صبح تا ظهر جمعه رو صرف رسیدگی به باغچه ها و هرس درخت انگور حیاط کردم.


یه مدل علف هرز توی باغچه های خونه ما هست که رشد خیلی سریعی داره و بسرعت گسترش پیدا میکنه. شکل و ریخت بدی نداره اما ازدیادش باعث میشه تا گلهای دیگه خوب جلوه نکنه. امروز با یه چنگک ، خاک اطراف گلهای بنفشه رو زیر و زبر کردم تا علفهای هرز کنده بشه و از بین بره. برای هرس درخت انگور ، تعدادی شاخه های اصلی رو نگه داشتم و تمام شاخه های فرعی رو کوتاه کردم. میگن برای هرس درخت انگور باید بی رحم بود و بیشتر شاخه ها رو زد تا درخت رشد بهتری پیدا کنه ، اما من که دل اینکار رو ندارم!!

 

از وقتی توی این خونه مستقر شدیم تصمیم داشتم یه اجاق توی حیاط درست کنم. انس زیادی با آتیش دارم و هر وقت فرصتی دست بده ، آتیشی فراهم میکنم و ساعتی رو به تماشای شعله های آتیش اختصاص میدم. چند بار خواستم با تهیه ی چند جدول سیمانی ، این اجاق رو درست کنم اما توی محله ی ما ، مصالح فروشها از این جدولا نداشتن. امروز مصمم شدم با مصالحی که از زمان ساخت خونه توی انباری باقی مانده این اجاق رو راه بندازم. کلی موزائیک آوردم توی حیاط و اجاق رو شکل دادم. استفاده از موزائیک باعث شد اجاق خیلی بزرگ جلوه کنه اما چند حسن هم داشت ؛ اولا" داخلش محلهایی برای گذاشتن میله های فلزی تعبیه کردم ( برای گذاشتن سیخ کباب و توری و ... ) ثانیا" میتونم هر موقع خواستم اجاق رو جابجا کنم و یا کلا" ورش دارم و ثالثا" از روی موزائیک ها میشه بعنوان میزهای کوچیک ( برای قرار دادن وسایل ) استفاده کرد. بنا شد غروب این اجاق رو رسما" افتتاح کنیم!

 

چندی پیش سه ماهی دمسل و یه اوپن برین بزرگ رو برای فروش به یه فروشگاه سپرده بودم. دو هفته ی قبل ، با مبلغ بدست اومده از فروش این موجودات ، یه همر درختی و یه شقایق موکتی خریدم.

 

 

 

همر درختی جدید

 

 

 

شقایق موکتی. این شقایق خیلی چسبناکه. وقتی میخواستم بذارمش توی آکواریم ، مرتب به انگشتام میچسبید و کلی طول کشید تا تونستم از این سیریش جدا شم!

 

بقیه موجودات آکواریم هم در شرایط خیلی خوبی قرار دارند. الان 4 شقایق ، 3 همر ، 4 کرم لوله ای پردار ، 2 کرم لوله ای کوکو ، 2 شقایق سنگ ، 1 دونات ، 3 مدل پولیپ ، 4 مدل قارچ ، 1 گورگانیا ، 6 ماهی ، 1 میگوی کورال ، 2 خرچنگ ، 1 میگوی طپانچه ای ، چند صدف و کلی موجودات ریز دیگه توی آکواریم کوچیک ما زندگی میکنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غروب رفتیم توی حیاط و با روشن کردن اولین آتیش ، اجاق رو افتتاح کردیم. یه کتری بزرگ گذاشتیم روش و با جوش اومدن آب ، یه Hot Chocolate آتیشی خوردیم!! خودم دوست داشتم چای آتیشی درست کنیم اما بقیه امروزی تر بودند و کاری به ما سنتیها نداشتند!!