پاییز با تمام شکوهش به پایان رسیده و ننه سرما چند روزیه که به کشور ما اسباب کشی کرده. اخبار هواشناسی حکایت از اون داره از همون روز اول زمستون ، برف و بارون در بیشتر نقاط کشورمون خواهد بارید. خدا رو شکر...... تاخیر در بارندگیهای امسال ، دیگه داشت نگران کننده میشد.

 

چند هفته ای میشه که حسابی سرم شلوغ شده. چندین کار مهم رو دارم همراه با هم انجام میدم. کارهایی در زمینه مدیریت مالی ، برنامه ریزی و بودجه ، سیستمهای مکانیزه و یه طرح جدید حسابداری که برای اولین بار در سطح شهرداریهای کلان شهرهای ایران انجام خواهد شد. بدون اغراق باید بگم تیم ما ( گروه همکارانی که بیش از 14 ساله در مدیریت امورمالی شهرداری اصفهان با هم کار میکنیم ) در طی سالهای گذشته همیشه ابداع و آغاز کننده کارهای جدید و پر بازده در سطح شهرداریهای کشور بوده است. توانائی فنی و اجرائی این تیم در کنار حمایتی که از طرف مسئولین شهرداری اصفهان از این تیم میشه باعث شده که برنامه ها و طرحهای خودمون رو یکی بعد از دیگری پیاده کنیم. ما برنامه های خودمون رو از سال 71 آغاز کردیم و همچنان هم ادامه میدیم. در سال 75 کارشناسان سازمان بازرسی کل کشور پس از بازدیدی که از کارهای ما داشتند در گزارشی اعلام کردند این برنامه ها باعث " بهبود روشها ، صرفه جوئی در هزینه ها و تسریع در پاسخگویی به شهروندان " شده است. این نیم خط گزارش سازمان بازرسی ، همیشه باعث افتخار و مباهات تیم ما بوده و هست. امروز نسبت به سال 75  در وضعیت بسیار بهتری قرار داریم و اگر عمری باقی باشه ظرف یکی دو سال آینده و با اتمام چند پروژه مربوط به سیستمهای مکانیزه شهرداری ، تحول مهمی رو در شهرداری اصفهان شاهد خواهیم بود. انشاءالله

 

در کنار همه ی این کارها ، بخشی از وقتم رو مثل همیشه به تحلیل و بررسی شرایط رویت پذیری هلال اختصاص میدم. هر روز شوق و ذوقم در مورد این کار بیشتر از گذشته میشه. حس میکنم تازه دارم از مرحله رصدگری صرف ،  به عرصه ی تحلیل وارد میشم. تا پایان امسال رصد سه هلال مهم رو در برنامم دارم. یه برنامه مفصل هم برای سال آینده ترتیب دادم. برنامه ی اصلی من در این رابطه ، بدست آوردن یک معیار برای بررسی رویت پذیری هلال ماه است. البته قصدی برای انتشار و اعلام این معیار ندارم و فقط میخوام برای رصدهای خودم از اون استفاده کنم و یا اگر در جایی اظهار نظری در مورد رویت هلال میکنم ، به استناد مطالعات و تحلیلهای خودم باشه ( هر چند که به واقع مسئولیت اینکار خیلی سنگینه ). شاید بتونم ظرف 2 تا 3 سال آینده این هدف و برنامه رو به یه جای قابل قبولی برای خودم برسونم.

 

من همیشه دوست دارم وقتی میخوام هدفی رو در کار و یا زندگیم تعیین کنم ، ایده ال نگر باشم. دوست دارم فکر کنم که قادر به انجام هر کاری هستم و هیچ چیزی نمیتونه مانع از اجرای برنامه هام باشه. با این نگرش هدفم رو انتخاب میکنم. اما بلافاصله پس از تعیین اون هدف ، خواب و خیال رو کنار میذارم و واقعگرا میشم. میشینم خوب فکر میکنم که چه موانعی برای رسیدن به اون هدف ایده الم وجود داره و برای غلبه بر مشکلات چه کاری باید انجام بدم. بعدش هم که دیگه آستین بالا میزنم و وارد گود میشم.

این روش تعیین اهداف بلند مدت باعث شده که در کارهام دچار روزمره گی نشم و پرداختن به مسائل کوچک باعث نشه که به قله های رفیع فکر نکنم....... خودمونیم ها ؛ ما هم بد منبر نمیریم!!

 

عکس زیر رو در زمستون سال گذشته گرفتم. امسال هم منتظر یه برف و یخ حسابی هستم که به بهونه ی اون ، بزنم به دل طبیعت و خستگی این زندگی شهری رو از تنم خارج کنم.