روز علی اکبر علیه السلام

نکته ی مهم در مورد شهدای کربلا این است که هر یک از آن بزرگان خلقت ( چه یاران و چه افراد فامیل و خانواده ی سیدالشهداء علیه السلام ) دارای بالاترین مراتب علم ، ادب ، اخلاق ، کرم و جود ، بصیرت ، تقوا ، وفاداری و شجاعت بوده اند. این درست است که همگی آنان تحت تاثیر روح با نفوذ و عظمت سید الشهداء قرار گرفته اند اما هر یک ، زمینه ی این تاثیرگذاری را در خود رشد داده اند واگر چنین نبود ، آنان نیز همانند کسانی میشدند که فریاد هل من ناصر حسین علیه السلام را شنیدند اما یا خود را به نشنیدن زدند ، یا پاسخ ندادند و یا حتی بجای یاری رساندن ، شمشیر بر آن حضرت  کشیدند.

در اینکه مدد الهی و لطف اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین میتواند در لحظه ای ، انقلابی درونی در انسان بوجود آورد که روحش را دگرگون کند و از پستی به عزت برسد شک نیست ، اما حتی در همین حالات نیز اگر خوب بررسی و کنکاش کنیم ، چنین افرادی ، رگه هایی از معرفت و انسانیت را در وجود خویش حفظ کرده اند که باعث شده با یک تابش نور الهی ، ناگهان وجودشان غرق نور شده و از ظلمت رهایی یابند.

شاید همین موضوع سرّ آن روایت باشد که به نقل از معصوم علیه السلام گفته شده اگر کسی یک خصلت از ما اهل بیت را در زندگی خود فرا گرفته و عمل کند بهشت بر او واجب میشود ( نقل به مضمون ). این میتواند همان چراغ کوچکی باشد که روح آدمی را از قرار گرفتن در تاریکی مطلق رهانیده و زمینه را برای رستگاری ابدی آماده نگه میدارد.

 

اکثر شهدای کربلا تا قبل از آماده شدن برای کربلا و عاشورا ، هر یک همانند خورشیدی فروزان در آسمان خلقت درخشش داشتند. برخی دیگر از شهدای کربلا نیز در شب عاشورا و صبح آن روز عظیم ، از لشگر سیاهی و تباهی جدا شده و به قافله ی عشق ملحق شدند و در مرتبه ای قرار گرفتند که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  در زیارت ناحیه مقدسه در مورد آنان میفرماید پدر و مادرم فدای شما باد.....

پیر و مرشدم میفرمودند در شب عاشورا ، وقتی مقرر شد جنگ به فردا موکول شود ، امام علیه السلام در دل شب به تلاوت قرآن پرداختند. چند نفر از سپاه عمر سعد با شنیدن صوت قرآن اباعبدالله علیه السلام ، دگرگون شده و در همان تاریکی شب از سپاه کفر جدا شده و خود را به امام علیه السلام رساندند و عرض کردند یا ابن رسول الله صوت قرآن تو ما را بخود آورد. میخواهیم با شما باشیم و در حمایت از شما بجنگیم......

 

امروز هم امام زمان ما تلاوت قرآن میکند و ندای هل من ناصر سر میدهد. خدایا گوش دل ما را باز کن تا صدای آن یگانه را بشنویم......

 

حضرت علی اکبر (ع) فرزند ابی عبدالله الحسین(ع) بنا به روایتی دریازدهم شعبان،سال43 قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر گرامی اش امام حسینبن علی بن ابی طالب (ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفیاست.او از طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم بود . و به بزرگانی چون پیامبر اسلام(ص)،حضرت فاطمه زهرا(س)، امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و امام حسین (ع) نسبت دارد.
ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت کرد: روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان وهم نشینان خود گفت: به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافتکیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو کسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست.
بلکه سزاوارترین فرد برای خلافت، علی بن الحسین(ع)است که جدّشرسول خدا(ص) می باشد و در وی شجاعت و دلیری بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و فخر و فخامتثفیف تبلور یافته  است.
نقل است روزی علی اکبر(ع) به نزد والی مدینه رفته  و ازطرف پدر بزرگوارشان پیغامی را خطاب به او میبرد، در آخر والی مدینه از علیاکبرسئوال کرد نام تو چیست؟ فرمود: علی سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علی آن شخصعصبانی شد، و چند بار گفت: علی، علی، علی،« ما یُریدُاَبُوک؟ »پدرت چه می خواهد، همه اش نام فرزندان را علی می گذارد،این پیغام را علی اکبر(ع) نزد اباعبدالله الحسین (ع) برد، ایشان فرمود : والله اگرپروردگار دهها فرزند پسر به  من عنایت کند نام همه ی آنها را علی می گذارم و اگردهها فرزند دختر به من عطا، نماید نام همه ی آنها را نیز فاطمه میگذارم
 
درباره شخصیت علی اکبر(ع) گفته شد، که وی جوانی خوش چهره، زیبا، خوشزبان و دلیر بود و از جهت سیرت و خلق و خوی و صباحت رخسار، شبیه ترین مردم بهپیامبر اکرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی ابن ابی طالب (ع) به ارث بردهو جامع کمالات، محامد و محاسن بود. در روایتی به نقل از شیخ جعفر شوشتری در کتابخصائص الحسینیه آمده است: اباعبدالله الحسین هنگامی که علی اکبر را به میدان میفرستاد، به لشگر خطاب کرد و فرمود:« یا قوم، هولاءِ  قد برز علیهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسولالله.......ای قوم، شما شاهد باشید، پسری را به میدان می فرستم،که شبیه ترین مردم از نظر خلق و خوی و منطق به رسول الله (ص) است بدانید هر زمان مادلمان برای رسول الله(ص) تنگ می شد نگاه به وجه این پسر می کردیم.

