جاده ی " توسکستان "

تا چند سال قبل ، مسافرینی که میخواستند پس از زیارت امام رضا علیه السلام ، از مشهد به استانهای شمالی برند ، دو مسیر اصلی در اختیار داشتند. مسیر اول از مشهد به سمت قوچان و شیروان و بجنورد میرفت و از اونجا به آزاد شهر و علی آباد و گرگان میرسید. مسیر دوم از نیشابور و سبزوار و شاهرود میرفت و از جاده ای به نام چهل دختران ، به آزاد شهر و علی  آباد و گرگان میرسید. این مسیر دوم از شاهرود به گرگان حدود 250 کیلومتر میشه. در سالهای اخیر جاده ی دیگه ای هم برای اتصال شاهرود به گرگان ایجاد شده که فقط 115 کیلومتر طول داره ؛ جاده ای زیبا به نام " توسکستان " . در نقشه زیر مسیر این جاده به رنگ بنفش و مسیر قبلی شاهرود – گرگان رو به رنگ زرد ( در سمت راست مسیر توسکستان ) نشون داده شده.

 

 

 

این جاده بدلیل عبور از رشته کوه البرز ، فراز و نشیبهای زیادی داره. به یه قسمت از مسیر این جاده که در نقشه ی زیر با بزرگنمایی بیشتر نمایش داده شده دقت کنید:

 

 

جالبه ؛ نه؟ اینجا وقتی از گرگان به شاهرود برونی ، سربالایی است و شیبش هم در بعضی قسمتها اونقدر زیاده که فقط با دنده 1 باید بری بالا.

 

از ابتدای جاده توسکستان ( 5 کیلومتری شرق گرگان ) تا مرتفع ترین بخش این جاده حدود 2200 متر اختلاف ارتفاع وجود داره. تقریبا" در اکثر مواقع سال ، رانندگانی که وارد این جاده بشند ، با عبور از لایه های مه ، به بالای ابرها خواهند رفت. ما این شانس رو داشتیم که چنین صحنه ای رو تجربه کنیم و ببینیم. صبح یکشنبه 22 شهریور در گرگان بارون میبارید. پس از توقف بارندگی ، مسیر جاده ی توسکستان رو در پیش گرفتیم. مناظر بدیعی در این مسیر دیده میشه و اگر فرصت داشته باشیم تا سر صبر و حوصله عکاسی کنیم ، کارهای ارزنده ای میشه تهیه کرد ؛ که البته من این توفیق رو نداشتم و فقط تونستم همین چند عکسی رو که میبینید بگیرم

 

 

بارندگی شدید در گرگان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این یه عکس پانوراماست که داداشم گرفته

 

 

 

نمایی از خونه های شهر گرگان از تراس خونه ی داداشم. آنتن بزرگی که در بالا-چپ عکس دیده میشه مربوط به صدا و سیمای مرکز استان گلستان است که روی یه تپه ی مشرف به شهر قرار داده. در دوران کودکی ، خونه ی ما نزدیک همین تپه بود. در اون زمان تقریبا" هیچیک از این ساختمونهایی که میبینید وجود نداشتند و تمام کادر این عکس در اون زمان ، چمن زار ، تمشک زار و تپه های سرسبز بود. میبینید چه میدون بازی بزرگی در اختیارم بوده که حالا دیگه اثری از اون باقی نیست؟؟!!

 

 

 

 

 

سه عکس بالا مربوط به تزیین ماشین عروس است. ترکمن ها یکی از اقوام ایرانی هستند که در استان گلستان زندگی میکنند و آداب و رسوم خاص خودشون رو دارند. ماشین عروس رو بجای گل ، با تکه پارچه های بسیار خوش رنگ تزیین میکنند. لباس دختران و بانوان ترکمنی هم رنگارنگ و ساده و در عین حال شیک و زیبا است. خانمهای ترکمن معمولا" از چادر استفاده نمیکنند اما لباسشون آستین بلند و یه تیکه است و از گردن تا مچ پا رو میپوشونه و روسری های خیلی بزرگ و رنگارنگی هم استفاده میکنند که از فرق سر تا پایین کمر میرسه.

 

 

 

این عکس پانوراما رو غروب یکشنبه در تپه هزار پیچ گرگان گرفتم. نمایی از شهر دیده میشه. در بالای همین تپه و بعد از غروب خورشید هم عکس پایینی رو گرفتم

 

/ 7 نظر / 107 بازدید
آرش زمانپور

سلام جناب مهرانی خوش به حالتون! اصفهان که هوا صاف و خشک هست! تهران هم دود! در عکس های گوگل هست که میشه آخرین نفس های جنگل های شمال ایران به به چشم دید! فکر کنم 10-20 سال دیگه اثری از سبزی در شمال ایران باقی نمونده باشه! مسیری که طی کردید خیلی زیباست، به چشمه سورات (اگر درست نوشته باشم) سر نزدید؟ فکر میکنم یال غربی مسیری که شما طی کردید به جنگل ابر میره درسته؟ با احترام زمانپور

مجتبی از شیراز

سلام لطفا در مورد مقارنه مشتري و اورانوس توضیح بیشتری بدید . ترجیحا کمی آماتوری بنویسید برای ما تازه کارا. ممنونم.

کیخسرو

با سلام، عکس هایی که در مسیر توسکستان گرفته اید بسیار زیباست.من هرگاه این مسیر را طی می کنم نمی توانم هر جا خواستم توقف کنم و عکس بگیرم.این هم از ویژگیهای جاده ی توسکستان است.

علي

با تشكر از اطلاعات مفيدي كه ارايه داديد انشالله فردا به همراه دوستان از همين مسير عبور خواهيم كرد اميدوارم شرايط براي عكاسيمان مناسب باشد. خوشحال ميشم اگر مايل بوديد پس از برگشت از اين سفر يكروزه عكسها را نقد كنيد و اگر مايل بوديد در صفحه ي خودتون قرار دهيد

نسیم

سلام.من این مسیر رو تجربه کردم . بسیار رویایی و دل انگیزه و جز خاطرات فراموش نشدنی منه.پیشنهاد میکنم حتی یه بار هم که شده به این مسیر سری بزنید.مطمئن باشید پشیمون نمیشید

میترا

سلام من دانشجو ی منابع طبیعی هستم پارسال از طرف دانشگاه اردو رفته بودیم توسکستان .تو کوههای اطراف اونجا گم شدیم هیچ وقت یادم نمیره داشتیم از ترس سکته میکردیم که یکی بالاخره پیدامون کرد