دیشب هم مثل این شبهای اخیر بیخوابی اومده بود سراغم و تا نزدیک ساعت 4.5 صبح بیدار بودم. بخشی از این وقت رو برای گوش دادن به یه سخنرانی اختصاص دادم که بیش از 2 ساعت طول کشیده بود.


سخنرانی جالبی بود و باعث شد که مطمئن بشم تفکرم در زمینه ی موضوعات اون سخنرانی درست بوده. اگه ما عینکی با شیشه ی قرمز رنگ به چشم بزنیم همه چیز رو قرمز خواهیم دید. رنگهای قرمز که از اول قرمز بودن و قرمز بودنشون هم مشخص و واضح ، اما مشکل اینجا خواهد بود که هر رنگ دیگری رو هم  بصورت طیفی از رنگ قرمز خواهیم دید. اگر واقع بین باشیم و شیشه ی عینکمون رنگی نباشه ، هر واقعیتی رو سر جای خودش میتونیم ببینیم.

 

استراحت توی منزل فرصتی دست داد تا یه تلاوت ترتیل جالب و زیبا رو گوش کنم. قاری این ترتیل صدای زیبا و گیرایی داره. فایلهای صوتی این قرائت رو دارم به ترتیب دانلود میکنم.

 

ضعف شدید و بی حالی مفرط هنوز وجودم رو در اختیار داره. سعی دارم با کار ، از این حال و روز خارج بشم.