در مقابل افرادی همچون ابن زیاد ، افرادی دیگری در این سریال دیده میشن که اونها هم از حربه ی دین استفاده میکنند اما برای نجات جان و مال خودشون. کسانی همچون سلیمان ابن صرد خزاعی که با سکوت خود ( که استناداتی روایی براش فراهم میکردند ) جوون خودشون رو از به اصطلاح خطر دور کردند اما باعث شدند که سلاله ی زهرای اطهر سلام الله علیه در معرض خطر قرار بگیره. فرد دیگری که در این سریال حرف از دین میزنه شخص مختار است اما نمیدونم چرا صحبتهای دینی او گویا با اغراضی شخصی درهم آمیخته. مختار ترجیح میده بجای اونکه همانند حبیب ابن مظاهر و مسلم ابن عوسجه از کوفه گریخته و به سپاه امام علیه السلام ملحق بشه و حضرت رو یاری کنه ، خودش رو تسلیم ابن زیاد کرد تا کینه از این قوم رو زنده نگه دارد؟!!

آخرین گروه از اهل دین که در این سریال دیده میشن افرادی همچون جناب مسلم علیه السلام و برخی شیعیان و خواص هستند که دقیقا" در راستای دین و دیانت و در جهت حمایت از سید الشهداء قدم برمیدارند و کوچکترین سستی در اونها و خللی در اعتقادشان دیده نمیشه.

 

همه حرف دین میزنند اما فقط یک گروه برحق است ( آن هم حق مطلق ). در اونن بازار دین و دین گرایی و دین نمایی ، اونقدر پیچیدگیها زیاد شد که عوام الناس ، علیرغم اینکه حق مطلق و امام معصوم علیه السلام رو با دو چشم خود میدیدند و با دو گوش خود از صحابی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در وصف او حرفها شنیده بودند ، اما نتونستند حق و باطل رو از هم تشخیص بدهند.

 

امروز ما چگونه است؟ امروز هم خیلیها حرف دین میزنند. خیلیها حرف حفظ و حراست از میراث ملی میزنند. هیچیک از اونها حق مطلق و امام معصوم نیستند. هر کدامشون نسبتی از حق ( و بعضیها هم نسبتی از شر ) دارند. طبیعی هم هست ، چرا که هیچیک از ما معصوم نیستیم. در این وانفسای پیچیدگی دین و سیاست و ملی گرایی و ...... شناخت حق از باطل ، کاری بس دشوار و سخت شده که نیازمند بصیرتی عمیق و دیدی وسیع است. در مورد وقایع سال 61 هجری قمری ، هر منصفی که به سیره ی سید الشهداء علیه السلام دقت کنه ، حتی یک حرکت کوچک خلاف حق از اون امام معصوم و یا همراهانی که در رکاب اون حضرت بودند مشاهده نمیکنه. با اینکه امام علیه السلام برحق و حق مطلق بود اما حاضر نبودند در راه حق ، عملی ناحق انجام دهد. همین دقت نظر امام علیه السلام ، از رموز موندگاری اثر این قیام خدایی و حق طلبانه است. نزدیک به 1400 سال از ماجرای کربلا میگذره اما رفتار و کردار و گفتار امام حسین علیه السلام آنگونه بر حق و دور از هر گونه باطلی بود که هنوز هم داغ از دست دادن سیدالشهداء علیه السلام برامون تازه است و از سوی دیگه به خودمون میبالیم که از محبین و دوستداران چنین شخصیتی هستیم.

 

آیا الان هم همینطوره؟ آیا الان که هر یک از دسته بندیهای سیاسی جامعه ، خودش رو بر حق میدونه ، عملی ناحق از حق مداران دیده نمیشه؟ آیا الان هم مدعیان حق ، حاضر نیستند برای پیگیری حق ، متوسل به ناحق بشن؟

اینها همه و همه بر پیچیدگی اوضاع اضافه میکنه و قدرت تشخیص رو سخت تر و سخت تر. با اینکه این روزها شعار " ما اهل کوفه نیستیم " رو زیاد میشنوم اما یقین دارم که الان در بطن کوفه ای دیگر حضور داریم. کوفه ؛ اما نه از لحاظ بی وفایی مردمش بلکه از حیث پیچیده بودن شرایط و سخت بودن تشخیص حق از باطل. چاره ی کار فقط یک چیز است ، بصیرت ، بصیرت ، بصیرت و باز هم بصیرت.....

 

قهوه ی تلخ ماجرای دیگه ای داره. طنزی زیبا و در عین حال واقعیتی تلخ و دردناک. ماجراهای این سریال همون سلسله انتقادات سریالهای برره و مرد هزار چهره است اما اینبار بدلیل اینکه سریال توسط بخش خصوصی و بدون حمایت رسانه ملی ساخته شده ، یه مقدار مسائل بی پرده تر گفته میشه. تا بحال 8 سری سه قسمتی از سریال پخش شده است. مهمترین نکته در مورد این 24 قسمت اینه که مردم نقشی در این 24 قسمت نداشته اند و همه چیز در یک دربار اتفاق می افته. نکته ی دیگه اینکه تقریبا" تمامی اعضای این دربار افرادی بی سواد هستند که در پی یک فرصت طلبی تاریخی ( هرج و مرج بعد از زندیه و در مقطعی گم شده از تاریخ ایران !! )‌ برای خودشون مقام و منصبی دست و پا کرده اند. اسامی این افراد هم جالب و در خور توجه است. در دیالوگهای این شخصیتها هم اونقدر نکات ظریف وجود داره که اگر بخوایم به شرح و بسط اونها بپردازیم ، خودش یه سریال میشه.

 

مختارنامه ، خواص جامعه و مردم رو نقد میکنه و قهوه ی تلخ ، دولتمردان رو. یکی با زبان دین و دیگری با زبان طنز