یادداشت 24 امرداد 1394 - تلاش برای صعود به قله 4420 متری مورگل

اما ماجرای قله مورگل یه چیز دیگه است. این دومین قله بلند منطقه دنا ، صعودی فنی رو میطلبه و بنا به گفته دوستانی که این قلل رو صعود کردند فنی ترین و سخت ترین صعود در بین قلل منطقه دنا است و این چیزی بود که ما هم بخوبی اون رو درک کردیم. گروه 28 نفری ما متشکل از 22 نفر از اعضای گروه کوهنوردی شهرداری ، 2 امدادگر آتش نشانی ، 1 امدادگر هلال احمر ، آقای تقی زاده و همسر محترمشون که با ماشین شخصی اومده بودند و 1 نفر کوهنورد محلی (راهنما) بود.


توقف در نمازخانه بین راه

 

منظره قلل مرتفع دنا

 

حرکت ما از روستای خفر به طرف جانپناه دنا در ساعت 17:25 آغاز شد و بعد از 3 ساعت و 5 دقیقه کوله­کشی سنگین و با 820 متر افزایش ارتفاع ، در ساعت 20:30 به جانپناه رسیدیم. در طول مسیر تعدادی از همکارن اداری و همینطور سرکار خانم حسنی رو ملاقات کردیم که در حال بازگشت بودند.

 

 

 

 

قبل از ما گروهی از همنوردان از شهر ایذه در جانپناه مستقر بودند و برای همین چادرها رو در محوطه اطراف جانپناه برپا کرده و بعد از صرف شام آماده استراحت شدیم. نبودن ماه در آسمون باعث شد تا همه جا ستاره بارون بشه. بدلیل قرار گرفتن در زمان بارش شهابی برساووشی ، پیش بینی میکردم که باید چند شهاب جالب هم دیده بشه ؛ که همینطور هم شد و تا قبل از خواب ، چند شهاب زیبا رو هم دیدم و چند عکس از منظره شبانه جانپناه گرفتم.

 

 

ساعت 05:25 بامداد صعود رو با همراهی 27 نفر آغاز کردیم. یکی از همنوردان تصمیم گرفته بود در جانپناه بمونه. نیم ساعت بعد از آغاز حرکت  آقای تقی زاده و همسرشون هم تصمیم به مراجعت به جانپناه گرفتند. به نظرم اینگونه تصمیمات شجاعانه و مدیرانه است چرا که هر فردی شرایط روحی و جسمی خودش رو بهتر از دیگران متوجه میشه و هرگز نباید در چنین برنامه های سنگینی ، خودش رو بی جهت دچار مشکل کنه.

 

تا رسیدن به ارتفاع 3950 متری تنها حرکت در شیب تند داشتیم که خوب مشکل خاصی نبود و تمام 25 نفر اعضای گروه به راحتی این بخشها رو طی کردند. هدایت مدبرانه آقای سلیمانی (راهنمای محلی گروه) باعث شد تا بدون کمترین مشکلی تا پای دیواره مورگل برسیم.

 

 

در این صعود جناب آقایی (مسئول محترم کارگروه هیمالیانوردی هیات کوهنوردی استان اصفهان) رو هم ملاقات کردیم ؛ کوهنوردی بسیار توانمند و با اخلاق

 

با رسیدن به پای دیواره مورگل متوجه شدیم چرا صعود مورگل فنی است ؛ صعود از یه دیواره بلند به طول تقریبی 330 متر و با اختلاف ارتفاع 210 متر (شیب متوسط نزدیک به 45 درجه که البته در بعضی قسمتها تا حدود 60 درجه هم میرسید!). با اینکه اکثر قریب به اتفاق اعضای گروه مشکلی برای حرکت در این دیواره نداشتند اما احتیاط رو رعایت کردیم و با همت دو امدادگر آتش نشانی که همراه گروه بودند (دوستان ارجمند آقایان خالصی و شاکریان) حمایت مورد نیاز تامین شد.

 

با رسیدن به ارتفاع 4219 متری و در حالیکه شاید فقط 1 تا 1.5 ساعت دیگه تا قله فاصله داشتیم اما بدلیل اینکه بخاطر حمایت صعود از دیواره مورگل ، زمان رو از دست داده بودیم و ممکن بود با صعود به قله و لزوم حمایت مجدد در بازگشت از دیواره منتهی به قله و دیواره 330 متری ، با تاریکی هوا و خطر زیاد در فرود مواجه بشیم ، با مشورت و نظر سرپرست محترم برنامه تصمیم خردمندانه­ای گرفته شد و برنامه صعود رو در همون ارتفاع 4219 متری خاتمه دادیم. همیشه لازم نیست تا قله بریم. مهم اینه که صعود به قله ، با تضمین حفظ سلامتی در برگشت و کاهش ریسک همراه باشه. قله­ها همیشه هستند و انشاءالله در زمانی دیگه این قله رو هم صعود خواهیم کرد.

