فرا رسیدن سالروز عید سعید غدیر بر تمامی شیعیان خجسته باد


 

اى یار پریچهر من ، اى طالع فیروز
از خم غدیر آر مرا باده غم سوز
بازآ و بزن نغمه اى از پرده نوروز
از باده بیا چهره چون ماه برافروز
کامروز بودشاد دل خلق سراسر

امروز که من مست ز صهباى غدیرم
از عالم لاهوت رسیده است سفیرم
مدهوش ز پیغام دل آراى بشیرم
من شیفته آن شه افلاک سریرم
آن کس که خدا بود ورا حامى و یاور

اى ساقى مستان ره عشق هلاقم
برخیز و بده باده سرشار از آن خم
کامروز جهان گشته ز فیضش به ترنم :
الیوم لکم دینکم اتممت علیکم
راضى است از این مستى ما حضرت داور

جبریل به فرمان خداسوى زمین شد
آواى شعف تا فلک و عرش برین شد
دست همه با دست خداوند قرین شد
احباب همه شاد و دل خصم غمین شد
زیرا که على بنشست بر جاى پیمبر

آنان که رهى جز ره عشاق نپویند
از بحر کرم جز گهر مهر نجویند
جز ذکر على در همه احوال نگویند
مانند خلیل از همه جا دست بشویند
بى باک گذارند قدم جانب آذر

من بیم ز اعداى بداندیش ندارم
جز مهر تو جانا به دل خویش ندارم
با لطف تو اندوه کم و بیش ندارم
از جنت و دوزخ غم و تشویش ندارم
حب تو مرا بس بود اى ساقى کوثر

شعر از : نجومی خراسانی