دیروز مطلبی در مورد رکورد وداع تا دیدار در رصد پیاپی دو هلال صبحگاهی و شامگاهی نوشتم. این نوشته یه بار دیگه پرسشی رو در مورد سن هلال برام مطرح کرد.


طی سالهای گذشته بارها گفتگوهای مفصلی در مورد سن هلال مطرح شده است ؛ در مورد اینکه آیا سن هلال رو باید بر اساس مقارنه مکان مرکزی محاسبه کرد یا مقارنه ی زمین مرکزی و یا هر دو؟ در مورد اینکه در بین پارامترهای هلال ، ارزش رکورد سن هلال بیشتر است یا جدائی زاویه ای؟

مشروح این گفتگوها در بعضی سایتهای اطلاع رسانی رویت هلال منتشر شد و احتمالا" هنوز میشه اونها رو جستجو کرد ( سعی میکنم این نوشته ها رو جمع و جور کنم و طی روزهای آینده از طریق همین یادداشت در معرض دید قرار بدم ). دیروز و دیشب دوباره در همین مورد فکر کردم و پرسش جدیدی برام پیش اومد :

 

اگر رکوردگیری سن هلال ارزشی بیشتر از جدائی زاویه ای داره ، چرا از زمان آنده دانژان تاکنون ، حتی یک مقاله ی علمی در خصوص نقش سن هلال در رویت پذیری هلال ارائه نشه ؟ چرا در هیچیک از معیارها ، سن هلال بعنوان یکی از دو و یا سه پارامتر موثر در رویت پذیری هلال مبنا قرار نگرفته؟ چرا اکثر قریب به اتفاق دانشمندان و محققان رویت هلال ، جدائی زاویه ای رو بعنوان مبنای شکل گیری هلال میدونند؟

 

لینک 1 : گفتگوها در مورد محاسبه سن مکان مرکزی و زمین مرکزی ماه

 

لینک 2 : گفتگوها در مورد مقایسه اهمیت رکورد سن ماه با رکورد جدائی زاویه ای

 

( این لینکها الان فعال نیست. لطفا" چند روز صبر بفرمایید )