عیب می جمله بگفتی ، هنرش نیز بگو

نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند


واقع بین بودن ، داشتن بصیرت تمیز حق از باطل ، دل بستگی به حق ( نه دلباختگی به افراد ) و دور بدون از حب و بغضهای جاهلانه ، راه رسیدن به کمال است.

درست است که ما اهل تشیع هستیم و با اهل تسسن اختلاف نظرهایی در موضوع امامت جامعه پس از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم داریم ، اما آیا میتوانیم چشم بر این واقعیت ببندیم که بسیاری از اهل تسنن ، بیش از ما شیعیان به نماز و قرآن اهمیت میدهند؟

 

درست است که فرهنگ جهان غرب تناسبی با فرهنگ ملی و اسلامی ما ندارد و سیاستمداران غربی همیشه از دشمنان درجه اول کشورهای جهان سوم بوده و هستند اما آیا از میتوانیم چشم بر این واقعیت ببندیم که فرهنگ زندگی اجتماعی در دنیای غرب ( که در بسیاری موارد عینا" همانند آموزه های دینی ما است ) به مراتب بهتر و والاتر از جامعه ی ما رعایت میشود؟

 

در مورد همین دو مثل که عرض شد ، آیا تمجید از توجه اهل تسنن به قرآن و نماز به معنای دفاع از تمام عقاید آنان است؟ آیا تحسین فرهنگ زندگی اجتماعی غربی به معنای پذیرش تمام فرهنگ غرب است؟

 

خیر ؛ اینگونه نیست. اما خوب و یا ناخوب بودن بخشی از تفکرات ، نظرات و یا رفتارهای یک شخص ، یک گروه و یا یک جامعه ، نباید باعث شود چشم و گوش بر سایر تفکرات ، نظرات و یا رفتارهای آنان ببندیم. لازم به تذکر نیست که اینکار منوط به داشتن توجه و بصیرت عمیق است تا مبادا شیفتگیهای کورکورانه و جاهلانه ، زشت را زیبا و زیبا را زشت جلوه دهد.

 

اگرفردی ، گروهی و یا جامعه ای بتوانند چنین رویکردی داشته باشند ، بعد از مدتی ، عصاره ی تمام خوبیها را خواهند داشت......