خاطرات سفر به سرزمین وحی ( 16 )

سه شنبه عصر همراه پدر و مادرم به مسجد الحرام رفتیم. حدود نیم ساعت به اذان عصر مونده بود. پدرم رو با ویلچر تا نزدیک کعبه بردم. چند قدم رو خودشون اومدند تا به کنار رکن یمانی برسند. مادرم ویلچر رو به کناری برد و منتظر ما شد. صف زیارت حجرالاسود تشکیل شده بود و ما داخل صف نبودیم اما زائرین وقتی شرایط پدرم رو دیدند که نمیتونه به تنهایی حرکت کنه ، به ما اجازه دادند در صف قرار بگیریم. دقایقی بعد مامورین افرادی رو که بین رکن یمانی و حجرالاسود بودند از اون محل تخلیه کردند و زیارت نوبتی حجرالاسود آغاز شد. پدرم رو آهسته آهسته پیش بردم و ایشون تونست بسادگی هر چه تمامتر بر حجرالاسود بوسه بزنه. چون زائرین دیگه بخاطر حال پدرم اجازه داده بودند که ما خارج از نوبت در صف قرار بگیریم ، من خودم حجر رو زیارت نکردم چون به نظرم میرسید در اون زمان اینکار درست نیست. وقتی خواستیم از کنار حجرالاسود دور بشیم با ازدحام جمعیت مواجه شدیم. مامورین انتظامی اومدند و با گفتن " مریض ، مریض " یه دالان انسانی دیگه درست کردند تا پدرم بتونه از شلوغی خارج بشه.

شب برای نماز مغرب به مسجدالحرام رفتیم. در این مدتی که ما در مکه بودیم نمازهای مغرب و عشاء به امامت شیخ عبدالرحمن السدیس خوانده میشد. صدای دلنشین ایشون رو قبلا" از طریق ماهواره شنیده بود. خیلی دوست داشتم از نزدیک ببینمش اما چون در تمام این روزها همراه پدرم بودم نمیتونستم در صفهای جلو نماز باشم. سه شنبه شب بعد از نماز مغرب پدرم گفت که چون خسته شده میخواد به هتل برگرده. ایشون رو به هتل رسوندم و دوباره به مسجد برگشتم. رفتم و در صف دوم نماز ( که معمولا" خیلی زودتر از زمان شروع نماز شکل میگرفت ) نشستم. امام جماعت برای اقامه نماز مغرب و عشاء ، پشت مقام ابراهیم مستقر میشه. وقتی شیخ السدیس وارد شد و اقامه خونده شد ، مامورین طواف کنندگان رو متوقف کردند و نماز شروع شد. من جلو بودم و فاصله ی بین من تا مقام ابراهیم و کعبه خالی از جمعیت بود. در این نماز چشمم رو به کعبه دوختم.....

وقتی نماز تموم شد به نزدیک شیخ السدیس رفتم و دیدمش. در ایام ماه مبارک رمضان در بیشتر کشورهای عربی ، هر شب یک جزء قرآن رو در نماز میخونند. نمازها دو رکعتی است و اونقدر دو رکعت دو رکعت میخونند تا یک جزء قرآن تموم بشه. در مسجدالحرام و در شب آخر رمضان ( که از نظر شلوغی و تعداد نمازگزاران با ایام حج واجب قابل مقایسه است ) خوندن آخرین نماز دورکعتی به شیخ السدیس واگذار میشه. در رکعت آخر این نماز ، قنوتی میخونه که حدود 45 دقیقه طول میکشه. در این قنوت طلب استغفار میشه و برای اسلام و مسلمین دعا میکنند. در طول این 45 دقیقه ، خود شیخ السدیس و جمعیت نمازگزاران که تعدادشون به حدود 2 میلیون نفر میرسه و علاوه بر صحن مسجدالحرام ، رواقها و پشت بام ، خیابانهای اطراف مسجد رو هم پر کردند ، گریه میکنند و اشک میریزند و بارها خوندن ادامه قنوت به همین دلیل متوقف میشه. امشب خرسند بودم که این چهره ایشون رو از نزدیک میدیدم.

در بازارهای اطراف مسجدالحرام تعداد زیادی مغازه وجود داره با اسم " بیت القرآن " . در این مغازه ها قرآنهای مختلف و همینطور کاست و CD قرآنی از قراء متفاوت وجود داره. چند نوار تهیه کردم تا وقتی برمیگردم با گوش کردن به نوای قرآن خاطرات این سفر برام تازه بشه. وقتی در مکه هستی ، اشتیاقت برای تلاوت و شنیدن صوت قرآن صد چندان میشه.

 

برای شنيدن تلاوت شيخ السديس اينجا رو کليک کنيد