یادداشت 7 شهریور 1397 - قصه ی پر غصه ی زباله

دیروز پس از 4-3 سال ، بازدید مجددی از سایت مدیریت پسماند و کارخانه کود آلی شهرداری اصفهان داشتم و باز هم ستمی رو مشاهده کردم که خیلی از ما مردم در حق خودمون ، آیندگان و محیط زیست شهر و کشورمون انجام میدیم.


تا قبل از واردن شدن نفت و فراورده های نفتی به زندگی مردم تقریبا" تمامی مواد مورد استفاده ی خانواده های شهری و روستایی طبیعی بودند. پسماندهای این مواد طبیعی یا مستقیما" مورد استفاده ی مجدد قرار میگرفتند و یا بصورت کاملا" طبیعی و بسیار سریع در طبیعت پوسیده شده و به چرخه خاک برمی گشتند. مواد غذایی مردم طبیعی بود ، تمام ضایعات دامداری دوباره برای کشت و کار استفاده میشد و مردم برای بسته بندی کالا از پارچه های نخی یا پشمی و سبدهایی که از شاخ و برگ گیاهان درست شده بود استفاده میکردند.


اما ورود بی حساب و کتاب نفت و مشتقات نفتی به زندگی شهری و روستایی هر چند در اول رفاه و بهداشت نسبی رو به دنیال داشت و همه از ارزان بودن این مواد (قدیما رو میگم نه الان!) خوشحال بودند و با انواع و اقسام مواد لاستیکی و پلاستیکی زرق و برقی به زندگی خودشون دادند ، اما خیلی زمان نگذشت که یه معضل بسیار بزرگ خودش رو نمایان کرد.


تا قبل از ورود لاستیک و پلاستیک ، پسماندهای غیر قابل استفاده ی زندگی شهری و روستایی بسیار بسیار اندک بود و تقریبا" میشد تمامی پسماندها رو در نزدیک محل تولیدش به مصرف دوباره رسوند. ولی بزرگ شدن شهرها از یک طرف و ورود مشتقات نفتی از سوی دیگه حجم مواد غیر قابل مصرف مستقیم که به زباله های شهری و روستایی اضافه شده بود رو زیاد و زیادتر کرد.


کسی نمیدونست باید با این حجم زباله چه کاری باید کرد. سیستمهای جمع آوری زباله شکل گرفت و متولیان امر ساده ترین راه ممکن رو انتخاب کردند ؛ دفن زباله در زمین (با این امید که زمین ، بی تدبیری و عدم برنامه ریزی ما رو جبران کنه و باعث پوسیدن هر چه سریعتر زباله ها بشه)


اما مشکل حل که نشد هیچ ، مشکلات دیگری هم ایجاد کرد. مواد لاستیکی و پلاستیکی به سادگی پوسیده نمیشن و اینکارا ممکنه هزاران سال به درازا بکشه. بنابراین زمینهایی که در اونها زباله دفن میشد عملا" دیگه غیر قابل استفاده میشدند. همچنین شیرآب زباله که حاوی مواد بسیار خطرناک برای انسان و طبیعت است به آبهای زیر زمینی نفوذ کرد و باعث انتشار آلودگی از یک سو و انتقال این مواد به مواد غذایی انسانها و جانوران (از طریق چرخه آب) شد.


با اینکه سالهاست هشدارهای متعدد در باره لزوم کاهش استفاده از مواد لاستیکی و پلاستیکی به مردم داده شده و گفته اند که اگر الزام به استفاده از این مواد دارین ، اونها رو در داخل زباله خانگی قرار ندهید و تلاش کنید این زباله های خاص رو جمع آوری و به متصدیان بازیافت تحویل بدین (کاری که در کشورهای پیشرفته به یک فرهنگ عمومی و غالب تبدیل شده) اما دیروز شاهد بودم که این فرهنگ هنوز در کشور ما بطور کامل پذیرفته و نهادینه نشده ؛ تازه اصفهان در این رابطه شرایطی به مراتب بسیار بهتری از خیلی از شهرهای کشور کوچک و بزرگ داره.....


