یاران ؛ می ام ز بهر خدا در سبو کنید

آلوده ی غمم ، به می ام شست و شو کنید

جام می لبالب از آن دستم آرزوست

بهر خدا شفاعت من نزد او کنید

چون مست میشوید ز شرب مدام دوست

مستیّ بنده هم به دعا آرزو کنید

ابریق می  دهید مرا تا وضو کنم

در سجده ام به جانب میخانه رو کنید

بیمار چون شوم ، به می ام باز آورید

آیم به خویش ، باز می ام در گلو کنید

وقت رحیل سوی من آرید ساغری

رنگم چو زرد شد ، به می ام سرخ رو کنید

تابوت من ز تاک و کفن و هم ز برگ تاک

در میکده به باده مرا شستشو کنید

تا زنده ام ، نمیروم از میکده برون

بعد از وفات نیز بدان سوم رو کنید

در خاکدان من بگذارید یک دو خم

دفنم چو میکنید ، می ام در گلو کنید

از مرقدم به میکده ها ، جویها کنید ( kanid )

از هر خم و سبوی ، رهی هم به جو کنید

دردی کشان ؛ ز هم چو بپاشد وجود من

در گردن شما ، که ز خاکم سبو کنید

ناید بغیر ریزه ی خم یا سبو بدست

هر چند خاکدان مرا جستجو کنید

بی باده گان ؛ چو مستیتان آرزو شود

آیید و خاک مقبره ی فیض بو کنید

( شعر از دیوان مولانا فیض کاشانی )

امشب موقع غروب این شعر یادم اومد. بیت اول این شعر ، حرف دل امشب من شده.....