با توجه به بازی زیبایی که تیم ملی فوتبال کشورمان در مقابل امارات انجام داده بود ، انتظار دیدن یک بازی جذاب بین ایران و کره غیر منطقی نبود. سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا هم ، این بازی رو بعنوان یک بازی کلاسیک معرفی کرده بود.


با آغاز بازی و تا پایان نیمه ی اول ، به اعضای خونواده که متحیر این بازی ساده و بی تکنیک ایران شده بودند گفتم احتمالا" مربی گفته زیاد به خودتون فشار نیارین و بذارین حریف خودش رو خسته کنه تا در نیمه ی دوم حسابشون رو برسیم! اما در نیمه ی دوم هم اتفاق خاصی روی نداد هر چند که قدری رو به جلوتر بازی کردیم.

خط دفاع ایران خیلی منسجم و خوب بازی کرد و بجز یه اشتباه اساسی که منجر به گل کره شد ، خطای جدی دیگه ای نداشت اما امشب هیچ اثر و نشانی از خط هافبک و خط حمله ندیدیم و شاید به همین خاطر بود که تیم ما در این بازی یکی از کم خطر ترین خطوط تهاجمی تیم های حاضر در مسابقات رو به نمایش گذاشت!

 

به هر صورت باختیم و تموم شد و رفت پی کارش. اتفاق مهمی نیافتاده. آقای کفاشیان قبلا" گفته که حتی اگه ببازیم از سمتم استعفا نمیکنم. خوب حق داره بنده ی خدا ؛ این صندلی که الکی به ایشون نرسیده که با چند تا باخت در چند تورنومنت غیر مهم ( جام جهانی و بازیهای آسیایی و جام ملتها ) لازم باشه الکی از دست بده! مردم هم که به لطف خدا به این باختها عادت کردند و اینها جزو روال عادی برنامه شده! فوق فوقش یه خورده اعصابشون به هم میریزه که این هم میره کنار دست بقیه ی اعصاب خوردکنی های روزمره.....

 

تنها نکته ی مثبت این شکست این بود که حالامیتونیم با خیال راحت به یه قل دو قل فوتبال داخلی که اسمش رو گذاشتیم لیگ برتر بپردازیم و از مردمی که غرورشون شکسته شده بخواهیم که گلو پاره کنند و هی فریاد بزنند قرمزته ، آبیته ، فقط زرد طلایی ، تراختور و .......

 

اگه جای مسئولین سازمان تربیت بدنی بودم  کل ورزش فوتبال رو از صحنه ی کشور حذف میکردم و بودجه ی اختصاص داده شده به این بخش رو بصورت هدفمند بین مردم توزیع میکردم تا با خرید قرص استامینوفن ، لااقل قدری آرامش پیدا کنند. البته میشه قرص خواب آور هم داد ؛ اثرش خیلی بیشتره. من که قرص نخورده ، همین الان خوابم میاد ، چه شود وقتی که قرص هم بخورم!!