یادداشت 3 شهریور 1397

عموها و عمه های عزیزم تصمیم گرفته بودند تا مراسم یادبودی برای محسن عزیز در نیشابور و روستای آبا و اجدادی برگزار کنند. عموزاده های گرامیم زحمت هماهنگیهای لازم رو کشیده بودند. برای حضور در این مراسم ، صبح چهارشنبه با ماشین خودم و به تنهایی عازم سفر شدم و بعد از 12 ساعت 30 دقیقه رانندگی مستمر به نیشابور رسیدم.


در این سفر برای اولین بار از اتوبان قم – گرمسار عبور کردم ؛ جاده ای با کیفیت بسیار بالا ، عرض مناسب و دارای چشم اندازهای کویری زیبا. فرصت بسیار محدودی داشتم والا دوست داشتم با توقفهای متعدد ، عکاسی هم انجام بدم. این چشم اندازها در جای جای جاده ی کویری گرمسار تا سبزوار نیز خودنمایی میکرد. این مناطق در زمانهای بسیار دور بستر دریای تاریخی تتیس بوده و خیلی دوست داشتم در برخی بخشهای مسیر به دنبال فسل آبزیان بگردم اما در این سفر خاص فرصتی و حالی برای اینکار نبود. در طول مسیر یکی دو بار برای پر کردن باک ماشین ، اقامه نماز ، استراحتی اندک و خوردن چای توقف داشتم تا از فشار وارده به کمر و گردنم بکاهم.


حوالی اذان مغرب به منزل پسرعمویم رسیدم. شب رو در نیشابور ماندم. صبح زود به روستا رفتیم و بعد از صرف صبحانه ابتدا برای زیارت اهل قبور به طرف قبرستان روستا (مزار) رفتیم. 7 سال از آخرین سفرم به نیشابور و این روستا گذشته بود و در این مدت تعدادی از بستگانم به رحمت خدا رفته بودند.... بر سر مزار عمه بلقیس و عمو رضا گریستم....


برادرم به همراه خانواده اش و تعدادی از فامیل از گرگان و مادرم از تهران خودشون رو برای مراسم رسوندند. بعد از ظهر تا غروب در مسجد روستا و مراسم حضور داشتیم. قبل و بعد از مراسم فرصتی فراهم شد تا در جمع بستگانمون حاضر بشیم و دیداری تازه کنیم ؛ و عجیب اینکه 7 سال پیش پس از فوت پدرم به اینجا اومده بودم و اینبار پس از درگذشت محسن....


شنبه صبح باید در جلسات اداری متعددی شرکت میکردم و برای همین بامداد جمعه دوباره راهی جاده شدم. مسیر برگشتم متفاوت بود و باید مادرم رو به تهران برمیگردوندم. صبح زود از نیشابور راه افتادم و به ترافیک و ازدحام مسافرینی که در حال برگشت به تهران بودم برخورد نکردم. توقف در تهران در حد نماز خواندن بود و دوباره راهی جاده شدم.

پس از 13 ساعت و 30 دقیقه رانندگی به اصفهان رسیدم. خدا رو شکر که این سفر طولانی و کوتاه به سلامت طی شد.


از تمامی عموهای بزرگوار ، عمه های نازنین ، عموزاده ها و عمه زاده های مهربان و دیگر بستگان ارجمندی که در برپایی این مراسم و پذیرایی از میهمانان نهایت لطف و توجه و مهربانی رو مبذول داشتند صمیمانه و متواضعانه تشکر و قدردانی میکنم. امیدوارم موفق و سلامت باشند . خبرهای شادی بخش از اونها دریافت کنم.

/ 0 نظر / 67 بازدید