بلاخره زمستان چهره ی واقعی و زیبای خودش رو نشون داد و اصفهان رو سفید پوش کرد.


مدتها بود که در آرزوی پیاده روی در بارون و برف بودم. تقدیر این شد که پاییزی کم بارون و سرد رو سپری کنیم. باور نمیکردم که در این روزها برفی در اصفهان بباره. اون توده ی مهم هوایی که یه عالمه برف و بارون برای کشور به ارمغان آورد ، در همه جا بارید الا شهر اصفهان. کم کم نا امید شده بودیم که از صبح دیروز بارش برف آروم آروم شروع شد و ساعت به ساعت بر مقدارش اضافه شد. به همکارانم گفتم امروز باید زودتر برم تا به کوه برسم. با تعجب میپرسیدند کوهنوردی در برف؟! گفتم کلی انتظار چنین روزی رو میکشیدیم.

 

پنج شنبه ی گذشته موقع کوهنوردی هوا خیلی سرد بود. جناب زمانی پرسیدند چطوری حرکت کنیم؟ ما هم دو پهلو گفتیم روزهای قبل کوهپیمایی کردیم ( یعنی ترجیح میدیم دست به سنگ بشیم ! ). آقای زمانی هم وقتی این اشتیاق رو دیدند ما رو از یه شیب تند بردند تا آبشار و از اونجا هم از طریق یه مسیر جدید ( به نام 28 آذر ) راهی قله کردند. هوا سرد بود و سنگها ، سردتر. مسیر هم نیاز به دقت داشت. صعود در خیلی جاها بصورت سنگ کوتاه بود اما با شیب خیلی تند. امکان ریزش سنگ هم که مثل همیشه وجود داشت.

سردی زیاد سنگها باعث شد که اولین بند تمام انگشتان دستم سرد و کرخ بشه و یواش یواش کارش به سوزش شدید برسه ( اینها علائم اولیه ی سرما زدگی هستند ). یه مقدار نگران بودم که این بی حسی که داشت گسترش پیدا میکرد مانع از دست به سنگ شدن درست بشه و خطراتی به همراه داشته باشه. خوشبختانه مسیر خیلی زود تموم شد و رسیدیم به قله.

 

دیروز اما بخاطر ابری بودن آسمون ، هوا سرد نبود. ابتدا از مسیر پیاده روی معمولی ، به ایستگاه دوم تله کابین رفتیم و از اونجا مسیر قله رو در پیش گرفتیم. هوای پاک و مرطوب ، سکوت مخصوص روزهای برفی ، بارش برف ، صدای فشرده شدن برف در زیر پا ، نغمه خوانی گاه و بیگاه کبک ها ، همه و همه محیطی دل انگیز فراهم آورده بود.

 

این هم چند عکس از همنوردانی که در برنامه دیروز شرکت داشتند