 

نمای زیبا از قله قاش مستان (بلندترین قله دنا). از دور شکل قله شبیه نیم رخ آدم میمونه!!

 

همراه با همسرم در ارتفاع 4219 متری مورگل و نمای قله قاش مستان

 

عکس گروهی در پای دیواره منتهی به قله مورگل

 

عکس یادگاری گروه

 

در موقع فرود از دیواره مجددا" از حمایت استفاده شد که طبیعتا" نسبت به زمان صعود کاری حساس­تر بود و بحمدالله موفق.

 

 

 

 

 

قبل از رسیدن به جانپناه و در بخشی که آخرین بازمانده­های یخچالها در حال آب شدن بودند رفتیم زیر یکی از این یخچالها. یه غار برفی کوچک و بسیار زیبا. تجربه دیدن این غار برفی رو در سال 91 داشتم و از دوستان خواستم بیان و عکس بگیریم. داخل این غاز هوا سرد و مطبوع بود و خستگی رو از تنمون بدر کرد.

 


 

ساعت 18:30 رسیدیم پناهگاه و 35 دقیقه بعد راهی روستای خفر شدیم. با اینکه بخشهای آخر مسیر رو با یه نیسان طی کردیم اما باز هم 02:20 طول کشید تا برسیم به روستا. چند دقیقه­ای رو که با نیسان اومدیم تا روستا ، از صعود و فرود دیواره مورگل خطرناکتر بود!!! جاده خاکی بسیار ناهموار بود و همه نگران چپ کردن ماشین. اما در همین مدت اونقدر خندیدیم که نگو و نپرس. بس که بچه­ها ائمه رو یاد میکردند بهشون گفتم که فکر نکنم که در طول عمرتون اینقدر اسامی دوازه امام رو به زبون آورده باشید!!! این خنده­های بیشمار پایان بخش برنامه صعودمون بود.

 

با رسیدن به روستا طبق معمول رفتم یه دوغ عالیس خریدم و نوش جان. شام رو در یه قهوه­خونه کوچک در روستای خفر صرف کردیم و به طرف اصفهان به راه افتادیم. ساعت 03:00 بامداد شنبه رسیدیم به اصفهان.

 

 

لازمه از سرپرست محترم گروه ، سرپرست محترم برنامه ، امدادگران محترم آتش نشانی و امدادگر محترم هلال احمر تشکر کنم که چنین برنامه­ای زیبا ، فنی و بسیار بسیار پر نشاط رو برامون فراهم کردند.

 

وقتی داشتم از جانپناه به روستا برمیگشتم به این فکر میکردم که دیگه توان کوله کشی سنگین رو ندارم و باید چنین کوهنوردیهای سنگینی رو کنار بذارم. خوب ، شاید برای کسی که به سن بنده رسیده باشه و فقط هر از گاهی کوهنوردی سنگین انجام میده ، 16 ساعت کوپیمایی سنگین که 2.5 ساعت آخرش با حمل کوله­ای به وزن 18 کیلو بوده واقعا" هم سنگین باشه. در اون حال خستگی تصمیم گرفتم دیگه کوهنوردی طولانی که نیازمند حمل کوله سنگین باشه رو کنار بذارم اما الان که دارم به صعود گذشته فکر میکنم میبینم خیلی خیلی تمایل دارم تا انشاءالله اگه عمری برام باشه و شرایط جسمیم اجازه بده ، سال دیگه دوباره برم دنا و به قله مورگل صعود کنم ؛ ولی اینبار کوله اصلیم رو با قاطر حمل میکنم تا انرژی لازم برای رفتم تا آخر مسیر در زمان مناسب رو داشته باشم ؛ انشاءالله

/ 3 نظر / 108 بازدید
مسعود

سلام، مثل همیشه گزارش خوب و کاملی بود با جزییات. برای من هم که افتخار داشتم در این صعود با شما باشم تجربه خیلی موفقی بود. ان شالله باز هم توفیق بشه در صعودهای بعدی با شما باشم.

حمید

سلام فقط میتونم بگم جای ما هم خالی. فردا انشا الله یه تست ورزش و یه اکو بدم معلوم میشه که توی برنامه های بعدی هستم یا نه!!! [ناراحت]

کیوان زمانی

خسته نباشید ممنون از گزارش خوبتون واقعا همیشه هدف رسیدن به قله نیست لحظه به لحظه ی این گزارش تجربیات جدید بود همین کافیست. در ضمن قله ی مورگل واقعا سنگین و زمان بر میباشد ولی توی رشته ی دنا سخت تر از مورگل هم داریم برای مثال قلات بزی