 

بنا به نقل ابوالفرج اصفهانی، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومین خلیفهراشدین) دیده به جهان گشود.این قول مبتنی بر این است که وی به هنگام شهادت بیست وپنج ساله بود. در برخی روایات هم سن ایشان را 28 ساله ذکر کرده اند، وی در مکتب جدشامام علی بن ابی طالب (ع) و در دامن مهرانگیز  پدرش امام حسین(ع) در مدینه و کوفهتربیت و رشد و کمال یافت.
امام حسین (ع) در تربیت وی و آموزش  قرآن ومعارفاسلامی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی به آن جناب تلاش بلیغی به عمل آورد و از وی یکانسان کامل و نمونه ساخت و شگفتی همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگیخت.
به هرروی علی اکبر(ع) در ماجرای عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در کنار پدرشامام حسین(ع)بود و با دشمنانش به سختی مبارزه می کرد. شیخ جعفر شوشتری در خصائص نقلمی کند: هنگامی که اباعبد الله الحسین علیه السلام در کاروان خود حرکت به سمت کربلامی کرد، حالتی به حضرت(ع) دست داد بنام نومیه و در آن حالت مکاشفه ای برای حضرت(ع) رخ داد، از آن حالت که خارج شد استرجاع کرد: و فرمود: «انا للهو انا الیه راجعون »علی اکبر(ع) در کنار پدر بود، و می دانست امام بیهودهکلامی را به زبان نمی راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودی؟: حضرت بلادرنگفرمود: الان دیدم این کاروان می رود به سمت قتلگاه و مرگ درانتظار ماست، علیاکبر(ع) سئوال نمود: پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟ حضرت فرمود: آری ما بر حق هستیم. علی اکبر (ع) عرضه داشت: پس از مرگ باکی نداریم،
گفتنی است، با این که حضرت علیاکبر(ع) به سه طایفه معروف عرب پیوند و خویشاوندی داشته است، با این حال در روزعاشورا و به هنگام نبرد با سپاهیان یزید، هیچ اشاره ای به انتسابش به بنی امیه وثفیف نکرد، بلکه هاشمی بودن و انتساب به اهل بیت(ع) را افتخار خویش دانست و در رجزیچنین سرود:

أنا عَلی بنالحسین بن عَلی نحن  بیت الله آولی یا لنبیّ

أضربکَم بالسّیف حتّی یَنثنی ضَربَ غُلامٍ هاشمیّ عَلَویّ

وَ لا یَزالُالْیَومَ اَحْمی عَن أبی تَاللهِ لا یَحکُمُ فینا ابنُ الدّعی

وی نخستین شهید بنی هاشم در روز عاشورا بود و در زیارت شهدای معروفه نیز آمدهاست:السَّلامُ علیکَ یا اوّل قتیل مِن نَسل خَیْرسلیل.علی اکبر(ع) درنبرد روز عاشورا دویست تن از سپاه عمر سعد رادر دو مرحله به هلاکت رسانید و سرانجاممرّه بن منقذ عبدی بر فرق مبارکش ضربتی زد واو را به شدت زخمی نمود. آن گاه سایر دشمنان، جرأت و جسارت پیدا کرده  و به آن حضرتهجوم آوردند و وی را آماج تیغ شمشیر و نوک نیزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتشرسانیدند.
امام حسین(ع) در شهادتش بسیار اندوهناک و متأثر گردید و در فراقشفراوان گریست و هنگامی که سر خونین اش را در بغل گرفت، فرمود:ولدی علی عَلَی الدّنیا بعدک العفا(فرزندم علی ،دیگر بعد ازتو اف بر این دنیا
در مورد سنّ شریف وی به هنگام شهادت، اختلاف است. برخی میگویند هجده ساله، برخی می گویند نوزده ساله  و عده ای هم می گویند بیست و پنج سالهبود.اما از این که وی از امام زین العابدین(ع)، فرزند دیگر امام حسین(ع) بزرگتر یاکوچک تر بود، اتفاقی میان مورخان و سیره نگاران نیست. روایتی از امام زینالعابدین(ع) نقل شده که دلالت دارد بر این که وی از جهت سن کوچک تر از علی اکبر(ع) بود. آن حضرت فرمود:کان لی اخ یقال له علیّ اکبر منّی قتله الناس ...
مقبره حضرت علی اکبر علیه السلام  درکربلای معلی پایین پای اباعبدالله الحسین علیه السلام است و در سلام زیارت عاشورامنظور از وعلی علی ابن الحسین، آقا علی اکبر علیه السلاممی باشد.

 

/ 2 نظر / 6 بازدید
آرش زمانپور

سلام جناب مهرانی عزاداری هاتون قبول باشه دنبال مناسبتی بودم شما رو لینک کنم، این شب عزیز رو غنیمت دونستم. با احترام زمانپور

ناشناس

سلام اقای مهرانی من برای اولین بار است که از وبلاگ شما دیدن می کنم یک سوال داشتم شما اخباری از سال 2012 شنیده اید نظر شما چیه ؟