پذیرفته ایم که بین سیاهی و سفیدی حدفاصلی نیست. همانند بچه ای هستیم که هیچ شناختی که دنیای اعداد بین 1 و 2 ندارد. سرمون رو عین کبک زیر برف میکنیم و روی عقل خودمون پرده ای ضخیم میکشیم و به گفته ها و شنیده ها بسنده میکنیم تا بین 1 یا 2 ، یکی رو انتخاب کنیم.


توی دنیایی که فقط یک معصوم غایب در اون وجود داره ، همه چیز و همه کس ، نسبتی از حق و درستی رو با خود دارند. اگر چشممون به دیدن حق و درستی عادت داشته باشه ، میتونه این دو رو هر جا که باشه تشخیص بده. برای یه حق طلب و برای یه علاقمند به درستی ، 1 یا 2 بخودی خود ارزشی ندارند بلکه نسبت اونها با حق و درستی است که ارزششون رو تعیین میکنه.

بعضیها وقتی به 1 دل میبندند آنچنان چشم عقلشون رو کور میکنند که دیگه نمیتونند زشتیهای 1 و یا خوبیهای 2 رو ببینند. علاقمندان 2 هم ممکنه وضعیتی مشابه داشته باشند. کم پیدا میشن کسانی که بگن 1 رو دوست داریم بخاطر این خوبیها و 2 رو هم دوست داریم بخاطر این ارزشها ، از 1 گریزانیم بخاطر این گژیها و از 2 گله داریم بخاطر این نادرستیها.

چنین افرادی معمولا" مورد غضب هر دو گروه طرفداران 1 و 2 هستند ، اما واقعیت اینه که اهل بصیرت ، همین افراد هستند و بس. کسانی که ارزشها رو بر مبنای افراد نمی سنجند بلکه افراد رو بر اساس ارزشها بررسی و تحلیل میکنند.

 

امروز با یکی از همکاران اداری صحبت میکردم. از ایشون گله هایی به بنده رسیده بود. در مورد چند و چون این گله ها گفتگو کردیم. یه صحبت جناب آقای خاتمی رو یادآور شدم و اون اینکه باید این هنر رو داشته باشیم که معاند رو به مخالف و مخالف رو به موافق تبدیل کنیم. لازمه ی اینکار نگاه دقیق و حق طلبانه به تمام جوانب موضوعات ، بالا بردن تحمل و قدرت شنیدن حرفها و درخواستهای ارباب رجوعان ( حتی اگر منطقی نباشند ) ، اجابت درخواستهای منطقی و به حق آنان بدور از هر گونه بغض و کینه ، تشکر کردن و عذرخواهی از کسانی که عیوب و اشکالات ما رو بحق متذکر میشن و .... است.

اگر این رویه رو در جامعه هم پیاده کنیم ، شاهد مخالفتهای رادیکالی نخواهیم بود و هر مخالفتی در مجرای صحیح و قانونی خود بیان خواهد شد.