بهار امسال در دومین همایش گروه آیکوپ که در شهر ابوظبی پایتخت کشور امارات برگزار شد شرکت کردم. یه مقاله در قالب پوستر ، یه نمایشگاه عکس هلال و یه کلیپ ترکیبی از عسکهای هلال با موسیقی اصیل ایرانی سهم بنده از مشارکت در این همایش بود.


در مدت همایش تلاش زیادی کردم تا نکات مثبت و منفی این همایش رو به دقت بررسی کنم. یه نکته ی مهم دیگه که توجه زیادی بهش داشتم ایجاد ارتباط با کارشناسان و متخصصان خارجی بود که چندین ساله دارم اون رو پی میگیرم. الان دوستان زیادی از کشورهای مختلف دارم و با روشهای مختلف ، این روابط رو محکمتر کردم تا در صورت نیاز بشه از این ظرفیت استفاده کرد.

در صدد بودم با هماهنگی تمامی دست اندرکاران رویت هلال ایران ، گردهمایی رویت هلال رو در سال 90 و یا 91 با رویکردی متفاوت از سه دوره ی قبلی برگزار کنیم. پس از بازگشت از همایش ابوظبی ، رایزنیهای اولیه رو برای جلب حمایت برخی دستگاهها شروع کردم. تا حدی هم پیش رفته بودم. توی کشور ما وقتی چنین هدفی رو دنبال میکنی باید اول به فکر تدارکات و حمایتهای مالی باشی و وقتی خیالت از این نظر راحت شد ، اهل فن و خبرگان علمی رو در جریان بذاری تا با خیال آسوده بتونند برنامه ی علمی مورد نظرشون رو تدوین و اجرا کنند.

به هر حال ، در اواخر هفته ی گذشته که طبق روال معمول در اول صبح به بازدید از سایتهای مورد علاقه ام میپردازم ، خبر برگزاری چهارمین همایش رویت هلال و تقویم رو دیدم. ابتدا تعجب کردم اما خیلی زود این تعجب بر طرف شد. دیگه اینگونه موضوعات برام عادی و جزو مشاهدات روزمره شده.

اگر تا اون موقع عمری برام باقی باشه ، به عنوان یک شنونده در گردهمایی سال 90 شرکت خواهم کرد. حرف زدن بیش از این در موضوعی که از جزئیاتش بی اطلاع هستی ، بی فایده است. تا اون موقع روی مقاله ای کار خواهم کرد که یکی از چالشهای جدی در رویت هلال است. انشاءالله به محض اتمام کار این مقاله ، اون رو از طریق سایتهای اطلاع رسانی رویت هلال در معرض دید و نقد علاقمندان به رویت هلال قرار خواهم داد.

 

زمستان سال 86 برای ایراد سخنرانی در جمع علاقمندان به رویت هلال ماه سفری به بندرعباس داشتم. اون سفر برام سرشار از خاطرات تلخ شد. مرحوم پدرم در بیمارستان بستری بود و من پس ملاقات با ایشون عازم سفر شدم ( ملاقات که چه عرض کنم..... اون مرحوم در حالت بیهوشی روی تخت ICU بودند و ما هم از پشت شیشه ، دلخوش از اینکه بالا و پایین رفتن سینه ی ایشون نشان از زنده بودنشون داره ). ناهماهنگیهای سفر از یه طرف و سخنان دور از ادب رئیس یه دانشگاه ( قابل توجه دوستانی که تصور میکنند مدرک ، دانش و درایت به همراه میاره ) از یه طرف ، خستگی شدید و تاخیر طولانی در برگشت و دیگر مسائل ریز و درشت این سفر ، جملگی باعث شد که اولین سفرم به بندرعباس توام با خاطرات تلخ بشه.

این هفته برای سخنرانی در جمع رصدگران استان هرمزگان عازم بندرعباس خواهم بود. امیدوارم این سفر همانند سفر قبل نباشه.