یادداشت 14 تیر 1394

روز گذشته حکم انتصاب شهردار جدید اصفهان جنای آقای دکتر جمالی نژاد توسط وزیر محترم کشور امضاء شد و ایشون رسما" فعالیت خودشون رو در این سمت آغاز کردند و بامداد امروز هم با استقبال جمعی از کارکنان و کارگران و مسئولین شهرداری ، در دفتر شهردار مستقر شدند. فعالیت بنده در سمت سرپرست شهرداری دیگه به اتمام رسید و بعد از خوش­آمد گویی به دکتر جمالی نژاد و همراهی ایشون تا دفتر ، خداحافظی کردم و به دفتر کار قبلیم برگشتم. امیدوارم وظایفم در این دوره­ی کوتاه 35 روزه بخوبی انجام شده باشه. هفته اول فعالیتم بسیار پر تنش بود و بعضیها فکر میکردند اتفاقات تند و ناخوشایندی رخ خواهد داد اما بحمدالله با کمک همکارانم و حمایت اعضای محترم شورای اسلامی شهر ، خیلی خیلی زود فضای تنش جای خودش رو به فضای آرامش داد و کارها رو به پیش بردیم. خدا رو هزاران بار به خاطر این نعمت شاکرم

مراسم استقبال از شهردار رو خیلی ساده برگزار کردیم. از تشریفات هرگز خوشم نیومده. خود جناب شهردار هم همین نظر رو داشتند. بعد از استقرار ایشون در دفتر شهردار ، بلافاصله خداحافظی کردم و اومدم بیرون. دوست ندارم خودم رو خیلی در معرض دید قرار بدم ؛ حتی به همین اندازه­ی کم. امرم رو به خدا واگذار کردم و اونچه که مشیت الهی برای آینده­ی کاریم باشه رو با جون و دل پذیرا خواهم بود. اینکه در چه سمتی باشم برام مهم نیست و فقط امیدوارم حضورم مفید فایده باشه.

امروز با برگشتم به محل کار همیشگی (که میزم مثل سابق شلوغه) تفعلی به دیوان لسان الغیب زدم:

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد

رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت

مگر آه سحر خیزان سوی گردون نخواهد شد؟

مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند

هر آن قسمت که آنجا رفت از آن افزون نخواهد شد

خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش

که ساز شرع ازین افسانه بی قانون نخواهد شد

شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی

دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم

کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد

مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه­ی حافظ

که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد

/ 0 نظر / 40 بازدید