بخاطر برنامه ی سفرم به بندرعباس  امروز به کوه نرفتم تا برخی کارهای باقیمانده رو انجام بدم. بعد از ظهر استراحت میکردم. خوابم برد و در عالم خواب ، رویای عجیبی دیدم.


در عالم خواب دیدم که برای رصد هلال باید به فرودگاه برم. وقتی به فرودگاه رسیدم بارون شدیدی می اومد. برای ورود به داخل فرودگاه دچار مشکل شدم. نمیتونستم برم داخل. هماهنگ نشده بود. صدای هواپیمای آماده ی پرواز رو میشنیدم. به یکی از دوستانم که اونجا بود مراجعه کردم و گفتم باید برم داخل ، داره دیر میشه. اگر ممکنه یه کاری برام انجام بده.

هنوز بارون بشدت میبارید. هواپیما ی آماده ی پرواز رو میدیدم . مسافربری عادی بود. دوستم گفت باید با ماشین تا پای هواپیما بری چون در این محوطه سگهای هاری هستند که به تو حمله خواهند کرد. کنار دیواره ای سیمی و کوتاه ایستادم. فاصله ی زیادی با هواپیما نداشتم. درب ورود به محوطه ی باند رو باز کردم. در همین حال چند سگ بطرفم اومدند و جلوی درب محوطه ایستادند. چهره ی این سگها خشن نبود. خیلی مهربانانه به من نگاه میکردند و بدون هیچ سر و صدایی فقط مانع ورود من به محوطه میشدند. صدای موتورهای هواپیمای آماده ی پرواز رو میشنیدم.....

 

از خواب بیدار شدم. رویای عجیبی بود. با همون دوستی که در خواب دیده بودم تماس گرفتم و بعد از گفتن خوابم ، صحبتهای متفرقه دیگری رو مطرح کردم تا اینکه رسیدم به موضوع سفر به بندرعباس. با گفتن این نکته ، دوستم که تجربه ی زیادی در امر هواشناسی داره گفت : به احتمال زیاد از فردا در استانهای جنوبی بارش بارون خواهیم داشت و این موضوع به همراه مه شدیدی که در چنین ایامی در بندرعباس ایجاد میشه باعث خواهد شد پروازهای ورودی و خروجی بندرعباس دچار مشکل بشه ( تاخیر طولانی و یا لغو پرواز ).

از ایشون خواستم تا این موضوع رو مجددا" بررسی کنند و خبر بدند. خودم هم جستجوهایی رو انجام دادم. تماس بعدی ایشون و خبرهایی که از سایتها و هواشناسی دریافت کردم موید نظر قبلی دوستم بود. چنین مساله ای میتونست باعث بهم خوردن برنامه های متعدد بنده بشه. نگرانی از بابت خطرات پرواز نداشته و ندارم. یقین دارم که از تقدیر نمیشه فرار کرد ( گر نگهدار من آن است که من میدانم ، شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد ). اگر عمری برام مقدر باشه ، هیچ حادثه ای نمیتونه منجر به قطع زندگیم بشه و اگر پیمونه ی عمرم پر شده باشه ، هیچ تمهیدی نمیتونه حتی 1 ثانیه به عمرم اضافه کنه.

 

با مسئولین ذیربط تماس گرفتم و شرایط رو بیان کردم. بنا شد سفرم به بندرعباس به زمانی دیگه موکول بشه......