نگاره های تخت جمشید ، هیات نمایندگی بابلی ها

نگاره های تخت جمشید – بخش دوم : هیات نمایندگی بابلی ها

 

 

این هیات هم همانند هیات لیدیایی ها شامل 6 نفر است. رئیس هیات اولین نفر از سمت راست است. او که دست چپش در دست یک شاهزاده ی هخامنشی است ، دست راستش را به نشانه ی ادای درود و سلام بالا آورده است.

 

 

 

چهره ی مردان بابلی با چند تفاوت نسبت به مردان لیدیایی حجاری شده است :

1-      ریش مردان لیدیایی در ناحیه ی چانه صاف بوده و مابقی ریش حالت مجعد دارد اما در مردان بابلی ، تمام ریش بحالت مجعد است.

2-      گوش مردان لیدیایی بطور کامل پیدا است اما در نگاره ی مردان بابلی  بدلیل پر پشت بودن موی سر ، فقط بخش کوچکی از قسمت پایین لاله ی گوش قابل رویت است.

3-      بر روی کلاه لیدیایی ، نوارهایی مشاهده میشود اما کلاه بابلی یک دست و صاف است. همچنین کلاه بابلی آویز نسبتا" بلندی در انتهای خود دارد.

 

 

لباس بابلی شبیه لباس لیدیایی است اما چند تفاوت بین آنها مشاهده میشود :

1-      تن پوش زیرین بابلی بلندتر از نمونه ی لیدیایی آن است و بلندی آن از زیر گردن تا نزدیک مچ پا است

2-      این تن پوش بر خلاف تن پوش لیدیایی ساده بوده و هیچ نواری در روی تنه و یا آستین آن دیده نمی شود.

3-      شنل لیدیایی از روی دوش چپ به پشت سر انداخته شده اما شنل بابلی ابتدا از دوش چپ به پشت گردن رفته و سپس از روی دوش راست در جلوی بدن افتاده است.

4-      در شنل لیدیایی منگوله های متعدد در طول و عرض پارچه بکار رفته است اما در شنل بابلی فقط 1 منگوله در منتهی الیه شنل دیده میشود.

 

 

کفشهای بابلی دارای ساقهای خیلی کوتاه بوده و شبیه به کفشهای امروزی است. همانند کفش لیدیایی ، کفش بابلی هم فاقد بند است.

 

 

 

رئیس هیات بابلی هدیه ای در دست ندارد. دو نفر پشت سر او هر یک دو کاسه ی نه چندان گود ( احتمالا" گرانبها ) را حمل میکنند. دو نفر آخر هم یک گاو نر کوهان دار به همراه دارند. نفر چهارم این هیات ، حامل پارچه ی زیبایی است که در انتهای آن ریشه های تابدار و منگوله های آویز وجود دارد ( سمت چپ عکس بالا ). سمت راست عکس بالا مربوط به نگاره مشهور به " نگاره ی خزانه داری" است. در این نگاره ، داریوش شاه بر تخت نشسته و هیات های نمایندگی را به حضور می پذیرد. بر روی سر شاه سایبانی قرار داشته که متاسفانه به مرور زمان حجاری آن از بین رفته است اما در بالای سر این دو سرباز که در عکس دیده میشوند ( قسمت بالا و سمت چپ ) یادگاری کوچکی از تزئینات آن سایبان باقی مانده است. این تزئینات شبیه همان ریشه های تابدار و منگوله های آویزی هستند که در پارچه ی اهدائی بابلی ها نیز دیده میشود.

 

/ 4 نظر / 37 بازدید
عباس

سلام ابتدا شما ثابت کنید که امام این حرف را زده اند و حتما برای خود سندی داشته باشید نیاز نیست سند را به ما نشان دهید ثانیا مرجعیت ربطی به استنباط تنها ندارد بلکه بحث اعلمیت و ورع و تقو ی در آن مطرح است درضمن جامع مدرسین فقاهت ایشان را زیر سوال نبرده بلکه مرجعیت ایشان را مورد تردید قرار داده است و این به دست افراد خبره است که اعضای جامعه مدرسین از خبره های اجتهاد و مرجعیت هستند

عليرضا بوژمهراني

سلام اون يادداشت رو براي اينكه در اين آشفته بازار سياسي ازش سوء بداشت نشه حذف كردم. اما در ارتباط با فرمايشات شما بايد عرض كنم كه پيدا كردن مرجع اعلم از بين مراجع ، يك امر عرفي است و همين اندازه كه انسان به اطمينان برسه كفايت ميكنه و لازم نيست تفحص بسيار دقيق و موشكافانه داشته باشه ( اگر كسي چنين قدرت استنباطي داشته باشه که بتونه ظرایف احکام فقیهی مراجع رو بررسی و تحلیل کنه تا بفهمه کدوشون اعلم تر از بقیه است ، خودش فقیه خواهد بود و لازم نيست از كسي تقليد كنه ). اگر بخواهيد بحث ورع و تقوي رو پيش بكشيد ، اون وقت بايد همين ورع و تقوي رو در اعضاي جامعه ي مدرسين هم بررسي كنيد تا ببينيد آیا اعضای محترم این جامعه آيا خودشون صاحب اين مهم هستند يا خير؟ ضمن اينكه ورع و تقوي يك امر دروني و معنوي است كه پي بردن به حد و اندازه ي اون ، با نگاه ظاهري ميسر نيست. ادامه دارد...

عليرضا بوژمهراني

ادامه .... برام عجيبه كه چرا نميشه از كسي كه توانايي استنباط احكام فقهي داره تقليد كرد و چرا شما بين فقاهت و مرجعيت ( به معناي كسي كه به او رجوع ميشود ) فرق قائل ميشين؟ اعضاي جامعه ي مدرسين عموما" مورد احترام هستند اما اين جامعه در برگيرنده ي تمام اهل خبره در اين زمينه نيست ؛ ضمن اينكه در احكام شرعي ، شهادت دو عادل براي شناخت مرجع كفايت ميكنه و لازم نيست اين دو عادل حتما" عضو جامعه ي مدرسين باشند. ممنون از اظهار نظر شما. با احترام

عليرضا بوژمهراني

با سلام مجدد به عباس با تذكر شما من به جستجوي آن كلام امام راحل پرداختم. در اين جستجو به مطالب جالبتري هم برخوردم. از جمله : حكم انتصاب در جمع فقهاي شوراي نگهبان قانون اساسي كه در سال 1358 ( 30 سال پيش ) توسط حضرت امام به ايشان ابلاغ شده است. اين حكم به معناي آن است كه فقاهت ايشان ، 30 سال پيش به تاييد امام راحل رسيده است با احترام