گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو

شدم به خدمت مهرانی و محبت کرد

به حال من بینوا شفقت کرد

خداش در همه عالم ز غم نگه دارد

که از فتاده ز پا ، اینچنین حمایت کرد

 

این سر آغاز آشنایی من با جناب آقای عباسقلی ترابی بود. ایشون ذوق هنری و طبع شعر خوبی داشتند و هر از گاهی به دفتر بنده تشریف میاوردند و اشعارشون رو میخوندند. در اون سالها سرحالتر از الان بودم و اشعار زیادی در حافظه داشتم. یه روز شعر مشهور طاهره قرة العین رو براشون خوندم و از ایشون خواهش کردم این شعر رو تضمین کنند.

حتما" ابیاتی از این شعر جادویی رو بارها شنیدید :

 

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو

شرح دهم غم تو را ، نکته به نکته ، مو به مو

 

مهر تو را دل حزین بافته با قماش جان

رشته به رشته ، نخ به نخ ، تار به تار و ، پو به پو

 

از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام

کوچه به کوچه ، در به در ، خانه به خانه ، کو به کو

 

می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام

دجله به دجله ، یم به یم ، چشمه به چشمه ، جو به جو

 

دور دهان تنگ تو ، عارض عنبرین خطت

غنچه به غنچه ، گل به گل ، لاله به لاله ، بو به بو

 

ابرو و چشم و خال تو صید نموده مرغ دل

طبع به طبع و ، دل به دل ، مهر به مهر و ، خو به خو

 

در دل خویش " طاهره " گشت و ندید جز تو را

صفحه به صفحه ، لا به لا ، پرده به پرده ، تو به تو (too)

 

در تضمین مخمس شعر ، شاعر به هر بیت شعر اصلی سه مصرع اضافه میکنه. جناب آقای ترابی مدتی بعد پیش بنده اومدن. شعر رو تضمین کرده بودند. هنوز داشتند مقدمه ای در مورد کاری که انجام دادند میگفتند که اشکشون سرازیر شد. از حال و هوای معنوی که در زمان سرودن این شعر داشتند ، گفتند و گفتند..... دیدن اشک عاشقان جوان یه جور حال معنوی داره و اشک عاشقان پیر ، یه جور دیگه .....

 

تضمین جناب ترابی کار زیبایی بود و هدیه شده به پیشگاه امام زمان (عج)..... امیدوارم اگر این مرد دوست داشتنی هنوز در قید حیات هستند ، از طول عمر توام با عزت و سربلندی و سلامتی بهره مند شوند و مشمول الطاف و عنایات خاصه حضرت صاحب الزمان ( عج ).....

 

ای که صفای روی تو داده به گلشن آبرو

از من و تو به عاشقی در همه جاست گفتگو

همچو نگه در آینه ، ای گل باغ آرزو

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو

شرح دهم غم تو را ، نکته به نکته ، مو به مو

 

حجت حق ظهور کن چهره ز غیب کن عیان

وصف جلال حق بگو ، آیه ی نور کن بیان

در همه عمر گفته ام با همه ، ای ز حق نشان

مهر تو را دل حزین بافته با قماش جان

رشته به رشته ، نخ به نخ ، تار به تار و ، پو به پو

 

من که ز پای بوس تو دور و جدا فتاده ام

همچو نی شکسته از شور و نوا فتاده ام

در ره وصل و عشق تو گر چه ز پا فتاده ام

از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام

کوچه به کوچه ، در به در ، خانه به خانه ، کو به کو

 

من که به عمر خویشتن با الم کشیده ام

زهر جفا ز جام غم ، شب همه شب چشیده ام

گر چه به جان ناتوان مهر تو را خریده ام

می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام

دجله به دجله ، یم به یم ، چشمه به چشمه ، جو به جو

 

صنع خدای تو بود سر زده از جبین خطت

غارت دین و دل کند از همگان یقین خطت

چشم جهان جان بود در همه جا بر این خطت

دور دهان تنگ تو ، عارض عنبرین خطت

غنچه به غنچه ، گل به گل ، لاله به لاله ، بو به بو

 