الان در اصفهان ایستگاههای متعدد ثابت و سیار برای جمع آوری مواد بازیافتی فعالیت میکنند. همکاری مردم هم خیلی بهتر از قبل شده. در سایت مدیریت پسماند ، مواد آلی و آهن طی چند مرحله از زباله جدا میشه. مواد آلی تبدیل به کود کمپوست میشن و آهن ها (قوطیهای کمپوت ، کنسرو ، تیغ!! و ...) پس از جمع آوری و پرس ، برای ذوب و استفاده مجدد به کارخانه های ذوب آهن تحویل داده میشه.


باقیمانده ی زباله خانگی شامل مقدار زیادی لاستیک و پلاستیک ، پارچه ، شیشه ، فلزات غیر آهنی و مواد آلی هستند که لای اینها گیر کردند. با اینکه تعدادی کارگر غیر ایرانی بصورت دستی روزانه حداقل 5 تن لاستیک و پلاستیک رو از این باقیمانده زباله جمع آوری میکنند اما در نهایت باز هم چیزی حدود 400 تن در روز موادی که در حال حاضر نمیتونیم اونها رو بازیافت کنیم باقی میمونه و توسط کامیون به سایتهای دفن زباله منتقل میشه و این یعنی پس انداز مشکل و مصیبت برای آیندگان و محیط زیست....


اما چه کاری میشه انجام داد؟مردم و مسئولان وظایف جداگانه ای در این رابطه دارند که میتونه مکمل هم باشه. 


شاید راحتترین و اساسی ترین کار توسط مردم در مرحله ی اول ، استفاده ی کمتر از پلاستیک (بویژه کیسه های پلاستیکی است) تا چند سال قبل همه برای خریدهای روزانه از زنبیل استفاده میکردند. استفاده از این وسیله میتونه تا حد بسیار زیادی مصرف کیسه پلاستیکی رو کم کنه. در مرحله ی بعدی باید همه مقید و متعهد باشیم در صورت استفاده از مواد لاستیکی ، پلاستیکی ، شیشه ای ، فلزی و یا هر گونه مواد غیر آلی دیگه ، از قرار دادن اون در زباله خانگی بشدت پرهیز کنیم. نباید فکر کنیم با قرار دادن این اشیاء در زباله ها اونها رو از خودمون دور کردیم. اونها جایی دوری نمیرند و در چرخه آب و هوا و خاک در زمانی بسیار کوتاه یا وارد هوایی میشن که تنفس میکنیم و یا به آب و مواد غذایی نفوذ میکنند که میخوریم.


مسئولان هم باید با برنامه ریزی منظم و پیوسته ، از طریق واحدهای ثابت و سیار ، خیلی سریع مواد بازیافتی رو که مردم تفکیک و نگهداری میکنند جمع آوری کنند. فضای کوچک زندگی آپارتمانی بسیاری از مردم ، جایی برای نگهداری طولانی مدت و پر حجم مواد بازیافتی برای اونها باقی نمیگذاره و اگه این جمع آوری به سرعت انجام نشه ممکنه کوچک بودن فضای زندگی ، انگیزه های مردم برای این کار مهم رو از بین بره. همچنین باید با استفاده از تکنولوژی های روز دنیا میزان جداسازی مواد غیر آلی از زباله رو در خطوط تولید کود آلی به حداکثر و دفن زباله رو به صفر و یا حداقل ممکن برسونیم (کاری که در سازمان مدیریت پسماند شهرداری اصفهان در دست مطالعه و اجراء است و با عملیاتی شدن طرحهایی که پیش بینی شده ، ظرف یک سال آینده پیشرفت قابل ملاحظه ای در این رابطه شاهد خواهیم بود).


امیدوارم خیلی زود تحولی بزرگ در سطح ملی در این زمینه روی بده.


در بازدید دیروز ، صحنه ای رو مشاهده کردم که باعث شد دست به گوشی بشم و با تلفن همراهم از این صحنه عکس بگیرم. کارگر محترم و زحمتکشی که در حال جدا کردن مواد پلاستیکی از زباله ها بود ، از یه گل مصنوعی برای تزئین این محیط کاری خشن استفاده کرده بود..... حس قشنگی بود که در عین حال دلتنگم کرد....

/ 0 نظر / 39 بازدید