تا که به نور روی تو دیده گشوده مرغ دل

جز به امید مهر تو رام نبوده مرغ دل

گر چه بهار و حسن تو ، برد و ربوده مرغ دل

ابرو و چشم و خال تو صید نموده مرغ دل

طبع به طبع و ، دل به دل ، مهر به مهر و ، خو به خو

 

خون رود از دو دیده ام از غم روی تو ، چرا

از چه نمی زنی صلا ، ای گل باغ جان ، مرا؟

از سر صدق و آرزو همچو " ترابی " از صفا

در دل خویش " طاهره " گشت و ندید جز تو را

صفحه به صفحه ، لا به لا ، پرده به پرده ، تو به تو

 

/ 9 نظر / 128 بازدید
f.s

سلام. گاهی به حال شعرای بزرگ غبطه میخورم که چقدر احساسات درونیشون را زیبا بیان میکنند و من نمیتونم ولی همیشه هم خدا را شکر میکنم که چنین استعدادی را در بعضیها قرار داده که باخلق چنین آثاری احساسی شیرین و مطلوب در من ایجاد میکنه. ازشما هم برای کمک کردن به ایجاد این حس خوب ممنون. التماس دعا

علیرضا

من از کار تاریخ در عجبم! طاهره از نزدیکان و پیروان باب و بها بود. تضمین شعرش برای امام زمان کاری عجیبه! چی بگم واللللام؟!

علي

واقعا اخلاق و رفتار و مرام همه مسلمانان مثل هم ميمونه.همونطور كه مسلمين عزيز عرب مي خواهند خليج فارس رو خليج عربي كنند همه چي رو به نام خودشون كنند ؛اين آقا هم شعر طاهره قرة العين بهايي رو كه بدست همين مسلمين عزيز به طرز فجيعي كشته شد؛كه در وصف سيد علي محمد باب اين شعر رو گفته؛ اسلاميزه كرده و ابياتي به آن اضافه نموده و در وصف امام زمان تحريف كرده اين شعر را. متاسفم.فقط همين.

مینا

بعضی از اشعار صحبت لاری رو به غلط به اسم قره العین جا زدن بهاییا.

مینا

بعضی از اشعار صحبت لاری رو به غلط به اسم قره العین جا زدن بهاییا.

فاطی

دین فروشان قرت العین رو کشتن و جسد نیمه جانشو به قعر چاه انداختن. حالا همین دین فروشان شعر او رو برای مقاصدشون به کار می گیرن.

زرناز (نسیم سحر)

سلام گرامی در نت به دنبال شعر* گر به تو افتدم نظر *بودم که به وبلاگ تون رسیدم ، نظر دوستان رو خوندم .بنده این شعر رو خیلی دوست داشتم و به نظرم با سرودن مخمس اون زیباییش صد چندان شده . کاش دوستان با لطف بیشتری به شعر نگاه میکردند ، کاری که شما کردید هنر و ذوق زیادی میخواست. یکی دو هفته ست که دیگه نمی نویسم و سکوت کردم ، اما حیفم اومد بخاطر سرودن این شعر ازتون تشکر نکنم، بخصوص که با نیتِ امام زمان سروده شده قلمتون جاری و سبز [گل]

یاسر

نصرت‌الله محمدحسینی، نویسنده بهائی در کتابی که به‌وسیله «موسسه معارف بهائی» منتشر شده‌است می‌گوید:«(این غزل)باحتمال قوی سروده طاهر کاشانی است. استناد نگارنده به جُنگی از اشعار شاعران پارسی‌گوی است که در زمان فتحعلی‌شاه قاجار فراهم گشته و در کتابخانه ملک‌طهران موجود است.»[۱۰] گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام خانه به خانه در به در کوُچه به کوچه کو به کو می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله بو به بو ابرو و چشم و خال تو صید نموده مرغ دل طبع به طبع دل به دل مهر به مهر و خو به خو مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان رشته به رشته نخ به نخ تار به تار پو به پو در دل خویش «طاهره» گشت و ندید جز تو را صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو محمد محیط طباطبایی هویت شاعری وی را نیز به چالش کشیده‌است و در پژوهشی به برسی یک نسخه خطی موجود در کتابخانه مجلس به شماره ۸۸۴۱ می‌پردازد. این نسخه حاوی اشعاری از